خرید کتاب زیارت عاشورا با تخفیف جذاب ویژه محرم و یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


سفیر قدس


قیمت پشت جلد: 650000 ریال
قیمت برای شما: 572,000 ریال 12 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 8 ارديبهشت 1401

توضیحات

روزهایی که دانشجوی ساده رشته کامپیوتر در دانشگاه دیویس کالیفرنیا بود، هرگز به ذهنش خطور نمی کرد که روزی در وطنش، یک انقلاب برآمده از اسلام رقم بخورد و نظام کهنسال پادشاهی را سرنگون کند.... . و چه زیباس نام کتابت را رهبر معظم انقلاب انتخاب کرده باشد

کتاب "سفیر قدس" که از سری کتاب های تاریخ شفاهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی و جبهه بین الملل است در دل خود دارای بخش هایی از خاطرات آقای حسین شیخ الاسلام است.3 کسی که می توان اورا الگوی انگیزه مندی و فروتنی دانست. این کتاب توسط انتشارات راه یار در قطع رقعی وبا 323 صفحه به چاپ رسیده است.

 

حسین شیخ الاسلام کیست؟

روزهایی که دانشجوی ساده رشته کامپیوتر در دانشگاه دیویس کالیفرنیا بود، هرگز به ذهنش خطور نمی کرد که روزی در وطنش، یک انقلاب برآمده از اسلام رقم بخورد و نظام کهنسال پادشاهی را سرنگون کند؛

به فکرش نمی رسید که پایگاه توطئه و جاسوسی مستقر در سفارتخانه آمریکا در تهران سقوط کند و او، همان محصل جوان مقیم آمریکا، مترجم اسناد جاسوسی و گروگان های آمریکایی شود؛ تصور نمی کرد زمانی فراخواهد رسید که از دیپلمات های مؤثر و برجسته وزارت امورخارجه ایران و حتی خوابش را نمی دید که روزی از چهره های دیپلماتیک مهم در مسیر مقاومت علیه اسرائیل و آزادی فلسطین شود. اما شد.

ایامی فرا رسید که او، حسین شیخ الاسلام این دانشجوی رشته کامپیوتر در دانشگاه دیویس کالیفرنیا، تمام این تجربیات را زندگی کرد و موفق شد برگه های بزرگی را ورق زند. این دم مسیحایی امام خمینی بود که جوانان پاک طینت را دغدغه مند کرد و دغدغه مندان را به تلاش و تکاپو انداخت.

حسین شیخ الاسلام را می توان الگوی انگیزه مندی، تکلیف مداری، پرکاری و تواضع دانست. این را می توان در برهه های مختلف خاطراتش به خوبی لمس کرد: چه در دوران تحصیل در آمریکا، چه ایام حضور در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی، چه در مقطع خدمت در وزارت امورخارجه و چه در سالهای فعالیت در جبهه جهانی مقاومت.

او نمادی از خودباوری، عزم راسخ و امید به آینده بود. از امام خمینی خلیه و آیت الله خامنه ای آموخته بود که می توان دیوارهای امتناع و انسداد را در هم شکست و باور داشت که با دستان کوچک می توان معجزه های خارق العاده ای را رقم زد؛ درست همان طور که معجره هایی مثل تسخیر لانه جاسوسی و جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان با دستان کوچک محقق شدند.

سیاست ورزی شیخ الاسلام نه از جنس مشاجره های روزمره جناحی بود که حواس را پرت و توان را سست می کند، بلکه برآمده از مبانی مستحکم و بینش عمیقی بود که از امام خمینی برگرفته بود. او اعداء عدو را اسرائیل و سپس آمریکا میدانست و مبنای سیاست ورزی داخلی اش هم همین بود.

از همین روست که هم در دوران تصدی گری میرحسین موسوی بر وزارت امورخارجه، در کنفرانس جبهه پایداری عرب مشارکت میکند و هم در زمان تصدی گری علی اکبر ولایتی، در ارتباط با گروه های مبارز لبنانی و سوری قرار داشت و هم در وقایع سال ۱۳۸۸ متفکرانی به میرحسین موسوی نهیب زدند که کاری که می کند عملی ضد انقلابی است.

شیخ الاسلام اهداف اصلی خودش را قربانی درگیری های جناحی داخلی نمی کرد. از سوی دیگر، مهارت هایی که کسب کرده بود، او را در پیشبرد اموری که بر خود تکلیف می دانست کمک می کرد. تسلط بر زبان انگلیسی مزیت نسبی و برگ برنده او برای فعالیت مؤثر و کارآمد در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی بود.

حوزه کار معاون سیاسی:

معاون سیاسی قرار بود همه جا باشد؛ ولی من از همان اول فهمیده بودم خاورمیانه نقطه مهم است. شاید هم اشتباه بوده و باید گسترده تر کار می کردم. هیچگاه به اروپا و آمریکای جنوبی نرفتم. به هند و پاکستان رفتم؛ ولی دورتر نرفتم. یک بار هم به ژاپن سفر کردم.

در زمان معاونت سیاسی فهمیدم قضایای اصلی، خلیج فارس و فلسطین و خاورمیانه هستند. خودم هم به این مناطق علاقه داشتم. در این اداره، هم تحلیلگران داخلی خوبی داشتیم، هم افرادی در حزب الله لبنان داشتیم و هم فلسطینی هایی که از نزدیک با هم کار میکردیم. بعد از روی کار آمدن آقای میرحسین موسوی در مرداد۱۳۶۰ به عنوان نخست وزیر، او قبول داشت که من معاون سیاسی و طرف مشورتش باشم.

در جلساتی که با شهید رجایی داشتیم، او هم بود و من را می شناخت و طرز فکر و سابقه من را میدانست؛ لذا از من خواست معاون وزارت امور خارجه باشم. رفتارش بسیار خاکی و متواضعانه بود. این گونه نبود که بخواهد قدرت طلبی بکند و درعین حال، دارای فکر و ایده بود؛ یعنی می خواست کارهای اساسی بکند.

برای مثال دلش می خواست قائم مقامی داشته باشد که کارها را به نیابت از او پیگیری کند. به نظرش آقای احمد عزیزی مناسب بود؛ چون روش مدیریت خاصی داشت. از من سؤال کرد و من هم گفتم که ایشان را قبول دارم؛ بنابراین آقای عزیزی قائم مقام شد و بیشتر کارهای اداری را ایشان انجام می داد. کارهای سیاسی نیز در دفتر من انجام می شد...

صفحه 112 کتاب سفیر قدس

دیپلماسی ایران در جنگ:

اگر بخواهم درباره دیپلماسی ایران در جنگ صحبت کنم، باید بگویم که ایران اصلا دیپلماسی نداشت. از زمان انقلاب، به تدریج یاد گرفتیم که دیپلماسی چیست. دیپلمات های ما در وزارت خارجه بیشتر به سمت شاه گرایش داشتند و برخی از آنها، از حکومت ایران بیشتر ناراحت بودند تا از صدام!

بعضی دیپلمات ها هم وطن پرست بودند؛ ولی چندان مؤثر نبودند. در واقع، از قطعنامه ۵۹۸ تازه فهمیدیم در دنیا چه خبر است. وقتی دکتر ولایتی وزیر امور خارجه شد، تلاش کرد نظام دیپلماسی راه بیندازد؛ برای مثال، در قسمت لبنان و حزب الله و فلسطین متمرکز بودم.

آن زمان دریافتم که خاورمیانه و حزب الله لبنان مهم است. دوست داشتم با حزب اللهی ها حشرونشر داشته باشم. تئوری سیاست خارجی نخوانده بودم ، بلکه مهندس کامپیوتر بودم و کارم بیشتر تبلیغ بود. در آمریکا شد شاہ کار می کردم و در ایران هم پاسخ مقاله های ضدانقلاب را میدادم، دیپلماسی را در روند ترجمه اسناد لانه جاسوسی یادگرفتم؛ اما نه به عنوان راهبرد طولانی.

صفحه 136 کتاب سفیر قدس

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس
-->