كلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا يحب المسرفين
بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد همانا خدا اسرافكاران را دوست ندارد.1
اسراف در فرهنگ لغات به معناي افراط ، فراخ رفتاري ،تلف كردن مال و ول خرجي كردن و يا در مهر مورد زياده روي كردن را آورده اند.2
و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هيچ بحث و حرفي نيست ولي كلام در اينست كه چگونه تشخيص دهيم زياده روي كرده و اسراف نموديم ، يا قدم به ميانه و اعتدال گذارده ايم . علي ـ عليه السلام ـ راه تشخيص و تميز آن را به ما نشان داده وبراي شخص اسرافكار سه نشانه ذكر مي فرمايند : « طعامي كه در خور او نيست مي خورد ، لباسي كه در خور او نيست مي پوشد و متاعي كه در خور او نيست مي خرد.»3 بنابراين مهمترين عامل شتافت مرز و حد بين اسرافكار و شخصي كه مسرف نيست شأن و موقعيت اقتصادي شخص است يعني چناننچه خوراك ،پوشاك و نوسايلي كه فرد استفاده مي كند فراخور حال وي باشد اسراف نبوده و در غير اين صورت اسم فاعل اسراف در مورد او تحقق مي پذيرد . ( البته اين قيد شأن و موقعيت مربوط به اصل استفاده وسايل و متاع مورد نياز است به اين معنا كه شخص متمول براي استفاده از وسايل گران قيمت و خوردنيهاي رنگارنگ اسراف محسوب نمي شود تا زماني كه در حد نياز و جزء وسايل زندگي او باشدو الا چنانچه همين فرد به مصرف گرايي بي رويه روي اورد مثل استفاده از چندين نوع غذا در يك نوبت و يا خريد وسايلي كه هيچگاه به كار نمي آيد يقينا عمل ااو اسراف است .)
اسراف يكي از گناهان كبيره است كه چون ساير گناهان براي مبارزه با آن ابتدا بايد عوامل پيدايش آن را شناخت و پس از آن با آثار و عوماقب سوء آن آشنا شد .
علل پيدايش اسراف دو عامل ذكر شده است :
1ـ عامل اخلاقي _ 2ـ عامل رواني
از جمله عوامل اخلاقي :
الف : ضعف ايمان است . مهمترين عاملي كه انسان را درمقابل منكر مقاوم كرده و از افتادن در ورطه گناه باز مي دارد ايمان است و شخصي كه دچار اسراف شده بي ترديد ايمان در قلب او آنگونه كه بايد قوت نگرفته است .
ب: پيروي از هوي نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربي »4
نفس انسان هماره انسان را به بدي مي خواند مگر اينكه خدا رحم كند و شخص مسرف كسي است كه مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : كوته نظري : شخص مسرف گمان مي كند هر چه پوشاك ، خوراك و وسايل زندگي اش در حد عالي باشد از ارزش و مقام بهتري در اجتماع و جلوي سايرين برخوردار است.
د: ريا : شخص مسرف براي نشان داددن خود يك سري خرجهاي دهان پر كن ، بذل و بخششهاي بي مورد كه نه خود و نه ديگران نيازي به آن دارند انجام مي دهد تا فقط به چشم بيايد .
و از جمله عوامل رواني :
الف : تجمل گرايي و تجمل پرستي
« حب الدنيا رأس كل خطيئه» فرد زيباييها را دوست دارد اما به حد افراط تا جايي كه به مرحل پرستيدن و ستايش كردن مي رسد . دوست دارد هر چيز زيبايي را كه مي بيند بخرد و آن را از آن خود مي داند .
ب : الگوهاي نادرست رفتاري و كرداري :
فرد به اسراف دچار مي شود چون عملي مرسوم در خانواده است و يا تحت تأثير اطرافيان چون دوستان و آَنايان و محيط پيرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداري كرده است .
اسراف مذموم است و در دين اسلام هم نكوهش شده امام زماني ترغيب به حذف اين خصيصه در ما ايجاد خواهد شد كه ضرورت آن بر ايمان ملموس و قطعي شود و آن ميسر نخواهد بود تا زماني كه ميزان قبح عمل و عواقب سوء آن برايمان روشن گردد . لذا براي ايجاد اين حساسيت به ذكر چندين مورد از آثار سوء اجتماعي و آثار اخروي اسراف مي پردازيم .
آثار سوء اجتماعي :
1ـ رفتن بركت از سفره بندگان و سلب نعمت ازايشان . پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ هر كه در زندگي ميانه روي كند خداوند او را نعمت دهد و هر كه زياده روي كند خدايش او را بي نصيب سازد.»5
2ـ سترش بي عدالتي و فقر : اسراف از خانواده به جامعه كشيده مي شود كه نتيجه آن فقر و بي عدالتي است . بازار يك جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتي اسراف پيش آمد فرهنگ مصرف گرايي بالا مي رود . در نتيجه تقاضا زياد مي شود درحال كه ارز ثابت است . اينجاست كه جامعه با مشكل اقتصادي روبرو خواهد شد . مسرفان يك جامعه كالا را مي خرد به هر قيمتي كه باشد . فروشنده هم از اني موضوع سوء استفاده كرده جنس و كالاي خود را به بالاترين قيمت ممكن مي فروشد پس گراني و تورم پيش مي آيد در نتيجه اقشار كم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مايحتاج زندگي خود نبوده و فقر دامنگير آنان مي گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتي و فساد اقتصادي كه آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگير مي شود .
آثار سوء اخروي:
1ـ محروم شدن ازحب خداوند كه در ابتداي بحث به آيه مورد نظر اشاره شد .
« خداوند اسرافكاران ار دوست ندارد .»
2ـ مستجاب نشدن دعا : پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ دعاي چهار دسته از امت من مستجاب نمي شود كه يكي از آنها مشخص مسرف است.6
3ـ محروم شدن از هدايت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوي او زيبا جلوه داد تا از هدايت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته است.»7
4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ـ عليه السلام ـ به نقل از پدرانشان به نقل از امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند : كيفر خدا را كوچك نشماريد زيرا شفاعت ما به برخي از اسرافكاران تنها پس از سيصد هزار سال مي رسد.8
5ـ خوار شدن در قيامت : علي ـ عليه السلام ـ در نهج البلاغه مي فرمايند : « آگاه باشيد بخشيدن مال به آنها كه استحقاق آن را ندارند ، زياده روي و اسراف است و ممكن است در دنيا مقام بخشند . مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد كرد و درميان مردم ممكن است گرامي باشد اما در پيشگاه خدا خوار و ذليل است.9
پي نوشتها:
1- سوره اعراف ، آيه 31 .
2- محمد معين ، فرهنگ فارسي ، تهران ، امير كبير ، 1375 ، ج1 ، ص 266 .
3- خصال ، ج 1 ، ص 110 .
4- سوره يوسف
5- حسن بن علي بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 76 .
6- حسن بن علي بن شعبه ، تحف العقول عن آل الرسول ، صادق حسن زاده ، ص 632 .
7- سوره مومن ، آيه 41 .
8- محمد باقر مجلسي ، بحار الانوار
9- نهج البلاغه ، محمد دشتي ، خطبه 126 ، ص 240 .