خرید انواع کتاب قرآن و مفاتیح الجنان با بالاترین تخفیف + طراحی یادبود رایگان حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 320000 ریال تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 4 شهريور 1400

توضیحات

کتاب "افعی کشی" به سراغ جادو و رمال می رود. گشت و گذاری در این موضوع ترسناک. کتاب "افعی کشی" داستانی است به قلم مهدی کرد فیروزجایی و منشترشده توسط کتابستان معرفت. این کتاب در قطع رقعی و دارای 188 صفحه می باشد.

عاشق، دیوانه، ناشناخته:

تیتراژ پایانی سریال «عشق ممنوع» پخش می شود. فریده کنترل ریسیور را از روی فرش برمی دارد و شبکه را عوض می کند. مردی دارد میان چند زن می رقصد. فریده زیر لب میگوید: لامصب کمر که نیست فنره. انگار اصلا استخون نداره.مرد شلوارلي چسبان مشکی به تن دارد، وقد بلند است و چهارشانه.زنگ پیامک گوشی فریده به صدا در می آید. فریده سرش را تکان می دهد و موهای بلند بلوند شده اش را از مقابل چشمانش کنار می زند.

به صفحه ی گوشی نگاه میکند و پیام را می خواند: ای که مثل ماهی می رقصی، برکه برایت حیف است، به دریا بیندیش! فریده شماره فرستندهی پیام را می خواند؛ همان شماره قبلی است.پیامکی دیگر می آید: هرکسی لایق تو نیست. بجنب؛ ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است.فریده لبخند می زند. چند لحظه مکث میکند، لب پایینش را گاز می گیرد و در جواب می نویسد: برای چندمین بار میگویم؛ تا نبینمت و نشناسمت، جواب نمیدهم.

طولی نمی کشد که جواب پیامش می آید: کسی که در عروسی دختر ملوک خانم دیوانه ات شد؛ دیوانه ی همیشگی ات!

برشی از کتاب افعی کشی:

فال گیر و فرشید بی توجه با حرف سمانه، راه می افتند و وارد هال می شوند. فال گیر از داخل توبره اش مشتی اسفند بیرون می آورد و از فرشید اسفند دودکن می خواهد. فرشید تندی می رود و می آورد. زن اسفند را داخل اسفند دودکن می ریزد و می گوید: به حق همین کشکول یکی دو هفته نمیشه که برا دخترخانمت هم به خواستگار خوش تیپ میآد.

فرشید سربالا می برد و می گوید: یا نظرکرده ی آقا مرتضی علی.زن فال گیر می گوید: «بذار ببینم ای ناقلا!» و لحظاتی به کشکول خیره می شود و می گوید: بنده خدا رو نصفه شبی از پنجره که بیرون می بردی، باهاش چی کار میکردی ای ناقلا؟ ولی شانس آوردی. شانس آوردی که آن شب برادرش نگرفتت.

فرشید سرش را پایین می اندازد و می رود به روزهای اولی که فریده را عقد کرده بود. طبق قرار هر شب، فریده توی اتاق پشتی منزل شان و درست زیر پنجردای که همیشه روبه دریا باز است، می خوابد. ضلع شمالی منزلشان هم دیوار ندارد. فرشید کشیک می نشیند. وقتی از خوابیدن بقیه اعضای خانواده مطمئن می شود، می رود دم پنجره اتاق پشتی و با چوب به پنجره می زند. فریده هم بلند می شود و از همان پنجره بیرون می رود و...

صفحه 77 کتاب افعی کشی

 

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس