فروش ویژه کتاب «ترجمه الغارات» با مقدمه استاد پناهیان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 350000 ریال
قیمت برای شما: 336,000 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 20 بهمن 1400

توضیحات

چهارمین سری از مجموعه کتاب های دار و دسته دارعلی، به قلم اکبر صحرایی"تویوتای خرگوشی" نام دارد که در این جلد هم همانند بقیه کتاب های این مجموعه به بیان طنز اتفاقات رخ داده در دوران دفاع مقدس پرداخته شده است. کتاب "تویوتای خرگوشی" 20 داستان طنز در دل خود دارد که خواندن آن ها برای کودکان و نوجوانان می تواند بسیار جذاب باشد.

مقدمه کتاب تویوتای خرگوشی:

اهووی ملت! رد شدن هر نوع خواننده از داستانهای دار و دسته من قدغنه! شرایط واسه هر دو دسته، خواننده کم حوصله و پرحوصله، حسابی جفت و جوره. کم حوصله ها از هر جای کتاب عشقشون کشید داستانی انتخاب کنن و بخونن. البته، پرحوصله ها با خوندن گل مجموعه اجازه ورود به ماجراهای تودرتو رو پیدا می کنن قربون.

رفيق جبهه و جنگ شما، دارعلی!

قصه داوود جان:

داوود ادامه می دهد: «ذوق زده شدم و بال درآوردم برای مانور. صبح روز بعد، بادکرده، پشت فرمون کامیون، زیر نگاه مبهوت کوچک و بزرگ شهر، خودم رو رساندم ساختمان اعزام به مانور. اونجا گفتن با چند تا کامیون دیگه باید بری اهواز. زنگ زدم خونه و به نصرت خان گفتم: میگن باید برم اهواز گفت: اشکال نداره آقا داوود گل.

يه هفته مانرو و زود برمی گردی، مراقب کامیون باش! جون داوود و جون کامیون! تا اهواز رسیدم، گفتن: باید بری آبادان. گیج شدم و دوباره زنگ زدم به نصرت خان و گفتم: میگن باید بری آبادان. خونسرد گفت: اشکال نداره آقا داوود گل. یه هفته مائروه، زودم برمیگردی. جو...

بچه ها بی اختیار بقیه جمله داوود را تکرار می کنند: «جون داوود و جون کامیون!» و پشتش می خندند. مش رجب می گوید: «خارخاسک ها، بذارین از مائرو بگه.»

داوود با شوق ادامه می دهد: «تا رسیدم آبادان و خواستم بفهمم کی به کیه، کامیون رو پر از گلوله های توپ و خمپاره کردن و گفتن برسون لب رودخانه اروند برای عملیات. تازه شستم خبردار شد نصرت خان، که حقشه هزار بار براش سبیل آتشین بذارم، شیره مالیده سرم و وارد جنگ شدم. دو هفته مهمات رسانی کردم و کامیون و چرخهاش صد تا تیر و ترکش ریز و درشت خورد و رفت برای بازسازی. بعدش خودم هم ترکش خوردم و راهی بیمارستان شدم.»

حتم دارم داوود همه جریان را تعریف نکرده است و هنوز توی پوست و تنش غرور موج می زند. می گویم: «جون داوود و جون کامیون، همش همین بود؟!»

لبخند و چشمک می زند. اصلش مونده. روزهای اول چی سرم اومد، بمونه برای بعد.

صفحه 99 کتاب تویوتای خرگوشی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس