قیمت پشت جلد: 23100 ریال
تاریخ بروزرسانی: بیش از شش ماه پیش
توضیحات
ننه جون شما هيچ كدوم يادتون نميادشمنو تازه دو سه سال بود به خونه شوور فرستاده بودن. حاج اصغر تازه از شير گرفته بودم و رقيه را آبستن بودم...» خاله اين طور شروع كرد. يكي از شب هاي ماه رمضان يود كه او به منزل ما آمده بود و پس از افطار، معصومه سلطان، قليان كدويي گردن دراز ما را كه شب هاي روضه توي مجلس بسيار تماشايي است براي او آتش كرده بود و او در حالي كه ني قليان را زير لب داشت اين گونه ادامه داد. «تو همين كوچه ي سيد ولي كه اون وقتا لوح قبرش تازه پيدا شده بود و من خودم با بيبيم رفتيم تموشا، قربونش برم ـ قربونش برم ـ روي سنگ مرمر به زردي، ده پونزده خط عربي نوشته بودن، اما من هر چي كردم نتونستم بخونمش،...
سبد خرید این کتاب فعلاً فعال نیست
سعی می کنیم این کتاب رو در اسرع وقت موجود کنیم
از این که با شکیبایی همراه ما هستید از شما متشکریم