خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 5500000 ریال
قیمت برای شما: 1,980,000 ریال 64 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 2 خرداد 1405

توضیحات

کتاب "انسان در جستجوی معنا" یکی از آثار ارزشمند در زمینه روان درمانی که دکتر وکتور فرانکل بنیانگذار مکتب فکری معنادرمانی در این کتاب به توضیح این مطلب پرداخته است که انسان تحت هر شرایطی در زندگی، حتی شرایط بسیار دشوار و تاسف بار نباید امید خویش را از دست بدهد و زندگی را پوچ بداند.

دکتر فرانکل در کتاب "انسان در جستجوی معنا" آشکار کرده است، گذشته از اینکه رنج ها و سختی های زندگی، اموری اجتناب ناپذیراست اما این امتیاز را دارد که نقاب را از چهره انسان ها بردارد و سیمای واقعی افراد را نمایان کند...

این اثر ارزشمند بی شک در لیست کتبی قرار می گیرد که هر انسانی پیش از مرگ باید بخواند چرا که کتاب "انسان در جستجوی معنا" روشی برای غلبه بر رنج ها و سختی ها و نیز اهمیت یافتن در هنر زندگی را به ما نشان می دهد.

پیشنهاد کتاب: خرید کتاب چگونه تصمیم بگیریم با تخفیف ویژه

چرا خودکشی نمی کنید؟

دکتر فرانکل، نویسنده و روانپزشک، گاهی از بیمارانی که از دردهای کوچک و اضطراب های بزرگ خود شکوه دارند می پرسد: «چرا دست به خودکشی نمیزنید؟» و از شنیدن پاسخ هایشان تقریبا راهی برای روش درمانی خویش به دست می آورد.

در زندگی هر انسانی نکته ای پنهان وجود دارد! در زندگی یک بیمار عشقی وجود دارد که او را به فرزندانش پایبند می سازد. دیگری را استعدادی است که هنوز شکوفا نشده و در زندگی سومی یادمان های ارزنده ای وجود دارد که همچنان ماندگار است.

یافتن این رشته های از هم گسیخته در یک زندگی نابسامان، نقشی استوار از معنا و مسئولیت، هدف و موضوع، روشی است که دکتر فرانکل از اگزیستانسیالیسم نوین به دست آورده و آن را شیوه «لوگوتراپی» نامگذاری کرده است.

در این کتاب، دکتر فرانکل تجربه و آزمون هایی را تبیین می کند که باعث ایجاد و توسعه روش درمانی « لوگوتراپی» شدند. او مدت زیادی در اردوگاه کار اجباری نازیان، اسیر بود و همه چیز خود را از دست داد. پدر، مادر و همسرش با در اردوگاه اسیران به کوره های آدم سوزی سپرده شدند و یا از بیماری 

جان سپردند. خواهرش تنها فرد خانواده بود که از اردوگاه های کار اجباری جان به سلامت برد.

اما با وجود اینکه وی همه چیز خود را از دست داده بود و همه ارزشهایش را فنا شده میدید، باز هم با وجود رنج گرسنگی، سرما، بیرحمی و خشونت و نیز هر لحظه در انتظار مرگ بودن، زندگی را شایسته و ارزشمند می دانست.

پیام چنین روانشناسی که خود همه این دردها را حس کرده است واقعا ارزش شنیدن دارد! او بی تردید بهتر از هر فرد دیگری می تواند به شرایط انسانی ما با عشق و علاقه بنگرد. گفتار دکتر فرانکل دلنشین است و بسیار ژرف و عمیق، و نمی توان به آسانی از آن گذشت. پیام های او شگرف و ارزنده است و آنچه که او می گوید، به خاطر تجربه های ارزشمندش بر دل می نشیند.

او اکنون به خاطر موقعیت کنونی اش در دانشکده پزشکی دانشگاه وین و نیز به سبب درمانگاه های «لوگوتراپی» زیادی که امروزه در بسیاری از کشورهای جهان با الگوبرداری از پلی کلینیک معروف عصب شناسی وی به فعالیت می پردازند، شهرتی فراگیر به دست آورده است.

مقدمه کتاب انسان در جستجوی معنا

آغازی بر جستجوی معنا...

این کتاب به دنبال آن نیست که تنها شرح اتفاقات و رخدادها را ارائه دهد، بلکه می خواهد سرگذشت شخصی را به تصویر کشد که میلیون ها نفر دیگر نیز آن را لمس کرده و بدان گرفتار آمده اند.

در حقیقت این کتاب شرح وقایع درون یک اردوگاه کار اجباری است که از زبان یکی از بازماندگان آن روایت می شود. این داستان به شرح حوادث هولناک، که در مورد آنها بسیار سخن گفته شده ولی کمتر به باور مردم رسیده، کاری ندارد، بلکه به درد و رنج های کوچک اشاره دارد و آنها را برملا و آشکار می سازد.

به عبارت دیگر این کتاب تلاشی برای نشان دادن این پرسش است که زندگی روزانه در اردوگاه اسیران کار اجباری در ذهن و اندیشه یک انسان معمولی چه بازتاب و اثری می گذارد؟ بیشتر رخدادهایی که در این کتاب به تصویر کشیده شده اند، در اردوگاه های بزرگ و مشهور صورت نگرفته، بلکه در اردوگاه های کوچکی اتفاق افتاده که بیشتر آدم سوزی ها نیز در آنها به وقوع پیوسته است.

این کتاب داستان رنج ها و مرگ قهرمانان بزرگ و زندانیان شناخته شده و یا «کاپوها»، یعنی آن 

زندانیانی که به عنوان افراد مورد اعتماد به کار گرفته می شدند و در نتیجه از مزایای ویژه ای برخوردار بودند، نیست. بلکه سخن از ایثار و فداکاری های افراد مصلوب و مرگ جان سوز توده های گمنام و زندانیانی است که هیچ گزارشی از حال و روز آنان در دست نیست.

این افراد گمنام همان زندانیان معمولی ای بودند که هیچ گونه نشان مخصوصی بر لباس خود نداشتند و به شدت مورد هجوم کاپوها قرار می گرفتند. این اسیران درد کشیده گمنام یا چیزی برای خوردن نداشتند و یا اگر اندک توشهای داشتند با آن فقط مزه غذا را می چشیدند، در صورتی که کاپوها (سرکردگان) هیچگاه گرسنگی نمی کشیدند و وضع زندگی اغلب آنان در اردوگاه های کار اجباری بسیار بهتر از بیرون از اردوگاه ها بود.

رفتار بسیاری از این سردسته ها با زندانیان بسیار شدیدتر و بدتر از رفتار نگهبانان عادی بود و حتی ظالمانه تر از افسران اس. اس زندانیان را می زدند. این سردسته ها را از میان زندانیانی بر می گزیدند که شخصیت شان نشان دهنده خباثت و طینت مورد نظر اس. اس ها بود و چنانچه در عمل خلاف خواسته و انتظار اس. اسها تشخیص داده می شدند، فورا عزل می گشتند.

صفحه 5 کتاب انسان در جستجوی معنا

گزیده ای از کتاب انسان در جستجوی معنا:

یک لحظه چوبه های دار و بدن های آویزان به آن در ذهنم نقش بست. هراسی وهم انگیز سراسر وجودم را فراگرفت و این نشان می داد که من باید گام به گام با این زندگی انباشته از وحشت بی پایان آشنا شوم و بدان عادت کنم.

سرانجام به ایستگاه رسیدیم و قطار توقف کرد، فریادهای فرماندهان سکوت حاکم را درهم شکست. از این ساعت به بعد محکوم بودیم با این فریادهای گوشخراش و خشن زندگی کنیم و از این اردوگاه به آن اردوگاه، این فریادهای خشن را پیوسته بشنویم. آن فریادها مانند سوهانی بود که روح را می سایید، همانند ناله حزن انگیزی بود که از گلوی مردی محکوم به مرگ بر می آمد که او را با خشونت می کشتند و باز می کشتند. 

درهای قطار باز شد و گروه کوچکی از زندانیان شتاب زده وارد کوپه ها شدند. این زندانیان همه لباس های متحدالشکل راه راه به تن داشتند. سرهاشان را تراشیده بودند، اما چنان به نظر می رسید که از لحاظ تغذیه و خورد و خوراک در وضعیت خوبی به سر می برند. آنان به زبان های اروپایی و با خوش زبانی و بذله گویی صحبت می کردند که در شرایط موجود بسیار عجیب می نمود.

خوش بینی ذاتی من که غالبا حواس و عواطفم را در بدترین شرایط مهار می کند، به سراغم آمد که ببین این زندانیان چه سرخوشند و حتی می خندند. کسی چه میداند؟ شاید من هم بتوانم در اینجا به خوبی آنها زندگی کنم.

در روان پزشکی حالتی است به نام «توهم رهایی» و امید نجات یا بنا به ضرب المثل مشهور: «از این ستون به آن ستون فرجی است» شخص محکوم به مرگ درست قبل از اعدام چنین توهماتی به سراغش می آید که شاید در آخرین لحظه حکم مرگش به تأخیر بیفتد و از مردن رهایی یابد.

ما هم چنین امیدی به دل می بستیم و امیدوار بودیم که امور به خیر بگذرد. صورتهای سرخ و گونه های گوشتالود آن زندانیان، برای همه ما کورسوی امید و نوعی دلداری بود. اما نمی دانستیم که آنها گروهبرگزیده ای بودند که وظیفه خوش آمد گویی روزانه به تازه واردان را بر عهده داشتند. آنان مسئول زندان و اثاثیه آن بودند و در بدو ورود تمام اموال و اشیاء باارزشمان مانند جواهرات را از ما گرفتند.

حتما آشویتس با گنجینه های انحصاری اش از نقره و جواهرات و پلاتين و الماس هایی که همراه زندانیان به آنجا سرازیر و به غنیمت گرفته می شد، در این اروپای چندین سال جنگ دیده، به مکان عجیبی تبدیل شده بود. این غنایم یا در انبارها انباشته می شد و یا در دست اس. اس ها قرار می گرفت.

صفحه 25 کتاب انسان در جستجوی معنا

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس