خرید کتاب های قرآن و ادعیه تا 40 درصد تخفیف ویژه + یادبود اموات حتماً ببینید

ادبیات فارسی

ادیان و مذاهب

اصول دین و اعتقادات

اهل بیت (ع)

سبک زندگی

قرآن

کودک و نوجوان

علوم و فنون

حوزه علمیه

احادیث | ادعیه | زیارت



قیمت پشت جلد: 650000 ریال
قیمت برای شما: 578,500 ریال 11 درصد تخفیف
تاریخ بروزرسانی: پنج شنبه 28 دي 1402

توضیحات

گویا در گودال قتلگاه ایستاده بودم، هر طرف را نگاه می کردم تن بی جان جوان های رشیدی بر روی زمین بود... . کتاب "بهشت تخریب" حکایت پرپرشدن گل هایی است چون علمدار، روایت حال و هوای انساهایی است که با چهره های شاد، زبانی لطیف و قلبی رحیم در مجموعه ای استشهادی در اردوگاه جنت تمرین مشق عشق می کرند. خاطراتی از جنس تخریب اما نه فقط تخریب برای جنگ با دشمن زمینی بلکه تخریبی از جنس دشمن درونی و هوای نفس. خاطرات ذکر شده در این کتاب توسط حمید حسام گردآوری شده و توسط انتشارات شهید کاظمی در قطع رقعی و با 544 صفحه به چاپ رسیده است.

مرتضی نادرمحمدی کیست؟

مرتضی نادرمحمدی یا به تعبیر همرزمانش شکارچی گردن کج، فرمانده جلوتر از فرمانبر، معبرگشای پابرهنه، تخریب چی روضه خوان در حصار کلمات زندانی نمی شود. هنر او گذر از موانع و رهایی از تعلقات بوده است. و از تک تیرانداز دشمن در جزیره مجنون که روی استخوان سرش خط سرخ کشید و ترکشی که در شلمچه ریه اش را شکافت و تا مینی که روی برف های استان سلیمانیه عراق پابرهنه اش کرد، همه دست به دست هم داده اند که نه فقط حماسه یک مرد که رد یک نسل بی نشان را نشان دهند، در «بهشت تخريب».

غواص های بی جان:

ساعت ده و پانزده دقیقه بود و غواص ها کمتر از نصف راه را رفته بودند. سکوتی مرموز حاکم بود. سکوتی که چند دقیقه بعد به یک طوفان تبدیل شد. عراقی ها تیراندازی نمی کردند و ما فکر می کردیم هنوز غواص ها را ندیده اند؛ در صورتی که انگشت روی ماشه ، آماده شلیک بودند. عملیات لو رفته بود و ما نمی دانستیم.

غواص ها به میانه اروند رسیده بودند که ناگهان غرش هواپیما سکوت را شکست. آنها به جای بمب، منورهای خوشه ای - فیلر- رها کردند و سرتاسر اروند چراغانی شد و حالا سرهای بیرون از آب غواصان برای هر چشمی که از دو طرف به آب نگاه می کرد، قابل رؤیت بود.

عراقی ها باز شلیک نکردند و قبل از خاموش شدن منورها، چند فروند هواپیمای دیگر ظاهر شدند و اسکله - محل تجمع قایق ها- را بمباران کردند. همه چشم ها نگران و منتظر رسیدن گام های غواصان به ساحل دشمن بود. لحظات به سختی می گذشت و به محض خاموش شدن منورها، سید مسعود حجازی دستور حرکت داد و به راه افتادیم، سکاندار آتش دشمن را که دید، شاید هرکسی جای او بود و آن آتش را می دید، شل می شد.

از کاروان خارج شدیم و به دهانه اروند رسیدیم. غوغایی بود. عراقی ها نه فقط با تک تیراندازها که حتی با پدافندهای دو لول و چهار لول و ضد هوایی، غواص ها را می زدند. تیرها روی آب می خورد و گاهی کمانه می کرد و به آسمان می رفت. سازماندهی گردان های آماده حرکت در کارون به هم خورده بود. هر کس از هر جا که می خواست می توانست با قایق برگردد؛ اما دستور عقب نشینی نیامده بود و تعدادی از غواص ها به ساحل دشمن نرسیده بودند واگر می رسیدند، باید بچه های ما راه را برای شان باز می کردند؟.

صفحه 386 کتاب بهشت تخریب

 

ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت

موارد بیشتر arrow down icon
سوالی داری بپرس