» دستورالعمل هاي كلي سياست فرهنگي
پادشاهي مجارستان در هزاره اول ميلادي بنا نهاده شد. هرچند با توسعه طلبيهاي حكومت (osmanli) - بين سالهاي 1686 و 1526 - و تسلط اتريشيها بر اين سرزمين، احتمال ضعيفي وجود داشت كه ساكنين اين كشور بتوانند هويت و استقلال خود را مجدداً بدست آورند. اما با اين وجود قرن نوزدهم براي اين كشور احياء ملي را به بار آورد كه در آن، فرهنگ نقش بسيار ارزندهاي را ايفا نمود. بخش عمده مؤسسات فرهنگي و سنتهاي موجود كشور، ريشه در قرن نوزدهم دارند. ساختار نمونه اجتماعي اروپاي شرقي نيز از اين دوران به جا مانده است در اين كشور طبقه اجتماعي ماهري وجود داشت كه استانداردهاي فرهنگي آن با كشورهاي پيشرفته برابري مي نمود امّا اين طبقه با مخالفت و رويارويي طبقة اكثريت روبرو بود كه از لحاظ استانداردهاي فرهنگي عقب افتاده محسوب ميگرديد.
با وجود اين كه طبقه متوسط جامعه، اساس دموكراسي و توسعه فرهنگي و اقتصادي در اروپاي شرقي را تشكيل ميداد، امّا بيش از نيمي از جامعه مجارستان تا اواسط قرن نوزدهم از زندگي روستايي برخوردار بودند و جامعه به تدريج سنتهاي كهن خود را از دست ميداد لذا چندان قادر به پيوستن به جامعه جديدالشكل نبود. در مقايسه با جامعه غرب، طبقه روشنفكر مجارستان منفعل باقي ماند. در همان زمان، جمهوري مجارستان به عنوان يكي از كشورهاي اروپاي مركزي نوعي انتقال غربي از سنتهاي قديمي به سنتهاي جديد را تجربه نمود كه با مخالفت شديد كشورهاي شبه جزيره بالكان و اروپاي شرقي مواجه گرديد.
پس از جنگ جهاني اول، اتخاذ سياست فرهنگي نقش راهبردي را در كمك به كشور جهت غلبه بر مشكلات عديده ملي ايفا نمود. آندسته از افراد جامعه كه از طبقات سرخورده بودند هنگام بازسازي سياسي و تأسيساتي كشور از سياست فرهنگي دمكراتيك حمايت نمودند. در همان زمان سنتهاي اجتماعي، ملي، محافظه كارانه و بورژوا در ابتدا به پشت صحنه رانده شده و سپس به تدريج از ميان رفتند.
در اواخر دهه 40 عنصر پيشرو سياست فرهنگي از نوع بلشويكي حذف گرديد و تا انقلاب سال 1956 سياست فرهنگي طراحي شده به سبك اتحاد جماهير شوروي سابق در كشور حاكم بود. پس از فرونشستن آتش انقلاب، فرهنگ عامرانه در اوايل دهه 60 روبه زوال نهاد. در سال 1989، فرايند تجديدنظر در زمينه هاي مختلف زندگي و انتقال تدريجي از سنتهاي قديمي به سنتهاي جديد در كل بلوك كمونيسم در حال شكل گيري بود. در نتيجة تضعيف نظام كمونيسم، منابع دولتي به تدريج تحليل رفته و به موازات حذف كنترل سياسي، حوزة فرهنگ كشور از سيستم يارانهاي خارج گرديد. در سال 1980، فرهنگ تجارتي به اوج خود رسيده و بنياد فرهنگي soros نقش مهمي را در اين ميان ايفا نمود.
در دوران كمونيسم، جامعه سوسياليستي بازسازي گرديد. جامعه كشاورزي كشور به كمتر از 20% تقليل يافته و ميانگين اشخاص داراي تحصيلات متوسط و عالي به چند برابر افزايش يافت. در نتيجه يارانه هاي دولتي در بخش فرهنگ به بهاي نازل در اختيار همگان قرار ميگرفت. گرايش به محصولات فرهنگي نظير مطالعة داستانهاي علمي و تخيلي، تماشاي تئاتر، سينما، كنسرتهاي موسيقي، موزه ها و نمايشگاهها افزايش يافته بود. اكثريت قريب به اتفاق خانواده هاي مجارستاني از دستگاههاي راديو و تلويزيون برخوردار بودند. در دوران ديكتاتوري، بخش هنر اهميت سياسي ويژه اي يافت.
در اواخر دوره ديكتاتوري تقريباً همگان بر اين باور بودند كه فرهنگ بخش بازنده دوران انتقال بوده است. اولين دولت آزاد در فاصله سالهاي 1994-1990 سياست فرهنگي گلچين شده اي را اتخاذ نمود. اين دولت عليرغم مشكلات اقتصادي، كوشش فراواني را به عمل آورد تا ارزشهاي فرهنگي به جاي مانده از نظام سابق را همچنان حفظ نمايد. از جملة اولويتهاي مهم و اساسي دولت در فاصله سالهاي 1994 تا 1998 تقويت بنيه مالي فرهنگي كشور از طريق اعطاي منابع و اختيارات لازم به صندوق فرهنگي كشور بود. به همين خاطر قوانين ويژه اي به تصويب رسيده و تا اواخر سال 1998 مسأله مهم بازسازي و تأسيس موسسات مختلف فرهنگي كشور مطرح گرديد. در همين زمينه موضوعاتي از قبيل حمايت از رويدادهاي بزرگ فرهنگي و هنري و آثار باستاني كشور در جهت توسعه و ارتقاء هويت ملي از اهميت ويژه اي برخوردار گرديد.
» عناصر اصلي الگوي جاري سياست فرهنگي كشور
از اوايل دهه 90 به اين سو، اصول بسيار مهم سياست فرهنگي كشور مجارستان به شرح ذيل ميباشند: الف) تأمين شرايط و پيش نيازهاي ضروري جهت خلق آثار فرهنگي و هنري و نشر اين آثار در سراسر جامعه ب) آماده سازي موسسات فرهنگي جهت ارائه فعاليتهاي بهتر پ) ايجاد حيات فرهنگي متعادل در سراسر جامعه اصل ديگري كه از اهميت فوقالعادهاي در زمينه هاي تصريح شده سياست فرهنگي كشور مجارستان برخوردار است و در قانون اساسي كشور نيز تصريح شده است؛ مسؤوليت سرنوشت مهاجراني است كه در خارج از مرزها زندگي مي نمايند.
» تعريف ملي از واژه فرهنگ
تغييرنام وزارت فرهنگ به وزارت "ميراث فرهنگي ملي" نشان از تغيير توجه هنرمندان كشور به حفاظت از ميراث فرهنگي و بناهاي تاريخي دارد. آيا اهداف سياست فرهنگي كشور منعكس كنندة اصول شوراي اروپا هستند يا خير؟ اهداف سياست فرهنگي جمهوري مجارستان كاملاً با اصول شوراي اروپا كه بر ارتقاء هويت، خلاقيت، تنوع و تكثير و مشاركت فرهنگي استوار ميباشند، مطابقت دارند.
» رابطه ميان رسانه و فرهنگ (هويت فرهنگي)
در مقدمه ماده قانون ويژه رسانه هاي گروهي مصوب سال 1996 كشور مجارستان تشويق و ترويج فرهنگ ملي و جهاني و رسميت تنوع و تكثر فرهنگي به عنوان يك اصل مهم تعريف شده است. اكثريت قريب به اتفاق شنوندگان و بينندگان راديو و تلويزيون علاقمند به برنامه هاي سراسري كانال دوم تلويزيون و چهار كانال راديويي هستند كه بيش از پيش فرهنگ عامه را تبليغ و ترويج مي نمايند. در سال 1996، جمهوري مجارستان به عنوان يكي از اعضاي سازمان توسعه و همكاريهاي اقتصادي (OECD) مقررات آزادانهتري را در خصوص رسانه هاي كشور به اجرا گذاشته است هر چند هنوز اين كشور مجبور است كه سهميه هاي تعيين شده از سوي اتحاديه اروپايي را رعايت نمايد.