کتاب جدید استاد علی صفایی حائری (جمع و حاصل جمع ها) شامل 7 سخنرانی استاد حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 160000 ریال
قیمت برای شما: 152,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 30 مرداد 1400

توضیحات

سومین سری از کتاب های یاران ناب انتشارات یا زهرا با عنوان چمران مظلوم بود به بازگو کردن خاظراتی از شهید چمران می پردازد. شهید چمرانی که در قم دیده به جهان گشود و در دهلاویه هم به درجه رفیع شهادت نائل شد.

 

پشت جلد کتاب چمران مظلوم بود:

بالاخره به مقصد رسیدیم او رفت و کارهایش را انجام داد من هنوز آرامش پیدا نکرده بودم و وحشت زده بودم. وقتی دکتر آمد و آرامش او را دیدم از کوره در رفتم و گفتم این چه کاری بود ما کردیم دکتر خیلی آرام گفت:« این گلوله‌ای که قراره تقدیر من و تو باشه فقط یک راه باریک رو طی میکنه یادت نره فقط یک راه باریک زیاد نگران دیر و زودش نباش.»

پیشنهاد ما: خرید کتاب آن سوی مرگ

در بخشی از کتاب چمران مظلوم بود می خوانیم:

از طرف دولت موقت، هیأت آشتی ملی برای ختم غائله کردستان فرستاده شد. دکتر با این کار مخالف بود و پیغام داد که: «ما داریم ریشه ماجرا رو میکنیم، داریم میرسیم به مرز، این کار شماها باعث میشه که اون ها باز ریشه بدوانند.» چند بار از دفتر مهندس بازرگان گفته شده بود که: «به دکتر بگید برگردد.» اما دکتربرنمیگشت. تا اینکه آن دو همدیگر را در مراسم تشییع آیت الله طالقانی دیدند، به گوشه ای رفتند و شروع به صحبت کردند. بازرگان میگفت: «پیغام من مگه نرسید که گفتم برگردید؟» دکتر گفت: «این کارتون اشتباهه، به هیأت بگید برگردد، من کارمو تموم میکنم.» بازرگان گفت:« اصلاح چیز دیگه ایه، بذارید کارشونو بکنن.» دکتر گفت: «آخه دارن اشتباه میکنن، باید ریشه شونو بکنیم.»

آن روزها تبلیغات زیادی علیه دکتر کردند و گروه های چپی در روزنامه های شان مقاله های زیادی در این رابطه نوشتند. به طوری که حتی در بعضی از مجله ها، عکس دکتر را کشیده بودند که روی شیشه عینکش انعکاسی از تانك و توپ و آتش را داشت. دکتر در مقابل این ضدتبلیغات میگفت: جواب چپی ها رو من خودم میدم. مصلحت نیست به جون هم بیفتیم. آن روزها گذشت. تا اینکه مهندس بازرگان از کار برکنار شد و استعفا کرد. دکتر در آن زمان معاون نخست وزیر بود. همه اعضای دولت موقت استعفا دادند. دکتر اول آمد و گفت: «وسایل رو جمع کنین که ما هم باید بریم.» اما نمی دانم کجا رفت و چه دید که وقتی برگشت، گفت: «زياد عجله نکنینا» و در جواب چرای ما گفت: «من امام رو تنها نمیذارم، من اومدم به این انقلاب خدمت کنم. تا امام به من نگه برو، نمیرم. شماها هم برید وبه کارهای همیشگیتون برسین.»

صفحه 79 کتاب چمران مظلوم بود

پیشنهاد ما: خرید کتاب ریحانه بهشتی

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon