کتاب 📕 24 ساعت تا مرگ 📕 جدیدترین اثر انتشارات خادم الرضا (ع) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 200000 ریال
قیمت برای شما: 192,000 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 25 مرداد 1400

توضیحات

کتاب آرزوهای دست ساز روایتی است از شکل گیری شرکتی دانش بنیان در حوزه فناوری های الکترونیکی و کامپیوتری به دست چند جوان. این کتاب به قلم میلاد حبیبی اگرچه با هدف روایت پیشرفت نگارش شده است. اما می توان آن را تجربه زیسته ای از جنبش دانشجویی نیز قلمداد کرد که مجالی برای خلق فرصت های جدید پیدا کرده است.

پیشنهاد ما: خرید کتاب دکل

در بخشی از کتاب آرزوهای دست ساز می خوانیم:

محمدامین، عضو هیئت مدیره شرکت بود. از همان سفری که روز اول کارآموزی به یزد رفته بودیم، با هم آشنا شدیم . مثل بقیه بچه ها در حالت عادی اهل بگوبخند و شوخی بود و موقع کار، جدی و دقيق. هر روز ظهر، هنوز صدای اذان بلند نشده آستین هایش بالا بود برای وضو، طبقه دوم شرکت ، اتاق بزرگی داشت که خط تولید آنجا بود.

ظهرها برای خواندن نماز جماعت، در فضای باز وسط اتاق، موکت بزرگی پهن میشد. محمدامین بیشتر وقت ها اولین نفری بود که با آستین های بالازدهاش سراغ موکت میرفت و آن را کف اتاق پهن می کرد. در کار، دل وجرئت و انرژی خاصی داشت و قابلیت این را داشت که از دیوار راست بالا برود؟

هم مسیر بودن با او سختی رفت و آمد به شرکت را برایم کمتر می کرد. روزهایی که با ماشین او به خانه می رفتم، یک ساعت زودتر می رسیدم و از شر شلوغی ایستگاه و گیرکردن لای در مترو و فشارها و هل دادن ها خلاص میشدم. شلوغی و ترافیک خیابان های تهران کلافه اش می کرد. عجیب دوست داشت برگردد شهر خودشان اصفهان. دو سالش بود که پدر و مادرش هرکدام در یکی از دانشگاه های تهران هیئت علمی شدند و به ناچار خانه و زندگی شان را جمع کردند و آمدند تهران.

محمدامین از همان دوران کودکی دست به آچار بود و علاقه شدیدی به ابزارآلات داشت؛ مخصوصا به جعبه ابزار پدرش. به لوازم صوتی تصویری حساس بود و عکس العمل های غیرمنتظره ای از خودش نشان میداد. وسایل خانه و اسباب بازی های خواهرش از دست کنجکاوی ها و شیطنت هایش در امان نبودند. علی رغم اینکه پدر و مادر و تقریبا جدوآبادش اهل رشته های پزشکی بودند، اما توی کتش نمی رفت که پزشکی بخواند. تصمیمش برای مهندس شدن قطعی بود. پدر و مادرش هم به انتخابش احترام میگذاشتند.

نمودار نمره های درسی اش نشان نمی داد که پدر و مادرش استاد دانشگاه هستند. نمره قبولی قانعاش می کرد و آن چنان ولع بیست گرفتن و تاپ بودن نداشت.

صفحه 54 کتاب آرزوهای دست ساز

پیشنهاد ما: خرید کتاب تحف العقول

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon