منبع : پيام زن_ با تغيير و تلخيص
همان گونه كه گناهان ديگر اثرات مادى و معنوى براى فرد و جامعه به دنبال دارند، اسراف نيز آثار وضعى و تكليفى خاص به خود را در پى دارد. شعاع آثار اسراف نه تنها متوجه شخص مسرف مى شود بلكه ديگران را هم كه در مقابل اين پديده ي شوم روانى سكوت كرده و نهى از منكر نمى كنند، فرا مى گيرد.
فقر و تنگدستى از عواقب نامطلوب اسراف است كه گاه دامن گير شخص و گاهى دامنگير جامعه مى شود. امام كاظم عليه السلام مى فرمايد:
هركس كه در زندگى اعتدال و قناعت را پيشه كند، نعمت بر او باقى مى ماند و هر كس كه تبذير و اسراف كند، نعمت از او گرفته مى شود و فقير مى گردد.
آنگاه كه نعمتها كاهش يابند و روحيه ي خودكفايى و قناعت و صرفه جويى از جامعه رخت بر بندد و فقر به آدمى روى آورد، به ناچار براى رفع نيازمندى هاى خود به ديگران وابسته خواهد شد و استقلال و شخصيتش را از دست خواهد داد.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد:
ان مع الاسراف قله البركه (1)
همانا اسراف موجب كاهش و كمبود بركت است.
در يك بررسى كوتاه مى توان به اسراف كاريهاى بسيارى از مردم جامعه پى برد. ميلياردها تومان اسراف سالانه مواد غذايى، خارج شدن هزاران كيلو نان خشك و ضايع شدن خروارها ميوه و سبزى و بلااستفاده ماندن مقادير زيادى لباس قابل استفاده كه چشم هزاران فقير و محروم در انتظار يك دست ازآنهاست، نمايانگر ناسپاسى و كفران نعمت مردم ماست. نگاه كنيد:
((گفته مى شود از هر ده ميليون قرص نان توليد شده روزانه در تهران چيزى حول و حوش 3 ميليون آن ((دور ريز)) مى شود كه اين ميزان نان در واقع نابود مى شود. اگر وزن متوسط انواع نانهاى سنگين و سبك متفاوت را 150 گرم فرض كنيم در اين صورت در تهران با فرض ده ميليون نان توليد شده در روز، در حدود چهارصدوپنجاه تن نان خواهيم داشت كه از كانال مصرف خانوار خارج مى گردد و به عنوان ضايعات، صرف مصارف دست دوم و سوم مثل خوراك دام و طيور مى رسد كه آن هم براى دام بدون اشكال بهداشتى نيست)) (2) با اين مبالغ هنگفت مى توان سالانه هزاران مدرسه ساخت، هزاران درمانگاه تجهيز نمود و بيماران بسيارى را درمان كرد.
نقل شده است كه امام صادق (ع) روزى نگاهش به ميوه اى كه به طور كامل خورده نشده و از خانه آن حضرت به بيرون پرتاب شده بود، افتاد.
آنگاه خشمگين شد و (با عتاب) فرمود: اين چيست؟ اگر شما سير شده ايد، بسيارى از مردم سير نشده اند (و گرسنه هستند) آن را به كسى بدهيد كه نيازمند آن است. (3)
چرا غذا را بيش از نياز پخت مى كنيم؟ چرا در مصرف آب و برق صرفه جويى نمى كنيم؟ چرا در استفاده از كاغذ، لوازم التحرير، دستمال كاغذى زياده روى مى كنيم؟ چرا از ميوه ها درست استفاده نمى كنيم؟ چرا در پخت نان و شيوه ي نگهدارى آن اصول لازم را به كار نمى بنديم؟ چرا عده اى مرفه و بى درد ثروت عمومى جامعه را ـ ولو با درآمدهاى خود ـ با استفاده از ابزار و لوازم لوكس ضايع مى كنند؟ چرا الگوهايى كه در برخى رسانه هاى جمعى و نيز عملكرد بعضى مديران مشهود است جامعه را به سوى يك زندگى تجملى و اسراف گرايانه مى كشد؟ و دهها چراى ديگر كه شما هم حتما روزانه با آن برخورد داريد.
امام صادق (ع) مى فرمايد:
((ميانه روى در زندگى چيزى است كه خداوند آن را دوست دارد و اسراف را دشمن دارد حتى اگر اين اسراف با بيرون انداختن هسته خرمايى باشد، چون آن هسته به كار مى آيد (4). يا با بيرون ريختن آب باقيمانده (در ليوان) باشد.)) (5)
اسراف و عدم استجابت دعا
مسرف چون با سوء اختيار خود گرفتار اين بيمارى شده و به تنگدستى افتاده است، اگر از خدا بخواهد تا از مخمصه فقر نجاتش دهد، دعايش مستجاب نخواهد شد. امام صادق عليه السلام يكى از چهار نفرى را كه دعايشان مستجاب نمى شود، فردى مى داند كه ثروتش را ضايع كرده، آنگاه از خدا مى خواهد تا به او روزى دهد. خداوند درجواب مى فرمايد: آيا تو را به ميانه روى و اصلاح در امور زندگى امر نكردم؟! (6)
رابطه اسراف و دورى از خدا
از آنجا كه هر بعد روحى انسان در بعد ديگر موثر است، بالطبع انحراف و كژى در يك بعد به انحراف در ساير ابعاد منجر مى شود.
اسراف و تجاوز از حد در امور مادى و معنوى ـ همچون معصيت با چشم، گوش، زبان و ... ـ موجب كمرنگ شدن احكام الهى در مقابل آدمى و در نتيجه تكذيب حق مى شود، اينجاست كه آدمى به تدريج از خداوند دور شده و از نعمت هدايت الهى محروم مى شود و اين، يك سنت قطعى و لايتغير الهى است كه هدايت معنوى در پرتو عمل به دستورات خدا و پرهيز از گناه و محرمات به دست مى آيد.
در غير اين صورت، فراموشى ياد خداوند توسعه مى يابد و بتدريج زندگى فردى و اجتماعى مردم دچار سردرگمى و بى هدفى مى شود; اعتمادها به يكديگر كم مى شود; روحيه ي ايثار و فداكارى و كارگشايى، از جامعه رخت بر مى بندد; عاطفه و ترحم كاهش مى يابد; مردم در كارهاى خلاف شرع بر يكديگر سبقت گرفته و از انجام اعـمـال و افـعـال خـيـر و پسنديده دريغ مى ورزند.
اسراف نيز عاملى براى دور شدن دلها، زياد شدن فاصله طبقاتى، بى تفاوت شدن و دهها عارضه ديگر روحى ـ اجتماعى است كه جامعه را از درون مى پوساند.
پىنوشتها:
1ـ وسايل، ج 15 ، ص 261 .
2 ـ روزنامه كيهان، 25 خرداد 1372 .
3 ـ مستدرك الوسايل، كتاب الاطعمه و الاشربه، باب 61 .
4ـ توضيح اين مطلب لازم است كه در آن زمان، هسته خرما در بعضى زمينه ها كاربردى داشته باشد.
5ـ وسايل، ج 15 ، ص 257 .
6ـ اصول كافى، ج 2 ، ص 511 .