فروش ویژه کتاب «ترجمه الغارات» با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 320000 ریال
قیمت برای شما: 304,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 7 بهمن 1400

توضیحات

در بدو ورود مجروحین، آن ها را تقسیم بندی می کردیم: این الان برود اتاق عمل؛ دیگری دو ساعت وقت دارد؛ آن یکی دوروز وقت دارد. به همین شکل همه را زمان بندی می کردیم. آنهایی را که وقت کافی داشتند می فرستادیم باند و با هواپیما منتقل می شدند. اما...

در میان بحبوحه جنگ و آتش ها، گروهی دلسوز وجود داشتند که خیلی سختی کشیدند. آن هم عزیزان در عرصه بهداشت و درمان بودند که از ابتدای انقلاب اسلامی به مداوای مجروحان در خدمت مردم و اسلام پرداختند.

کتاب "پزشک پرواز" خاطرات دکتر محمد تقی خرسندی است که بخش هایی از رویدادهای ناگفته و زوایای اقدامات این گروه خدمتگزار را در دوران دفاع مقدس برای خواننده روشن می کند. این کتاب توسط انتشارات سوره مهر در قطع رقعی وبا 176 صفحه به چاپ رسیده است

پیشنهاد کتاب: کریسمس در نیاوران

حضور در تجمعات:

اگر جایی تجمعی می دیدم، قاطی مردم می شدم. خط و خطوطی را | از تهران می گرفتم، به این ها می دادم؛ مثلا تظاهرات را از کجا شروع کنند، چه شعارهایی بدهند و چه کارهایی بکنند یا چه سرودهایی بخوانند.

چند تن از فارغ التحصیلان پزشکی در تهران که با هم در ارتباط بودیم، می گفتند نظامی هستم؛ حواسم جمع باشد؛ با دوران تحصیل فرق می کند؛ نباید بفهمند فعالیت سیاسی می کنم. برادرم، نظامی و همافر ارتش بود؛ همین طور یکی از دوستانم که بعدها از کشور رفت. این ها، اطلاعات زیادی در باره مسائل نظامی داشتند و این که کسی که نظامی ست، نباید با گروه های سیاسی ارتباط داشته باشد.

دزفولیها دلشان می خواست به پایگاه نفوذ کنند. رابط داخل پایگاه در نیروی زمینی، یکی از دوستان دندان پزشک بود. نیروی زمینی، تعصبشان به نظام پهلوی، بیشتر از نیروی هوایی بود. دوست دندان پزشک مان به هیچ وجه نمی توانست بین آنها نفوذ کند.

می ترسید و میگفت امکان ندارد. منتهی در نیروی هوایی، فرهنگ دیگری حاکم بود. می شد با آنها صحبت کرد. با یکیشان که نرم تر بود، صحبت می کردم. او میرفت با دیگران صحبت می کرد. این ارتباط، در صحبت های معمول صورت می گرفت؛ طوری که کسی متوجه نمیشد من رابط هستم. به : خود میگفتم: از کجا معلوم که خود او جاسوس نباشد و مرا لو ندهد. برای همین، خیلی رعایت می کردم...

صفحه 40 کتاب پزشک پرواز

عملیاتی افتخار آمیز:

اولین حمله افتخار آمیز ایران، به نظرم، عملیات فتح المبين بود.

تقریبا بیست روز قبل از عملیات فتح المبين گفتند که گروه رنجر می رود دنبال یک نفر؛ یک پزشک هم همراه آنها برود. نمی دانستیم که قرار است چه کسی را پیدا کنند. یک گروه نجات، با بالگرد رفتند، او را پیدا کردند و آوردند.

ایک افسر ایرانی بود. میگفت سه ماه بین نیروهای عراقی بوده و به عنوان یک افسر عراقی با آنها زندگی می کرده. بعد که فهمیده بودند، دنبالش می کنند، و او خود را از جای بلندی می اندازد پایین. شانس آورده بوده زیر پایش شن و ماسه بوده، و فقط یک پایش شکسته بود. با رادیوی همراهش، پیام کمک می فرستد.

شب، هواپیمای اف-۱۴ گشت هوایی، به پایگاه اطلاع می دهد که من سیگنال هایی از فلان نقطه دریافت می کنم. گروه رنجر، همراه یک پزشک با بالگردشان می روند آنجا، و او را تقریبا از وسط نیروهای عراقی نجات می دهند. اطلاعاتش ارزش داشت برای ایران. عراقی ها هم تلاش کرده بودند او را پیدا کنند؛ ولی نتوانسته بودند. متأسفانه نامی از او در خاطرم نمانده است.

قبل از شروع عملیات، کارهایی منظم انجام گرفت که با آمادگی کامل وارد این عملیات شدیم.

بیمارستان پایگاه، یک اورژانس معمول، و در هر بخش، شش تخت داشت. در منطقه بزرگی نزدیک بیمارستان، چادری را با شصت تخت اورژانس آماده کردند؛ طوری که آمبولانس می توانست تا پهلوی تخت بیاید، و مجروح را از آمبولانس مستقیم روی تخت اورژانس بگذارند، و از سمت دیگر بیرون برود. اتاقهای عمل بیمارستان را هم زیادتر کردند. از چهار به هجده تا بیست اتاق عمل رسید.

هر آمبولانسی که می آمد، معمولا سه تا چهار مجروح داخلش بود. موقع عملیات، آمبولانس ها پشت سر هم می آمدند. مسیر خیابانها را کاملا تغییر داده بودند تا آمبولانس هایی که از چند راه وارد شهر می شوند، راحت به بیمارستانها برسند و کوتاهترین مسیر را طی کنند...

صفحه 85 کتاب پزشک پرواز

پیشنهاد ما: کتاب مکیال المکارم

پیشنهاد ما: خرید کتاب بحار الانوار

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس