حضرت امام خمينى قدس سره، كه در عمل به دستورات اسلام، بسيارجدى و نمونه بودند، در مورد اسراف در همه ابعادش و به ويژه درمصرف، حساسيت مخصوصى داشتند، به عنوان نمونه نظر شما را به سه مورد زير جلبمي كنيم:
1- يكى ازمسؤولين دفتر امام خمينى قدس سره مىنويسد: يك بارمسؤول امور مالى، پشت يك پاكت چيزى نوشت و به امام داد . امامدر يك كاغذ كوچك جواب آن را داد و در زير آن چنين نوشت: شما دراين قطعه كوچك نيز مىتوانستيد بنويسيد. »
از اين رو آن برادر خورده كاغذها را جمع و جور مىكرد و دركيسهاى مىگذاشت، و هنگامى كه مىخواست، براى امام چيزى بنويسد،روى آن كاغذ پارهها مىنوشت، امام هم زيرش جواب مىنوشتند.
2- خانم زهرا مصطفوى(دختر امام)از خاطرات دوران كودكىخود، چنين مىگويد:
درس امام در ساعت يازده و نيم تمام مىشد . ايشان در اين هنگامبيست دقيقه با ما(كه كودك بوديم) بازى مىكرد، سپس ده دقيقه به ظهر، براى انجام مقدمات نماز حاضر مىشد . امام با خريد اسباببازى خيلى مخالف بودند و مىگفتند: اين پول باطلى است . باوسايلى مانندگِل، تيله درست مىكرديم، بعد مىچيديم و مىگفتيم هركس به اين تيلهها بزند برنده است، بازى بيست دقيقه ما اين گونهساده بود...
3-يكى از اعضاي دفتر امام خمينى(ره) نقلمي كند: يك روز برطبق وظيفهاى كه هر ماه بر عهده داشتيم، در پايان ماه صورتمخارج ماهيانه را(در جماران) به خدمت امام فرستاديم، و در ضمنآن مخارج خانه امام از مهمانىها، رفت وآمدهاى امام، پول برقخانهو ...را نوشته بوديم . هنگامى كه صورت مخارج را نزد امام فرستاديم، پس از نيم ساعت حاج احمدآقا(فرزند امام) تلفن زد وگفت: از وقتى كه صورت حسابرادادهايد، امام مرتب لب باغچه قدممىزند و سخت ناراحت است، زيرا مخارج خانه امام در اين ماه ازده هزار تومان(آن عصر) تجاوز كرده است لذا امام مىفرمايد:
«اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلا ازاين جا مىروم.»
حاج احمد آقا به من گفت: شما ببينيد كه خرج اضافى در اين ماه چه بوده است،تا به آقا بگوييم و خيال امام راحتشود.
ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابداً مربوط به خانه امام نبود ، است، مثلا:
- گازوئيلى كه از خانه امام زياد آمده بود ما گفتيم كه آنرا در انبار حسينيه جماران بريزند.
- ماشينى كه خانواده حضرت امام را مىبرد، و براثربىتوجهى راننده خسارتى به آن وارد شده بود ، و هزينهاى پيدا نموده بود.
- برزنتى براى خانه حضرت امام تهيه شده بود تا داخل منزل ايشان از بالاى پشتبام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس مىدادند.
صورت اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم، درنتيجه ايشان احساس آرامش كرده و آسوده خاطر شدند. از همين يك نمونه مىتوان شدت پرهيز امام از اسراف و زياده روى در مخارج خانه را به دست آورد.
دورى از تقتير و سختگيرى
اعتدال در مصرف يكى از ويژگىهاى بندگان ممتاز الهى است، كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطى آن استكه از آن به اسراف و تبذير ياد مىشود كه بيان گرديد، دوم جنبه تفريطى آن كه چهره تفريط ، اعتدال در مصرف است كه از آن به تقتير يا سختگيرى و زندگى رنجآور تعبير مىگردد . اسلام دين سمحه و سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختى و رنج اقتصادىزندگى كنند . بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگى رابه شيوهاى تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگى و آسايش گردد.
پيامبر اكرم(ص)همان گونه كه از اسراف جلوگيرى مىكرد، بهموازات آن از اقتار وسختگيري در زندگى، نهى مىنمود.
رسول اكرم(ص)فرمود: «اِنَّ مِن سَعادَةِ المَرءِ المُسلِمِ اَن يشبهَهُ وَلَدَه....»
" از سعادت و خوشبختى انسان مسلمان،آن است كه داراى فرزندى باشدكه در نيكى، شبيه به خود اوبوده و نيز داراى همسر زيبا و ديندار، ومركب راهوار و خانه وسيع باشد."
در ماجراى ابولبابه( گفتن يك راز نظامى حكومت اسلامى به يهوديان ) به گناه خود پى برد و توبه حقيقى كرد و پس ازمدتى آيه 102 سوره توبه در پذيرش توبه او از جانب خداوند نازلشد، پيامبر(ص)با تلاوت آن آيه، به او بشارت داد. ابولبابه بهپيامبر(ص)عرض كرد: اجازه بده به شكرانه قبول شدن توبهام، نصفاموالم را انفاق كنم . پيامبر(ص)اجازه نداد. او عرض كرد: اجازه بده يك سوم آن را انفاق كنم، پيامبر(ص) اجازه داد.
اين كه پيامبر(ص)اجازه انفاق نصف اموال او را نداد، براين اساسبود كه وي و خانوادهاش،گرفتار سختى و تنگنا در معيشت نگردند.
اين بحث را باذكر روايتي به پايان مي بريم :
يكى از مسلمانان مدينهكهداراى چند كودك بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت. قبل از مرگ خود بهخاطر جلب پاداش الهى، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن كه ازدنيا رفت، مسلمانان پس از غسل و تكفين، او را به خاك سپردند.سپس ماجراى او را در مورد آزادسازى غلامان، و فقر فرزندانش بهآن حضرت خبر دادند. پيامبر(ص) فرمود:
«اگر من اطلاع مىيافتم نمىگذاشتمجنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنيد، زيرا او كودكان خودرا از ثروتش بىنصيب نمود، و آنان را فقير و بىپناه گذاشت، تا دست گدايى به سوى مردم دراز كنند.»
اين ماجرا در عين آن كه بيانگر نكوهش اسراف در انفاق است ، نيز حاكى از آن است كه نبايد موجب سختى و فشار در زندگى اعضاء خانواده شود . بلكه بايد اعتدال در مصرف را با توجه به همهجوانب رعايت نمود.