بر اساس منابع اسلامي پديده اسراف را نبايد تنها در مصرف جست وجو كرد، چرا كه اين امر فقط در نوع مصرف خلاصه نمي شود. به عنوان مثال اسراف در وقت و هدر رفت وقت يكي از نمودهاي بارز اسراف است كه متأسفانه در كشور ما شكل هشداردهنده اي دارد. امروزه براي انجام كوچك ترين كار بانكي و يا يك كار كوچك اداري ساعت ها وقت بايد صرف شود، كارمندان با كمال خونسردي تنها به فكر به پايان رساندن ساعت كاري خود هستند و شهروندان چنين پرسه اي را بخشي از زندگي روزمره خود تصور مي كنند.يكي از مواردي كه امروز در كشور ما بدون هيچ بهره اي از دسترس خارج مي شود زباله ها هستند، در عين حال مقدار توليد زباله مي تواند مقدار وابستگي يك جامعه را به مصرف و فرهنگ مصرف گرايي نشان دهد.
اين گفته كه «ما زباله ساز ترين مردم دنيا هستيم» جمله اي از روي اغراق نيست؛ هم زباله مي سازيم، هم از زباله استفاده نمي كنيم و هم با زباله به طبيعت آسيب مي زنيم. امروزه در جهان از زباله به عنوان «طلاي كثيف» ياد مي شود و از زباله هاي شهرهاي بزرگ انواع كودهاي گياهي و يا پلاستيك هاي بازيافت و... توليد مي شود و اين در حالي است كه در كشور ما به درستي از اين مواد استفاده نمي شود.
همان طور كه مي دانيم همه ساله با فرا رسيدن ايام تابستان و شروع فصل گرما اهميت آب بر همگان مشخص مي شود، به خصوص در سال هاي اخير كه وضعيت نگران كننده اي در تأمين آب شرب و آب مورد نياز بخش كشاورزي، داشته ايم. با اين حال در حال حاضر بيش از ۷۰ درصد آب در مزارع كشور به دليل عدم بهره گيري از شيوه هاي نامناسب آبياري به هدر مي رود.
افزايش سرانه مصرف آب در مصارف خانگي از ديگر مواردي است كه بر روند نگران كننده آب دامن مي زند. جالب آنكه بدانيم سرانه مصرف آب هر ايراني چند برابر سرانه جهاني است.
نابودي تدريجي عرصه هاي مرتعي و جنگلي باعث شده تا ذخاير زيرزميني آب هاي كشور دچار افت شديد شود، به طوري كه رفته رفته شاهد شوره زار شدن اراضي كشاورزي در برخي مناطق هستيم. اگر تمام مباحث را در كنار يكديگر قرار دهيم كاملاً مشخص است كه مصرف بد، مدگرايي، نبود آموزش و عدم رسيدگي به نيازها و اولويت ها از طرف مردم و مسئولان، واژه هاي اسراف و تبذير را بيش از پيش به فرهنگ ما نزديك كرده است. متأسفانه در كشور ما نوع درآمدها همانند يك كشور آسيايي است، فرهنگ مصرف مردم به شيوه كشورهاي پيشرفته اروپايي و در نهايت اقتصادي شبيه به اقتصاد يك كشور آفريقايي كه براي حل اين معضل بايد يك فعاليت فرهنگي وسيع براي اصلاح الگوي مصرف آغاز شود.