قیمت پشت جلد: 22000 ریال
تاریخ بروزرسانی: بیش از شش ماه پیش
توضیحات
شما هم اگر روز صبح، از خيابان باريكي كه باب همايون را به ناصر خسرو وصل ميكند، مي گذشتيد، حتماً لاشه ي او را مي ديديد. كنار جوي آب، نزديك هشتي گودي كه سه در خانه در آن باز مي شود. افتاده بود. يك دست و يك پايش هنوز توي جوي آب بود. و مردم دور او جمع شده بودند و پرحرفي مي كردند. دو پاسبان با دو ورق كاغذ بزرگ، از راه رسيدند و مردم را كنار زدند. اول گوني پاره اي را كه به جز شلوارش، تنها لباس او بود از روي دوشش برداشتند؛ تكانش دادند و چون چيزي از آن نيافتند، به كناريش نهادند و آن پاسباني كه كاغذ و قلم را به دست گرفته بود. پس از نوشتن جمله هاي فورمول مانند گزارش، چنين افزود:...
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم