فروش ویژه کتاب «الغارات» - با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


خانم مربی


قیمت پشت جلد: 480000 ریال
قیمت برای شما: 432,000 ریال 10 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 8 ارديبهشت 1401

توضیحات

بعد از پیروزی انقلاب و شروع دفاع مقدس به واسطه اوضاع خاص آن دوران، حضور مردمی در عرصه های اجتماعی، سیاسی و.. پررنگ تر شد. حضور در راهپیمایی ها جای خودش را به نهضت سواد آموزی داده بود و تلاش برای حضور در مدارس برای مقابله با ظلم و فقر بی سوادی در جامعه.

کتاب "خانم مربی" که وظیفه تحقیق و تدوین آن را خانم مرضیه ذاکری انجام داده است به سراغ خاطرات شفاهی سعیده صدیق زاده از آن دوران و تلاش برای احیای علم در جامعه می گوید. خاطرات خانم مربی که حالا هم می تواند الگویی مناسب برای معرفی از خودگذشتگی برای معلمان عصر حاضر باشد. این کتاب توسط انتشارات راه یار در قطع رقعی و با 272 صفحه به صورت مصور به چاپ رسیده است.

نشریه زنان پیشتاز:

اسم نشریه مان «زنان پیشتاز» بود. در تعطیلات نوروز چاپش کردیم. مطالب مختلفی داشت؛ از مطالب مهم و جدی تا لطیفه و شعرهای طنز. به همین خاطر بچه ها خیلی خوششان آمده بود.

به نظرم در زمان خودش و در مقایسه با نشریه های دیگری که در مدرسه ها چاپ می شد، متنوع تر بود؛ چون هم رنگی بود و هم نقاشی داشت. آن موقع چاپ نشریه رنگی خیلی سخت بود، چون چاپ سیاهش هم مسئله بود، چه برسد به رنگی. آن موقع با دستگاه استینسل اداره ناحیه یک، چاپ کردیم.

مهاجران جنگی:

ما در مدرسه مطهری دانش آموزانی داشتیم که از شهرهای جنوبی درگیر در جنگ آمده بودند. آن موقع بهشان میگفتند «جنگ زده». چهره های آفتاب سوخته مشخصشان می کرد. با هرکدامشان که صحبت میکردم دنیایی از غم داشتند، اما مشکلشان بیشتر مشکلات مادی بود.

آن قدر غم خوردن و جاومكان داشتند که به چیز دیگری نمی رسید. محل زندگیشان شهرك بهشتی بود. به خانه هایشان که می رفتم، وضعیت خوبی نداشتند. كمك ها بهشان می رسید، اما باز هم خیلی کمبود داشتند. بچه های خیلی باشخصیتی بودند، ولی با دست خالی. یعنی گاهی مخارج زندگی و خرج تحصیلشان را هم نداشتند.

فکر کردم برای اینکه به آنها کمکی کرده باشیم و درعین حال آن مناعت طبع و بزرگواری شان از بین نرود؛ برایشان ایجاد کار بکنیم. چون هنرستان بودیم و مدرسه امکاناتی مثل کارگاه و وسایل داشت، یک سری کلاس های هنری راه انداختیم. بعدازظهرها در مدرسه نهار می خوردند. بعد برایشان کلاس برگزار می کردیم و انواع کارهای هنری را یاد می گرفتند. بیشتر از همه مکرومه بافی بود و کیف هایی که با نخ های پلاستیکی می بافتند و دسته چوبی داشت یا آویزهای گل و یک سری وسایل تزئینی دیگر.

صفحه 130 کتاب خانم مربی

رفع ناهنجاری های دانش آموزان با مشارکت دادن آنان در فعالیت های مختلف:

من همیشه سعی می کردم مشکلات بچه ها را بیشتر با فعالیت های تربیتی حل کنم تا اینکه بنشینم و دائم نصیحت کنم. به دانش آموزی که اعتماد به نفس نداشت و خجالتی بود میگفتم: «تو بیا زمانی که بچه ها سرصف برنامه دارند، فقط بلندگو را برایشان نگه دار.» همین که روبه روی جمعیت می ایستاد، نمی دانید با چه خجالتی این بلندگو را دستش میگرفت.

اول خیلی برایش سخت بود و دائم خودش را کنار می کشید. اما کم کم خجالتش ریخت. کم کم صحبت هم میکرد. میگفت خانم ها بفرمایید نماز، بروید توی کلاس [خنده]. اصلا شده بود یک پا معاون. اگر دانش آموزی دغدغه و مشکلی در خانه داشت و آن طور که باید از خانه راضی نبود، آن قدر وقتش را با کارهای مختلف پرمیکردم که وقتی میرفت خانه هم باید هنوز ادامه می داد.

ضمن اینکه بعضی از بچه ها باید درمان هم می شدند، ولی با فعالیت و تلاش تربیتی ما و مسئولیت پذیری در مدرسه، خیلی از مشکلاتشان حل می شد.

صفحه 142 کتاب خانم مربی

پیشنهاد ما: کتاب حلوای عروسی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->