عصرهای کریسکان خاطرات امیرسعید زاده از جنگ تحمیلی و درگیری با کومله ادامه مطلب

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 350000 ریال
قیمت برای شما: 315,000 ریال 10 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: دوشنبه 14 تير 1400

توضیحات

 کتاب کار من بود از انتشارات راه یار نوشته محمد رحمانی است. نویسنده در این کتاب درباره اینکه چگونه مشروطه به کودتا ختم شده مطالبی را بیان کرده است. در این کتاب بیشتر بر تاریخ روایی به جای تاریخ تحلیلی تاکید شده و سعی شده که گفتنی های تاریخ پهلوی از قلم نیفتد. در بین مطالب تصاویر برخی از پادشاهان قاجار و پهلوی و برخی شخصیت های تاریخی موثر آورده شده است. این کتاب در قطع رقعی و در 230 صفحه تدوین شده است.

درباره کتاب کار من بود:

این کتاب اولین جلد از مجموعه "بررسی تاریخ پهلوی" می باشد که تصاویر قدیمی از شخصیت های تاریخی در آن آورده شده است. در اثر حاضر نویسنده تلاش کرده است که یک دوره تاریخ پهلوی را از زمینه های سقوط قاجار تا پیروزی انقلاب اسلامی را روایت کند.

 بر خلاف دوران حضور روس های تزاری در ایران که سیاست انگلستان به تضعیف دولت مرکزی توجه داشت، حالا با خالی شدن میدان از رقیب و برآمدن غول تازه نفس انقلاب خلقی، بریتانیا به بازتعریف مفهوم استعمار دست زد تا در سایه این استعمار جدید بر رفع هرج و مرج، نا امنی و بی انضباطی متمرکز شود. بدین ترتیب، عنصر مقتدر و قاطع بومی و البته خوش نامی لازم بود تا رأس هرم، قدرت را به صورت مطلق در دست خود گیرد. در تشریح این فرایند به ریشه یابی و بازخوانی تاریخ و نقش بیگانگان و سایر عاملان خرد و کلان در این کتاب پرداخته شده است. وقایعی که به خلق کودتای 1299ش و نهایتا سقوط دولت سیاه سیدضیاء ختم شود.

تا کنون کتاب های بسیاری درباره تاریخ پهلوی منتشر شده است اما این کتاب با آنها متفاوت است. از جمله این تفاوت ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- این مجموعه برای عموم علاقه مندان به تاریخ معاصر تدوین شده است. سالیانی است که برای عموم مردم کتاب تاریخی تدوین نشده است.

2- با توجه به مخاطبان، این مجموعه بیشتر بر تاریخ روایی به جای تاریخ تحلیلی تکیه می کند.

3- نویسنده تلاش کرده تاریخ پهلوی را بدون جهت گیری های منفی و مثبت مرسوم روایت کند و اجازه دهد مخاطب خودش به قضاوت بنشیند.

4-نویسنده تلاش کرده اصول پژوهش حرفه ای را نیز در آن کاملا رعایت کند و تنها از منابع معتبر و تا حد ممکن دست اول استفاده شده و تمام توان خود را به کار بگیرد تا چیزی از قلم نیفتد.

در خصوص منابع این کتاب باید اشاره کرد که به دلیل طولانی شدن فرایند تحقیق کتابخانه ای و عدم امکان استفاده از یک نسخه یا ترجمه خاص و واحد، بعضاً ارجاعاتی به نسخه ها و ترجمه های مختلف یک کتاب داده شده است. این موضوع خصوصا در مورد خاطرات ژنرال آیرونساید به چشم می آید.

 

بخشی از کتاب کار من بود:

سیدضیاءالدین طباطبایی و کمیته آهن

گویا همه چیز برای کودتا آماده شده بود. چند وقتی میشد که بریتانیا پرداخت کمک مالی به دولت ایران را متوقف کرده بود. به تعبیر یحیی دولت آبادی:

بانک شاهی که یگانه سرچشمه پول است، بی اجازه سفارت انگلیس به دولت پولی نمی دهد. سفارت هم به دادن وجهی که برای اجرای سیاست آنها بی ثمر باشد، رخصت نمیدهد. در این صورت کسی که بتواند به سفارتخانه آمد و رفت نموده ، رخصت دریافت پولی از بانک بگیرد، بدیهی است چه اندازه محل توجه خواهد بود. چنان که دیده می شود سپهدار اعظم: نخست وزیر وقت در آخر شبی، مکتوبی دوستانه به سیدضیاء می نویسد، قربان او می رود و التماس میکند که صبحگاه پیش از ملاقات او به سفارت انگلیس رفته، اجازت دریافت چندهزار تومانی برای مصارف فوری دولت گرفته، به او برساند. سفارت انگلیس به بانک اجازه پرداخت پول به قدر کافی به قزاقخانه میدهد، اما توسط صاحب منصبان انگلیسی.

پرداخت حقوق قزاق ها حدود هشت ماه به تعویق افتاده بود و آنان در شرایطی بحرانی بدون غذا، پوشاک و کفش مناسب بودند. در نهایت انگلیسی ها وجه مورد نیاز را در اختیار سیدضیاء قرار دادند.

خود سیدضیاء با صداقت به این موضوع معترف است:
- پول را من گرفتم. سفارت انگلیس ماهی بیست و پنج هزار تومان به عنوان موراتوريوم بابت حقوق قزاق و ژاندارم می پرداخت و در پی آن بود که وقتی قشون ایران کلا به مستشاران انگلیسی واگذار شد، این پول جزو مطالبات انگلستان قرار گیرد و قسط بندی شود. من پول آن ماه را گرفتم .

- به چه حسابی به شما دادند؟

- به حساب این که به آنها گفتم: «من توانسته ام رهبران قزاق و ژاندارم اطراف تهران را قانع کنم که برای برقراری نظلم تازه و حکومت جدید به پایتخت بیایند.»

- این خواست شما خواست آن ها هم بود؟

- بله. هدف دوتا بود، اما راه یکی. آنها در فکر این بودند که شاه ترسو را در تهران نگه دارند و با تمشیت امور، یواش یواش جلوی پیشرفت روس ها را داخل ایران بگیرند. بنابراین پول را به من دادند، من هم تمام حقوق پس افتاده را به علاوه پاداش به همه قزاق ها و افسران همراه دادم. طوری که روز بعد کودتا، حتی هر قزاق ساده، بیست تومان گیرش آمد و به هر پاسبان دو تومان رسید. رضاخان و افسران قزاق که جای
خود داشتند!

صفحات 116 ، 117 و 118 کتاب کار من بود

 

در پشت جلد کتاب کار من بود آمده:

نزديك دروازه قزوین، ستون بریگاد مرکزی در مقابل اما ظاهر شد. این ستون تحت فرماندهی کلنل لومیک سوئدی و سرهنگ سیف الله خان شهاب بود. ما انتظار داشتیم اگر کلنل لومبرگی را نمی بینیم، لااقل با سرهنگ سیف الله خان روبه رو شویم. اما ستونی بود به ظاهر آماده برای دفاع و در باطن آماده تسليم؛ زیرا که ستون فرمانده نداشت. در اینجا شخص اعلیحضرت :رضاخان پیش رفت. خوب به خاطر دارم که با صدای بلند چندین بار سربازان بریگاد مرکزی را مخاطب قرار داد و گفت: فرمانده ستون را بگویید بیاید با من صحبت کند.» اما هیچ کس جوابی نداد.

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon

در کتاب کار من بود آمده که سردار همایون اسما فرمانده بریگاد قزاق بود و احمدشاه گمان می کرد با فرستادن او می تواند جلوی پیشرفت قزوین را بگیرد.

کاربر مهمان