کتاب 📕 24 ساعت تا مرگ 📕 جدیدترین اثر انتشارات خادم الرضا (ع) حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 350000 ریال
قیمت برای شما: 336,000 ریال 4 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: شنبه 30 مرداد 1400

توضیحات

کتاب " داستان یک روح" اثری است از مری داونینگ هان که توسط خانم رعنا باقریان کوشکقاضی به زبان فارسی ترجمه شده است. این کتاب یکی از کتاب های انتشارات پرتقال می باشد که در سطح جهانی توانسته است جوایزی را از آن خود کند. کتاب " داستان یک روح" به تمام نوجوانان عاشق داستان های هیجان انگیز و عجیب  پیشنهاد می شود

آشنایی بیشتر با کتاب داستان یک روح:

 همه درباره‌ی محله‌ زندگی اریکا و دانیل می‌گویند که آن‌جا روح وجود دارد. نزدیک به پنجاه سال قبل در خانه آن‌ها، دختری به نام سلین ربوده شد. عمه خانم زن عجیبی است که هر پنجاه سال یک بار، دختری را می­‌دزدد.  داستان یک روح، شرح خواندنی و جذاب اسارت اریکا در چنگ عمه­ خانم و تلاش برادرش دانیل برای نجات او است.

دانیل باید علاوه بر نجات اریکا، طلسم عمه­­ خانم را هم بشکند تا پس از این، او نتواند هیچ دختری را به بدزدد. انگیزه­‌ی عمه­ خانم در دزدیدن دختربچه ­ها چیست؟ آیا دانیل و اریکا موفق می­‌شوند طلسم او را بشکنند؟ داستان یک روح، کتابی هیجان‌انگیز و بی‌نظیر است.

پیشنهاد ما: خرید کتاب آن سوی مرگ

آغاز داستان یک روح:

پیرزن بالای تپه ایستاده است؛ در حاشیه ی جنگل و پنهان از خانه ی روستایی پایین تپه. دو مرد و یک زن از ماشینی پیاده می شوند که یک طرف آن علامت مشاوران املاک جک لینگو حک شده است.

پیرزن در طول عمرش مشاور املاک های بسیاری دیده است. این یکی را نمی شناسد، اما پدرش جک لینگوی پیر را به یاد دارد و پدر پدرش، ادوارد، و نفر پیش از او را و همینطور پیش تر و پیشتر از آنها تا اولین لینگو که در این دره ساکن شد و کارش خریدوفروش خانه بود.هرچند لینگوی جوان خبرندارد، عمه جان دارد به او کمک می کند تا آن خانه را به زن و مرد بفروشد.

این کار را با تنها روشی که بلد است انجام می دهد؛ مثل همیشه چیزهایی زیرلب زمزمه می کند، دستها را این طرف و آن طرف تکان می دهد و با حرکت دادن دستهایش در هوا جادو می کند و پیام هایی می فرستد؛ پیام هایی که هوس خواستن چیزهایی را به دل آدمها می اندازد که ارزش خواستن ندارد؛ چیزهای خطرناک، چیزهایی که از به دست آوردنشان پشیمان می شوند.

ممکن است بخواهید بدانید چرا عمه جان می خواهد این زن و مرد خانه را بخرند. راستش به آنها اهمیت نمی دهد. آنها نادان و احمق اند، اما چیزی دارند که پیرزن لازم دارد و می خواهد به دست بیاورد. تقریبا وقت تغییر است و آنها به موقع آمده اند؛ درست همان طور که پیرزن پیش بینی کرده بود...

برشی از کتاب داستان یک روح:

کیسه ی گونی را از زیر تخت بیرون کشیدم، چراغ قوه را برداشتم و پاورچین رفتم طبقه ی پایین. با این که صدای بابا را شنیده بودم که داشت به اتاق خواب می رفت و می دانستم مامان هم آنجاست، خانه خالی به نظر می آمد. آن قدر تاریک و سرد و ساکت بود که صدای نفس هایم را می شنیدم. یکی از ژاکت های قدیمی اریکا را از رخت آویز بیرون آوردم و یک کلاه و یک جفت دستکش و پوتین های قرمزش را هم برداشتم و همه را توی کوله پشتی چپاندم.

زیپ کاپشنم را بالا کشیدم و توی تاریکی قدم گذاشتم. باد سرد مثل مشت به صورتم می کوبید، هوای یخ سینه ام را درد آورد.رفتم توی برف و خانه را درست و حسابی نگاه کردم. بعد سرم را پایین انداختم و از مزرعه به سمت جنگل دویدم. از وقتی برف آمده بود، به جز گوزن و حیوانات کوچک کسی از آن مسیر عبور نمی کرد؛ برای همین توی راه لغزیدم و لیز خوردم و بارها و بارها روی زانویم افتادم.

چهار دست و پا از یک تپه ی برفی بیرون می آمدم و روی یکی دیگر تلوتلو می خوردم.کیسه ی گونی همه چیز را بدتر می کرد. با هر قدمی که برمیداشتم، سنگین تر می شد. نمی فهمیدم چطور یک عروسک ممکن است این قدرسنگین باشد. شاید هم زورکی راه رفتن توی برف بود که هم هی نیرویم را و می گرفت و خسته ام می کرد و پاهایم را ضعیف می کرد...

صفحه 165 کتاب داستان یک روح

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon