فروش ویژه کتاب «الغارات» - با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 500000 ریال
قیمت برای شما: 440,000 ریال 12 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 8 ارديبهشت 1401

توضیحات

آیت الله شیخ عباسعلی صادقی قهاره از روحانیون برجسته و فضلای معروف حوزه علمیه کمالیه، با دعوت آیت الله کمالوند در سال 1338 به خرم آباد هجرت نمود و از میان افرادی که توسط آیت الله کمالوند به خرم آباد دعوت شدند تنها ایشان اقامت طولانی مدت و دائمی در خرم آباد برگزید.

خاطرات ایشان در راستای ثبت و ضبط خاطرات پیشگامان مردمی انقلاب به همت آقای سامان سپهوند در کتاب "میان لشکر هجران" جمع آوری گردیده و توسط انتشارات راه یار به چاپ رسیده است

پیشنهاد ما: کتاب از چیزی نمی ترسیدم

مقدمه کتاب میان لشکر هجران:

به سبب راه اندازی حوزه علمیه خرم آباد و جایگاه آیت الله کمالوند در رأس آن، گروهی از مدرسان و طلبه های شهرهای مختلف ایران، برای تدریس و تحصیل به خرم آباد آمدند. مهاجرت این افراد در تحول فکری سادات، روحانیان و دیگر متولیان امور مذهبی خرم آباد تأثیر فراوانی به جا گذاشت؛ چراکه به دلیل مسائل سیاسی، اجتماعی و تاریخی این سامان، افراد مذهبی ارتباط کمتری با دیگر نقاط ایران داشتند.

این افراد با اقامت درازمدت در خرم آباد و برقراری رابطه با مردم، در انتقال فرهنگ ها و تصحیح رفتارها و منش های دینی نقش داشتند.حضور این افراد، به ویژه تأثیر آنان در سازماندهی نهضت، سبب شد که جنبش روحانیت لرستان از حالت قومی بیرون آمده و پیوندهای ملی و هم ریشگی آنان با نهضت قم نمود بیشتری پیدا کند.»

یکی از روحانیانی که به دعوت آیت الله روح الله کمالوند به خرم آباد آمد، آیت الله عباسعلی صادقی قهاره است. آیت الله عباسعلی صادقی قهاره از روحانیان برجسته و فضلای معروف حوزه علمیه کمالیه، با دعوت آیت الله کمالوند در سال ۱۳۳۸ به خرم آباد هجرت کرد. از میان افرادی که آیت الله کمالوند آنها را به خرم آباد دعوت کرد، تنها ایشان اقامت طولانی مدت و دائمی را در خرم آباد برگزیدند...

حج به نیابت از پدر بزرگ:

پدربزرگم وصیت کرده بود من برایش حج نیابتی بروم. در سال ۱۳۳۹ به نیابت مرحوم پدربزرگم حج رفتم. در خرم آباد بیست نفر قصد سفرحج داشتند، ولی کاروان زیارتی نبود. خودم کاروان تشکیل دادم. در خرم آباد گذرنامه صادر نمیکردند و برای گرفتن گذرنامه کل کاروان به کرمانشاه رفتیم. قرار بر این بود حالا که کاروان را تشکیل داده ام، حاجیان را نسبت به اعمال حج راهنمایی کنم و در «مکه» و «مدینه» برایشان جا بگیرم.

برای پرواز از تهران به «جده» دو نوع هواپیما بود: ۴۵ نفری و ۷۰ نفری. هواپیمای ۴۵ نفری آن قدر بنزین نداشت که مستقیم تا جده برود. از تهران پرواز می کرد در آبادان می نشست و بنزین می زد. هواپیمای ماه ۷ نفری بود و یک سره به جده رفت. از اولین سفرحج همین قدر به یاد دارم.

تا سال ۱۳۵۲ هرسال حج میرفتم. از سال ۱۳۵۲ تا پیروزی انقلاب دیگرحج نرفتم و پس از انقلاب هم بارها مشرف شدم. از این سفرها خاطرات مختلفی یادم مانده است.

صفحه 100 کتاب میان لشکر هجران

شاه فراری:

آن روزی که رادیو اعلام کرد شاه رفت، مردم یک مرتبه توی خیابان ها ریختند و شروع کردند به جشن و پایکوبی. من و آقانورالدین رحیمی بین مردم بودیم. مردم من و مرحوم شهید رحیمی را با شوق گرفتند و بلند کردند و از مسجد صاحب الزمان به طرف «سبزه میدان» درحالی که شعار میدادند حرکت کردیم.

به هر حال آن پیش بینی امام ۱۵ سال قبل، یک مرتبه عملی شد. مردم انتظار رفتنش را داشتند و هی امروز و فردا می کردند که شرش کنده شود. وقتی که شاه رفت، مردم در سرتاسر ایران جشن گرفتند و پایکوبی کردند که از شر این مرکز فساد راحت شدیم. از ما عکس هم گرفتند. عکس را به من نشان هم دادند.

یادم نیست کی بود که آمد و گفت «این عکس شماست روی دوش مردم.» عکس مرحوم شهید رحیمی را هم جداگانه گرفته بودند. من آن موقع به فکر نبودم که اینها یک موقعی ارزش تاریخی پیدا میکند و الا میگفتم عکس را تکثیر کنند و به من هم بدهند.

صفحه 171 کتاب کیان لشکر هجران

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->