خرید انواع کتاب قرآن و مفاتیح الجنان با بالاترین تخفیف + طراحی یادبود رایگان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کتاب تولد در سائوپائولو

مولف (پدیدآور) :

راضیه مکاریان


قیمت پشت جلد: 1200000 ریال
قیمت برای شما: 1,008,000 ریال 16 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 23 اسفند 1402

توضیحات

هرچه بیشتر درباره دین اسلام می فهمیدم بیشتر احساس شرمندگی می کردم. من مدت ها بود که خالقم را فراموش کرده بودم، ولی او هیچ وقت مرا فراموش نکرده بود.

کتاب "تولد در سائوپائولو" روایتگر خاطرات کامیلا سلستینو، بانوی برزیلی مسلمان شده می باشد. شخصی که سوالات سرشاری ذهنش را فراگرفته بود تا درنهایت به خالق خود برسد و به دین اسلام روی آورد.

معرفی کتاب تولد در سائوپائولو:

شروعی در سائوپائولو:

من که متولد شدم پدرم هنوز سر کار بود رستوران ایتالیایی شلوغ بود و سرآشپز اجازه مرخصی نمیداد دایی یک ساعت ،قبل مادر را به بیمارستان رسانده بود.

با پایان ساعت کاری پدر کلاه از سر برداشت پیش بندش را باز کرد و سریع از کنار میزهای سالن با تک و توک مشتری هایی که مقابل بشقابهای خالی نشسته و به صندلی ها لم داده بودند و لیوان هایشان را برای چندمین بار از شراب پر میکردند گذشت و از در خروجی که یکی یکی چراغ هایش خاموش میشد خارج شد.

مرد فقیری با لباس کهنه نزدیک در نشسته بود که با عجز و ناتوانی به پدر نگاه میکرد پدرم ایستاد مرد چیزی .گفت پدرم .نفهمید او به زبان دیگری به جز پرتغالی صحبت میکرد مرد دستش را روی شکمش گذاشت پدر نگاهی به او نگاهی به ساعتش نگاهی به شلوغی خیابان و آسمان تاریک انداخت.

آهی کشید و وارد رستوران شد چند دقیقه بعد با یک ظرف غذا برگشت مرد بر روی سینه صلیب کشید و به همان زبان چیزی .گفت پدرم هم عمل تصلیب را انجام داد و لبخند زد

برشی از کتاب تولد در سائوپائولو:

گفتم به تنها چیزی که در این مدت فکر نکرده بودم همین بود. برای من بهتر است در ایران بمانم و کار خودم را بکنم اما به خانم کامیلا قول داده ام و باید برای تبلیغ بروم شرط ازدواج او همین بوده است و من پذیرفته ام. من عقده خارج رفتن ندارم و کشور خودم را بیشتر از هر جای دیگر دوست دارم

آقای مدیر شروع کرد از شخصیتم حرف بزند و به من گفت چه خصوصیاتی دارم که در رأس همه آنها به عجول بودن و بلند پروازیام اشاره کرد.

همه حرف هایش درباره من درست بود و بعد نظر نهاییاش را با کلمات شمرده شمرده بیان کرد: «ما همه چیز را بررسی کرده ایم و با این ازدواج مخالفتی نداریم فقط باید اول به خدا بعد به امام زمان و سوم به من یک قولی بدهی قول بده این دختر را اذیت نکنی و خوشبختش کنی کاری نکنی که یک روز از این ازدواج پشیمان شود. ناراحتش نکن که اگر کردی حساب کارت با خدا و امام زمان است.»

من هم قول دادم تلاشم را بکنم که اذیتت نکنم و خوشبختت کنم جوری که از دستم راضی باشی.

همان دینی که تروریست اند؟

چند روز از آغاز خواندن کتاب میگذشت که در خانه به والدینم گفتم میخواهم مسلمان بشوم مادرم گفت این همان دینی نیست که در تلویزیون نشان میدهد و پیروانش تروریست هستند؟

گفتم: بله ولی دروغ میگویند. دین اسلام توصیه میکند با دیگران مهربان باشیم؛ خوش اخلاق باشیم؛ یکدیگر را دوست داشته باشیم؛ اگر کسی را بکشیم مثل این است که همه آدمها را کشته ایم و اگر جان کسی را نجات بدهیم مثل این است که کل انسانها را نجات داده ایم. مسلمانان به خدا اعتقاد دارند و او را میپرستند.

پدرم پرسید: «خدای آنها الله است؟»

برای پدرم توضیح دادم که الله همان خالق آسمان و زمین و همان خدای عیسی و مریم است فقط خدا به زبان عربی که زبان کتاب مقدس مسلمانان است. میشود الله.

حتی گفتم که مسیحیان ساکن لبنان هم به خدا الله میگویند. پدرم گفت اگر اعتقاد به خدا داشته باشی و او را بپرستی اشکالی ندارد. من مخالفتی با مسلمان شدنت ندارم نظر مادرم هم همین بود. از این که اینقدر زود قبول کرده بودند تعجب کردم.

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس