فروش ویژه کتاب «الغارات» - با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 350000 ریال
قیمت برای شما: 336,000 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 8 ارديبهشت 1401

توضیحات

کتاب ماموریت خدا هفت روایت از احمدرضا سعیدی، شهید ایرانی جهاد اسلامی افغانستان است. جوانی هجده ساله و متولد تهران که چهل سال پیش، در بهسود افغانستان به شهادت ‌رسید و زندۀ جاوید شد. کتاب ماموریت خدا کتابی است در موضوع تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی  و جبهه بین الملل انقلاب اسلامی - افغانستان که توسط انتشارات راه یار در سال 1400 به چاپ رسیده است.

مقدمه کتاب ماموریت خدا:

اولین بار، اواخر تابستان ۱۳۸۷، اسم احمدرضا سعیدی را از مجاهدی شنیدم که زاده بهسود افغانستان بود. با هم درباره خاطرات جهادی اش گپ میزدیم. در حین گفت وگو پرسیدم: «از مبارزان ایرانی که در جهاد افغانستان حضور داشتند، کسی را می شناسید؟» مکثی کرد و گفت: «بله. من و جمعی از همرزمانم در سال ۱۳۵۹ در بهسود زیرنظر سه نفراز رزمندگان ایرانی که برای آموزش آمده بودند، آموزش های نظامی و چریکی دیدیم. اسم هر سه نفرشان علی بود. مرحله اول آموزش تمام شده بود که خبر رسید نیروهای بعثی رژیم عراق به ایران حمله کرده اند. هرسه خداحافظی کردند و به ایران برگشتند.»

با کمی درنگ ادامه داد: «در همان روزها، رزمنده ایرانی دیگری هم به مجاهدین ارباب غریب داد، در دره گجاب اموزش نظامی میداد. فکر کنم اسمش احمد بود. او همان جا شهید شد ومزارش هم آنجاست.» اطلاعات دیگری نداشت. بعد از شناسایی شهید احمدرضا، با مجاهدین دیگری تماس گرفتم که اهل بهسود بودند. با آنکه بعضی ها خبر حضورش را تأیید کردند، از دلیل حضور او بی خبر بودند.

نا امید نشدم و برای پیداکردن خانواده شهید به تلاشم ادامه دادم. هفته ها وماه ها گذشت. در این مدت با مجاهدانی از دیگر ولایات افغانستان نیز آشنا شدم. یکی از آن مجاهدان، دکترعلی واحدی از ولایت قندهار بود. پاییز۱۳۸۸ روزی با ایشان قرار ملاقات گذاشتم. آن روز، حدود دو سه ساعت درباره خاطرات جهاد با هم حرف زدیم. ایشان در بخشی از خاطرات خود گفت: «پیش از انقلاب اسلامی، در شهر قندهار در محفلی حضور داشتم که شهید محمد منتظری و آقای سید محمود دعایی نیز در آن حضور داشتند. البته هرکدام با فاصله زمانی آمده بودند.»

پیشنهاد ما: خرید کتاب دکل

شهدای در هجرت:

از هر مسیری که می رفتم، انتهایش به مکتب توحید می رسیدم. در مسیر مکتب هم با آدم های جدیدی آشنا می شدم. آقای پرویز سروری را میتوان هم دوست و هم مربی شهید سعیدی دانست . شماره و نشانی ایشان را هم در همین مسیر یافتم. در یکی از روزهای پاییزی سال ۱۳۸۸، وقتی تلفنی با او همکلام شدم، خودم را معرفی کردم و درخواست ملاقات کردم. برخلاف اینکه فکر میکردم چون نماینده مجلس است ، جواب منفی میدهد، با مهربانی گفت: «هفته آینده ساعت ده صبح روز دوشنبه، در خدمت شما هستم. به ساختمان مجلس شورای اسلامی در بهارستان بیایید.»

آن روز با هیجان بسیار به ساختمان مجلس رفتم. انگار برای ورود من از پیش هماهنگی شده بود. به آسانی به دفتر کار ایشان رفتم. صمیمانه پذیرایم شد. برای جلب اعتماد ایشان، درباره فعالیت ها و پژوهشم درباره شهید احمدرضا سعیدی حرف زدم. ایشان هم با علاقه مندی خاصی درباره شهید سعیدی سخن گفت. آن روز، زمان محدود ما به سرعت باد گذشت و به امید صحبت مفصلی در آینده خداحافظی کردیم . از آخرین دیدار، روزها و ماه ها گذشت. سال ۱۳۹۰ برای ساخت مستندی درباره زندگی شهید سعیدی، به افغانستان رفتم. وقتی برگشتم، در پاییز سال ۱۳۹۱ دوباره با ایشان تماس گرفتم. باز هم با مهربانی پذیرایم شد. این بار با دوربین فیلم برداری به دفتر کارش در ساختمانی در حوالی میدان فردوسی رفتم. گفت وگوی مفصلی کردیم.

همان سال فیلم مستند «مأموریت خدا» تدوین و آماده نمایش شد. در اولین نمایش خصوصی فیلم ، به ایشان زنگ زدم تا دعوتش کنم؛ اما خارج از تهران بود. بعد از آن هم دیگر ایشان را ندیدم. حتی نمی دانم فیلم مستند شهید احمدرضا را دیده است یا خیر. بگذریم. این متن ویراسته سخنان هر دو دیدار است که با فاصله زمانی بسیار انجام و تدوین شده است. بدون تردید، سخنان ایشان که نماینده مردم تهران در دوره های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی بود، جذاب و خواندنی است.

صفحه 140 کتاب ماموریت خدا

پیشنهاد ما: خرید کتاب تحف العقول

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->