منبع : پيام زن_ با تغيير و تلخيص
اسراف نيز مانند بسيارى از اعمال، برخاسته از ريشه ها و عواملى است كه بدون پرداختن و مبارزه با آنها، حذف آن از زندگى فردى و اجتماعى ما ممكن نخواهد بود. در اين قسمت به بيان و بررسى بعضى از اين عوامل خواهيم پرداخت:
1 ـ خودنمايى
شخصى كه در دوران زندگى همواره در نيل به خواسته ها و آرزوهاى خويش ناكام مانده و با تنگدستى و محروميت دست به گريبان بوده است، اين سرخوردگيهاى انباشته شده، به تدريج تبديل به عقده هاى روانى شده و در شخصيت او ايجاد اختلال مى نمايد.
در اين صورت، فرد دچار اختلال، براى سرپوش گذاردن بر ناكاميها و عقده هاى متراكم خود، دست به عملى مى زند تا او را در اجتماع مطرح كرده و شخصيت دهد. به عنوان مثال براى باز يافتن شخصيت سركوب شده ي خويش به اسراف و ريخت و پاشهاى غير معقول متوسل مى شود و فكر مى كند كه با اين رويه در اجتماع به عنوان انسانى دست ودل باز و بى اعتنا به ثروت مطرح مى گردد.
2 ـ تربيت خانوادگى
خانواده يكى از اركان تربيت و محل شكل گيرى شخصيت رفتارى انسان است. شيوه هاى رفتارى فرزندان، انعكاسى از نوع تربيت خانوادگى آنهاست، از اين رو بسيارى از دختران و پسران رفتارهاى فردى و اجتماعى، اقتصادى و اخلاقى را از والدين خود مي آموزند و در موقع لزوم آن را به كار مى گيرند.
يك مادر خوب و فهميده كه در خانه الگوى صحيحى براى مصرف داشته باشد و از مصارف غير ضرورى و مسرفانه پرهيز كند، بدون شك دخترى خواهد داشت كه در زندگى فردى و اجتماعى آينده ي خود، دچار ضعف شخصيت و تقليد از ديگران نخواهد شد.
اما در نقطه ي مقابل، مادرى كه بدون داشتن الگوى صحيح مصرف، به زياده روى و ولخرجى خو گرفته است، اين روش او در ساختار روحى فرزندش اثر گذاشته و او در زندگى آينده اش آن را به كار خواهد گرفت.
3 ـ فساد اخلاقى
ترك اسراف، يك نوع پايبندى و تعهد به مقررات دينى است كه در اثر تربيت و تهذيب به دست مى آيد.
در بعضى مردم، زمينه ي اسراف را بايد در شخصيت اخلاقى و روحى آنها جستجو كرد; زيرا شخصى كه خود را به تجاوز و قانون شكنى عادت داده و به گناه خو گرفته است، نمى تواند در امور مالى اش فردى معتدل باشد و همواره به دنبال تامين خواسته هاى افسار گسيخته ي خود مى باشد. او از اين طريق سرمايه اش را به هدر مى دهد.
4 ـ تقليد
تقليد از ابزار مهم تربيت بشر است. انسان هميشه مى خواهد زندگى اش را با كسانى كه در نظر او داراى شرافت و موفقيت اند، هماهنگ سازد. اين احساس اگر همراه با هدايت عقل و انتخاب الگوهاى مناسب و صحيح باشد، بسيار ارزنده است. و چنانچه با جهل و هواهاى نفسانى همراه باشد، موجب گمراهى و سقوط ارزشهاى دينى و انسانى مى شود.
بسيارى از مردم در توجيه و درست جلوه دادن خلاف كاريهاى خود ـ از جمله اسراف ، عمل ديگران را پيش كشيده و مى گويند ديگران هم، چنين مى كنند، غافل از اينكه عمل ديگران نمى تواند مجوزى براى فساد و ولخرجى آنها باشد.
لباس پوشيدنها، غذا پختنها، طلا و جواهرات، دكورها و ديگر مصارفى كه بر اساس ((چشم و همچشمى)) آميخته ي با اسراف هستند، كم نيستند و همين روحيه ((چشم و همچشمى)) عاملى براى اختلافات خانوادگى و نگرانيهاى روحى ـ روانى مى شود و خانواده اى را در كام بلاى اسراف و تن به ذلت دادن مى كشد و آرامش روحى زن و شوهر را سلب مى كند.
امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
تو را از اينكه چشم طمع خود را به زندگى فرد بالاتر از خويش بدوزى، بر حذر مى دارم. (1)
5 ـ الگوهاى اجتماعى
آنان كه گفتار و عملكردشان در جامعه به عنوان الگوى عملى مردم به شمار مى رود تاثير عمده اى در چگونگى بهره بردارى مردم از امكانات دارند. نقش بسيار مهم رسانه ها در الگودهى در همين راستا است. زندگى شخصى و نيز ادارى مديران جامعه از همين مقوله است. سياست گذاريها و برنامه ريزيهاى خرد و كلان در جامعه را نيز نبايد فراموش كرد.
در مقاله ي بعد به بحث رابطه ي اسراف وفقرو رابطه ي اسراف و عدم استجابت دعا خواهيم پرداخت.
پي نوشت ها:
1 ـ اصول كافى، ج 2 ، ص 137 .