فروش کتاب های سردار شهید حاج قاسم سلیمانی با تخفیف ویژه (به مناسبت دومین سالگرد) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


کرامات الحجتیه یا داستانهایی از حضرت مهدی (عج)

چاپخانه :

کوثر

مولف (پدیدآور) :

میرخلفزاده قاسم


قیمت پشت جلد: 6600 ریال تاریخ بروزرسانی: بیش از شش ماه پیش

توضیحات

كتاب فوق شامل بيش از شصت داستان در خصوص كرامات و معجزاتي است كه از حضرت امام زمان عجل الله تعالي فرجه شامل حال عاشقان و دلدادگان آن امام همام شده است داستان هايي همچون هر كجا درمانده شدي بگو يا صاحب الزمان، به دعيا حضرت ، دنيا آمدم به بركت امام زمان خود برويم نجات خود را ساختم و ... .

سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست

سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم

از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

مقدمه
مقدمه
حضرت فرمودند فرار نكن
از سنگ شير و آب جاري مي‌شود
امام دست مرحمت به سر او كشيدند
نوشتن را به من واگذار كن
چگونه نمي‌توان امام زمان(ع) را ديد
تو از اين بيماري شفا مي‌يابي
چند قدم جلو رفتم و ايستادم
من با عجله بسوي او دويدم
نجات خود را خاستم
در اثر توسل به ولي عصر(عج) بهبود يافتم
زمين بنور آن حضرت روشن مي‌شود
به دعاي حضرت بدنيا آمدم
بابا مادرم خوب شد
به آن حضرت توسل پيدا كردم
هيجده سال كي تو را تنها گذاشتيم
به بركت امام زمان خود، برويم
در آن حال حضرت را ديدم
اين شخص حضرت حجت عليه‌السلام بود
چون تو ما را ياري كردي
جوان خوشروئي را ديدم
سوار شو تا تو را به انها برسانم
در اين نرض نخواهي مُرد
حضرت را در خواب ديدم
اگر شفائي هست در آنجاست
من در همين قلعه‌ها هستم
تا نگويند شما اقا نداريد
بيست اشرفي طلا به تو بدهد
دست يداللهي حضرت به شانه‌ام خورد
در نماز متوجه شدم كه مي‌توانم حرف بزنم
هر گجا درمانده شتدي بگو يا صاحب الزمان
ديدم شخص بزرگواري سوار مركب است
ديدم سوارهائي نمايان شدند
فرزندم را در چاه بينداز
سخن گفتن شير پير با ولي عصر (عج)
منم قائم آل محمد(عليهم السلام)
گفتند شهداي كربلا 73 نفر شدند
فرمودند منم حجت خدا
زيارت عاشورا بخوان
به من گفت اينجا ايستاده‌اي
متوسل به حضرت شدم
حضرت در مسجد سهله قرار مي‌گيرند
ملاقات شيخ حسن علي اصفهاني با امام زمان(عج)
وقتي به من رسيد دستهاي خود را دراز كرد
ناگهان ديدم عربي در برابر من ايستاد
دستي روي صورتش كشيده شد
براي ظهورم دعا كنيد
دوازده اشرفي براي ما نذر كرده بودي
شفاي بچه‌اي دست آقا امام زمان(ع) است
دست به دعا برداشت
فلان باغ را خريداري كن
ديدم جوان سيدي وارد شد
حضرت را در ميان زمين و آسمان ديدم
معلوم شد حضرت از شيعيانش دستگيري مي‌فرمايد
دانستم مورد عنايت خاص حضرت قرار گرفتم
اقا من براي شما زحمت مي‌كشم
صيحه‌اي زد و غش كرد
امام زمان(عج) را به جان مادرش قسم داد
حضرت فرمودند شما ميهمان ما هستيد
حضرت وعده فرمودند
انتشارات مهدي‌يار تقديم مي نمايد

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس