فروش ویژه کتاب «الغارات» - با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


ساده رنگ


قیمت پشت جلد: 400000 ریال
قیمت برای شما: 372,000 ریال 7 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 8 ارديبهشت 1401

توضیحات

یک روز داخل پادگان صداهای عجیبی شنیدیم. شلیک گلوله، هیاهو، بوی دود و سوختگی و... حالا ماها هاج و واج اولین چیزی که به ذهنمان زد این بود که شاید هم توطئه است...

کتاب "ساده رنگ" از تلاش های فرهنگی و بازسازی جامعه انقلابی می گوید. از تلاش های آقای مجید دلدوزی در به ثمر رساندن هر چه بیشتر میوه های انقلاب. خاطرات فرهنگی و هنری آقای مجید دلدوزی در این کتاب توسط انتشارات راه یار در قطع رقعی وبا 352 صفحه در اختیار عموم کتاب دوستان عزیز قرار گرفته است 

پیشنهاد ما: کتاب از چیزی نمی ترسیدم

اول های انقلاب:

روزهای اول انقلاب را در تبریز دیده بودم. با اینکه جمعیت زیاد بود، بلندگو و دم و دستگاهش خیلی لازم نبود، اما آنجا جوان ترها پنج شش تا بلندگو و آمپلی فایر را مرتب و آماده می کردند، بعدش هم تظاهرات خیلی منظم سامان دهی میشد: زن ها جدا، مردها جدا، شعارها هماهنگ، یک سری قسمت اول را می گفتند (مثلا آقایان) و سری بعد جواب و ادامه شعار را می گفتند و این عظمت و تأثیر کار را خیلی زیاد میکرد.

مردم، قبل ازظهرها سر کارهایشان بودند (نه همیشه) و بعدازظهرها آستین ها را بالا زده راه می افتادند، هم برای خبرسازی، هم برای خبرگیری . شعارها مثل «الله اکبر» و «مرگ بر شاه» و مخلفات دیگرشان، به اضافه اینکه مثلا اگر صبح، شاه یک حرفی زده، بعدازظهر همان روز جوابش در تظاهرات مردم شنیده میشد! آن هم باهجویه ها و شعارهای جالب و گیرا.

من هر روز که از راهپیمایی برمیگشتم یک چیزهایی توی دفترم مینوشتم، مثل طراحی، نقاشی، نوشته . دفترم تمام زندگی ام بود و کم کم داشت پر میشد. چیز خاصی که نداشتم و بهترین کاری که در زندگی ام احساس میکردم انجام داده ام همان بود. همیشه همراهم بود و هیچ وقت از خودم دورش نمیکردم.

حدود ده روز گذشت....

صفحه 45 کتاب ساده رنگ

روزنامه ها:

از کارهای بسیار خوبی که از یکی دو ماه پیش از اجلاس کنگره راه افتاده بود، هماهنگی با روزنامه های استانی و سراسری و ارسال خاطرات چکیده و خواندنی رزمندگان اسلام، ازجمله مربوط به سرداران شهید، به آنها بود.

خاطره ها از طرف واحد مطبوعات کمیته تألیف و تدوین، انتخاب، حروفچینی و ویرایش می شد؛ می رسید دست ماو مادر قالب ها و کادرهای مناسب هر روزنامه، تنظیمشان میکردیم و به دفاتر اصلی یا نمایندگی شان در تبریز تحویل می دادیم.

ستون های خاطره در ایام کنگره به صورت مداوم چاپ می شدند و مطالب آنها اولین خروجی منطقی و بسیار مؤثر ستاد کنگره بود و صد البته آن کار خوب و شریف هم عمرش به عمر کنگره بند بوده

صفحه 233 کتاب ساده رنگ

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->