کتاب جدید استاد علی صفایی حائری (جمع و حاصل جمع ها) شامل 7 سخنرانی استاد حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 520000 ریال
قیمت برای شما: 499,200 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 25 مرداد 1400

توضیحات

مسابقات بین المللی شش خاندان در اسکاتلند برگزار می شود و محلی که برای ما آماده شده است برای شب ها، یک قلعه قدیمی می باشد حالا چیزی که برای ما جای سوال است این است که قلعه اش که شبح ندارد احیانا؟؟ با ششمین سری از کتاب های ته جدولی ها به نام راز قلعه افسوت شده همراه باشید تا با هم جواب این سوال را ببینیم.

پیشنهاد ما: خرید کتاب منتهی الامال

اتفاقی بسبار بد افتاده:

ماریلین گفت: «چطور متوجه نشده بودی؟» برادرم خیلی بی خیال جواب داد: «می بینی که متوجه نشدم. این جوری هاست.» تونی اعتراض کرد: «الان باید توی مرحله ی چهارم شرکت کنیم. آن وقت ببین کجاییم.» ویکتور گفت: «می خواستید بی اجازه نیایید توی ماشین.» من گفتم: «بین کی به کی می گوید.» ما که جروبحث می کردیم، سوزان و گرتا دورتر از بقیه، با هم حرف می زدند.

 با لهجه ی اسکاتلندی خیلی تندتند با هم انگلیسی حرف می زدند و کسی هم نبود ترجمه کند. برای همین اصلا نمی دانم چی میگفتند. هردو با دستشان به یک جایی اشاره می کردند و حرف می زدند. مثل اینکه دلواپس بودند. کم کم دست از یکی به دوکردن با ویکتور برداشتیم و حواسمان رفت سمت آن دو نفر. تا اینکه بعد از مدتی گرتا بهمان نگاه کرد. و گفت: «خبرهای بد.» غمبرک گفت: «آخ آخ. می دانستم. می دانستم.» گرتا گفت: «بگذار خلاصه اش کنم: بنزین نداریم. بیست مایل با قلعه فاصله داریم که می شود حدود سی ودو کیلومتر. اگر مثل مسابقات دوی صحرانوردی، بدون توقف راه برویم، شش ساعت و نیم طول می کشد برسیم، آن هم با فرض اینکه بتوانیم این همه مدت یک کله راه برویم. توی این منطقه گوشی آنتن نمی دهد. از همه ی این ها جالب تر اینکه ساعت سه ی صبح است و همان طور که می دانید، مسابقه بعد از طلوع آفتاب شروع می شود.»

تومئو گفت: «آن قدرها هم جالب نیست.» تونی خیلی عصبانی پرسید: «فکر کی بود برویم توی ماشین؟» کامونیاس به غمبرک اشاره کرد و گفت: «فکر این.» همبرگ از خودش دفاع کرد: «آهای ! آهای! من به خاطر محافظت از پا چلفت در مقابل شبح گفتم. بعدش هم، ما نگفتیم بقیه تان هم بیایید.»

صفحه 227 کتاب ته جدولی ها 6 - راز قلعه افسون شده

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon