کتاب 📕 24 ساعت تا مرگ 📕 جدیدترین اثر انتشارات خادم الرضا (ع) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 160000 ریال
قیمت برای شما: 152,000 ریال 5 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 30 مرداد 1400

توضیحات

من این جا نمی مانم ششمین سری از کتاب های یاران ناب انتشارات یا زهرا است که خاظراتی از شهید غلام حسین افشردی را در دل خود دارد. شهیدی که پس ا شکل گیری سازمان رزمی سپاه به عنوان جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه انتخاب شد

 

پشت جلد کتاب من این جا نمی مانم:

جلو آمد و با دست روی شانه من زد و بی مقدمه گفت:« آقای ناصری حیفه تا زمانی که جنگ هست ما شهید نشیم حیفه کاری کن که شهید بشیم.» گفتم:« حسن آقا چه باید کرد ؟»

گفت :« دو تا راه داره یکی خلوص و دیگری تلاش و کوشش اگه این دو تا رو خوب انجام بدیم شهید میشیم بهت بگما بعد از جنگ معلوم نیست سرنوشت ما چی میشه و عاقبتمون کجا ختم میشه بهترین عاقبت که میتونیم به دست بیاریم اینه که شهید شیم. در شرایط شهادت همه چیز سعادته.»

در بخشی از کتاب من این جا نمی مانم می خوانیم:

خودمان را برای عملیات والفجر مقدماتی آماده می کردیم. حسن باقری به من گفت: «بیا بریم از اسرا بازجویی کنیم.» در بین اسرایی که چند شب پیش گرفته بودیم، سه نفر از فرماندهان عراقی به چشم می خوردند و حسن می خواست بداند، عراق در مورد منطقه ای که ما برای عملیات انتخاب کرده ایم، چگونه فکر می کند. او حتی در انتخاب اسیر نیز دقت می کرد. به هر حال، بازجویی را آغاز کردیم.

آن شب بازجویی به درازا کشید و تا ساعت یک بامداد به طول انجامید. من خسته شده بودم، به او گفتم: «حسن! چقدر از اینها سؤال می کنی؟ مگه میخوای آموزش ببینی؟» گفت: «چه اشکالی داره؟ ما باید از این ها اطلاعات بگیریم.» خستگی شدیدا بر من غلبه کرده بود. جالب این که، در آن لحظات، من به علت خستگی در ترجمه سؤالی که او گفته بود، اشتباه کردم و او با این که هنوز به زبان عربی تسلط نداشت، به من گفت: «شما در سؤال کردن اشتباه کردی؟ سؤالت رو درست بپرس.» آنقدر دقیق و نکته سنج بود که حتی اشتباهات سؤالات عربی را نیز میفهمید. وقتی دید که من دیگر نمی توانم ادامه دهم، گفت: «شما برو استراحت کن.» من هم رفتم و از خستگی نفهمیدم که کی خوابم برد. در یک لحظه از خواب پریدم. نگاهی به دور و برم انداختم و با کمال تعجب دیدم که حسن هنوز مشغول بازجویی از اسراست و دست و پا شکسته، از آنها سؤال می کرد و جواب می گرفت.

صفحه 69 کتاب من این جا نمی مانم

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon