کتاب جدید استاد علی صفایی حائری (جمع و حاصل جمع ها) شامل 7 سخنرانی استاد حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت


ذوالفقار - شهید حاج قاسم سلیمانی

مولف (پدیدآور) :

علی اکبری مزدآبادی


قیمت پشت جلد: 370000 ریال
قیمت برای شما: 355,200 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 25 مرداد 1400

توضیحات

کتاب ذوالفقار برش هایی است از خاطرات شفاهی شهید حاج قاسم سایمانی به قلم علی اکبر مزدآبادی که توسط انتشارات یا زهرا به چاپ رسیده است. شهید حاج قاسم سلیمانی فرمانده ای بود که بی شک، دشمنان غیر ایرانی اش، شناخت بهتری از قابلیت های مادی و معنوی او داردند. این کتاب به مناسبت اعطای نشان ذوالفقار به این پاسدار پرآوازه تدوین و منتشر شده است.

مالک اشتر لشکر ثارالله:

«قاسم» بزرگ لشکر ۴۱ ثارالله بود که واقعا من امروز در هر مأموریتی جای خالی او را می بینم. شهید «میرحسینی» در بعد خودش، در تمام صحنه ی جنگ، تک بود. در مورد شهید میرحسینی هرچه بگویم، احساس می کنم، اصلا نمی توانم حق او را ادا کنم. خیلی روح بزرگی داشت. یک مالک اشتر به تمام معنا بود.

من نمیدانم مالک هم توی صحنه سخت محاصره جنگ، مثل شهید میرحسینی بوده یا نبوده؟ شهید میرحسینی فرمانده ای بود که همه ابعاد یک فرمانده اسلامی را با تعاريف اصيل آقا امیرالمؤمنین (صلوات الله عليه) دارا بود. با معنویت ترین شخصیت لشکر ثارالله بود. صدای دلنشین آوای قرآن شهید میرحسینی را هرکس می شنید، از خود بیخود میشد. او یک سخنور بود و وقتی شروع به صحبت می کرد، به قول بچه ها جادو می کرد.

تمام حرف های خودش را با استناد به آیات و روایات نقل می کرد. من واقعا احساس میکردم هیچ روحانی توی سن و سال خودش به پای ایشان نمی رسید. در بعد فرماندهی، ایشان همیشه صائب ترین نظرات را می داد. بهترین نظر، نظر شهید میرحسینی بود و در میدان عمل هم همان ها به وقوع می پیوست. خدا را شاهد می گیرم که هیچ وقت در چهره شهید میرحسینی در سخت ترین شرایط، من هراسی ندیدم. انگار در وجود این مرد چیزی به عنوان ترس، هراس دلهره و تردید وجود نداشت. اگر در محاصره بود، همان طور صحبت می کرد

صفحه 105 کتاب ذوالفقار

پیشنهاد ما: خرید کتاب کهکشان نیستی

مغمومیت از عشق:

اغلب ما از یک حس مشترک برخورداریم و آن، حس مغموميت است. وقتی انسان چیزی را از دست می دهد یا برای چیز ارزشمندی تلاش می کند، اما قدرت وصول به آن را ندارد، احساس مغمومیت میکند. مغمومیت در یک جایگاه منفی اش، شکست است، افسردگی آور است، اما این مغمومیتی که من از آن حرف می زنم، این نشاط آور است، این پیروزی آور است، این معنویت آور است.

به من خیلی مراجعه می کنند. هرکس دستش به من می رسد، این را می گوید که: «دعا کن شهید بشوم. کمک کن ما در این جبهه ها حضور پیدا کنیم. من را مدافع حرم ببرید.» من به آن ها می گویم دعا کنید خداوند این حال را در شما حفظ کند. اگر انسان این حال در او حفظ شود، این عشق و این حالت مغمومیت، من رزمنده ی دیروز، این تصاویر از چشمان من محو نشود و این صداها از گوش های من محو نشود، اگر در این حال بمانم، چشم من پر از این تصاویر دوران دفاع مقدس و دفاع های مقدس دیگر باشد، من در این مغمومیت هم بمیرم، شهادت است.

اما وای به روزی که انسان این حالت غم را، این حالت باختن را، این حس از دست دادن را، این حس جاماندگی را، این حس از دست دادن دوستان را در اثر دنیا از دست بدهد! او خاسر است.

صفحه 146 کتاب ذوالفقار

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon