خرید انواع کتاب قرآن و مفاتیح الجنان با بالاترین تخفیف + طراحی یادبود رایگان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 380000 ریال
قیمت برای شما: 353,400 ریال 7 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 20 آبان 1402

توضیحات

تاریخ هنرمند بزرگی است که رخدادها و روایت ها را به خوبی ثبت و ضیط می کند، در این بین در سرزمینمان مردان بزرگی همچون سردار و بقیه بزرگ مردان زندگی کرده اند. کتاب "ایرانی ها آمدند" دو روایت از محاصره تا آزادسازی شهرهای نبل و الزهرا می باشد که توسط امیر محمد عباس نژاد به قلم تحریر درآمده است. این کتاب توسط انتشارات خط مقدم در قطع رقعی و با 228 صفحه به چاپ رسیده است.

 

معرفی کتاب از زبان نویسنده:

با شروع جنگ سوریه و حمله تروریستهای تکویر به حرم حضرت زینب بسیاری طاقت دیدن جسارت تروریست‌ها به حرم را نداشتند خیلی از همین بچه های دهه ۶۰ و ۷۰ به سوریه رفتند مقابل تروریست‌ها ایستادند و خون دادند تا مبادا آجر ای از بنای بلند حریم زینب کم شو. جنگ بزرگتر از آدم هاست اما در جنگ های دفاعی این آدم‌ها هستند از جنگ بزرگترند اما در جنگ سوریه که دفاعی است این بچه های دهه ۶۰ و ۷۰ بودند که بزرگی کردند و مانند یک فرمانده نظامی تمام عیار در میدان‌های جنگ خوش درخشیدند.

تابستان سال ۱۳۹۶ وقتی پیشنهاد رفتن به سوریه و نوشتن خاطرات عملیات آزادسازی شهر شیعه نشین نبل و الزهرا را دادند بهترین فرصت را دیدم تا به حسرت بودنم در جبهه‌ها پایان دهم، پذیرفتم و راهی سوریه شدم و با فرماندهان حاضر در سوریه مصاحبه و گفت و گو کردم. لابلای حرف هایشان فهمیدم نیروهای حاضر در عملیات آزادسازی نبل و الزهرا بچه های گیلان بودند.

برشی از کتاب ایرانی ها آمدند:

عبدالله رضایی گفت: هرجا بخواهید، آتش میکنم. حدود چهارصد تا گلوله دارم؛ ششصد تا هم بهمون مأمور شده. هزار تا گلوله، برای یه ساعت درگیری کافیه دیگه.

همهمه ای شد و بچه ها اعتراض کردند. در دلم بهشان حق میدادم؛ اما نمی بایست از موضع ضعف برخورد می کردم. لازم بود جمع وجورشان کنم. می بایست آنها را از جبهه ای که غیرمستقیم در مقابلم گرفته بودند، به عقب نشینی وادار می کردم. نیروهایم را دلداری دادم. از بدبختی و رنج های مردم نبل و الزهرا گفتم. از رجزخوانی و تهدیدهای تروریست ها حرف زدم و از این گفتم که «ما شیعیان امیرالمؤمنین هستیم؛ نمی توانیم دست روی دست بذاریم و ببینیم این تروریست های ملعون ، شیعیان نبل و الزهرا را به آوارگی تهدید کنند و بگند زن و بچه هاتون را به اسارت خواهیم گرفت.

همه ی ما وقتی ماه محرم می رسه، پیش خودمون میگیم: ای کاش در کربلا بودیم و نمیذاشتیم حضرت زینب اسیر گرفته شود. الآن موقعشه. الان شیعیان حضرت علی در اسارت اند. من و شماها را حضرت زینب اینجا آورده. با پاهای خودمون اینجا نیومدیم . این راهی که اومدیم، طریقت عشاقه. روز اول یادتونه گیلان که بودیم، همه التماس دعا داشتند که سوریه بیان و برای اهل بیت بجنگند و مدافع حرم بشند؟ این مدال افتخاری که حضرت زینب گردن شما انداخته، نصیب هر کسی نمیشه . این مدال، مدال آبرو و عزت مون در این دنیا و آخرته ....»

صفحه 105 کتاب ایرانی ها آمدند

 

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس