عصرهای کریسکان خاطرات امیرسعید زاده از جنگ تحمیلی و درگیری با کومله ادامه مطلب

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 550000 ریال
قیمت برای شما: 412,500 ریال 25 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: چهار شنبه 26 خرداد 1400

توضیحات

کتاب سالار مگس ها به قلم ویلیام گلدینگ و با ترجمه ساره خسروی توسط انتشارات حباب به چاپ رسیده است.

آشنایی بیشتر با سالار مگس ها:

داستان از جایی شروع می شود که هواپیمای حامل بچه های یک مدرسه انگلیسی در جزیره های خالی از سکنه سقوط می کند تنها بازمانده این سقوط تعدادی از بچه ها هستند که بعضی از آنها کودک و برخی موجوان می باشند در بین آنها نوجوانی برنامه رالف به همراه پسر عینکی و چاق به نام جک ملقب به خوکچه سعی بر این دارند که با در دست گرفتن اداره امور بتوانند جان خود و دوستانشان را ایجاد و از آن جذر ها رهایی پیدا کنند اما در این مسیر با مشکلات زیادی از جمله مقابله با گروهی قانون گریز که با توسل به روم های زور و تزویر جمعیت را به سوی توحش می کشند مواجه می شوند

در قسمتی از کتاب سالار مگس ها می خوانیم:

از صخره ی بزرگی که رالف صبح روز اول از آن بالا شده بود، گذشت و به سمت راستش چرخید و به میان درختان قدم نهاد. با گامهایی
تبادل از میان زمین هایی که درخت میوه داشت، گذر می کرد. حتی یک آدم کم۔ رمق هم می توانست به راحتی غذا گیرش بیاید. هرچند امکان داشت این غذا باب میلش نباشد. گل و میوه هر دو روی یک درخت دیده می شدند و بوی میوه های پخته به مشام می رسید و سروصدای میلیونها زنبور که در گشت و گذار بودند شنیده میشد. در اینجا کوچولوهایی که به دنبال او دویده بودند، به او رسیدند. آنها باهم حرف می زدند و فریادهای نامفهوم سر می دادند و سیمون را به سمت درختان می۔ کشیدند. آنگاه سیمون زیر آفتاب بعدازظهر و در میان وزوز زنبورها، آن میوه هایی که بچه ها دستشان به آنان نمی رسید را پیدا می کرد و بهترین میوه ها را از شاخه های بلند می چید و به دستان بیشماری که این پایین دراز شده بودند، میداد. وقتی بچه ها را راضی کرد، مکثی کرد و به اطراف نگریست. کوچولوها که دستانشان پر از میوه های رسیده بود، با گیجی به او مینگریستند. سیمون از آنان فاصله گرفت و خود را به دست مسیری سپرد. طولی نکشید که جنگل دورتادورش را گرفت. گل های رنگ پریده از تنه ی درختان بلند بالا رفته بودند و تا زیر سایبان تاریک درختان که زندگی آنجا جریان داشت رسیده بودند. فضای این منطقه تاریک بود و گیاهان رونده هم ریسمان های خود را همچون طناب
های غرق شده پایین انداخته بودند. ردپایش روی خاک نرم می ماند و آنگاه که پایش را روی گیاهان رونده می گذاشت، گیاهان به لرزه می افتادند...

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon