» دستورالعمل هاي كلي سياست فرهنگي
سياست فرهنگي اتحاد جماهير شوروي بخشي از سياست ايدئولوژيكي ماركسيسم لينيسم حزب كمونيست ميباشد. اين نظام فرهنگي در سالهاي 1930-1920 شكل گرفته و تا سال 1980 با وجود يك سري تغييرات سطحي به حيات خود ادامه داد. از جملة عناصر اصلي سياست فرهنگي اتحاد جماهير شوروي مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
» تأسيس شبكه هايي از مؤسسات فرهنگي كشور
[ ايجاد يك نظام اداري متمركز و تحت كنترل شديد ]
وضع مقررات قانوني مشابه و كنترل عقيدتي و مقرراتي (تفتيش عقايد)
از سال 1930، شبكه هايي از مؤسسات فرهنگي، صحنه فرهنگي كشور را به تصاحب خود درآورده و در سطوح محلي، جمهوري و ملي تشكيل يافتند. ارائه خدمات فرهنگي به اقشار مختلف جامعه، در قالب طرح پنج ساله توسعه اقتصادي ملي ترسيم يافت. توجه ويژه مسؤولان رده بالاي نظام متوجه آندسته از مؤسسات فرهنگي بود كه از امكان انتقال اطلاعات در سطح بسيار بالا برخوردار بودند. از جملة اين مؤسسات مي توان به راديو، سينما، مطبوعات و شبكه مؤسسات فرهنگي كه پوشش اطلاعاتي خبري كل كشور به ويژه مناطق روستايي را بر عهده داشتند اشاره نمود. از سال 1960 با تشكيل اتحادية فيلمسازان، نظام اتحاديهاي توليد كنندگان هنري كشور تشكيل گرديد.
وظيفه اصلي اين اتحاديه كنترل روشنفكران كشور و سازمان دادن فعاليتهاي فرهنگي طبق خواسته و نياز حزب بلشويك بود. در سال 1953، وزارت فرهنگ اتحاد جماهير شوروي منحل گرديده و اداره فرهنگ كشور تأسيس يافت. لازم به ذكر است كه ادارة مذكور به كنترل و هدايت فرهنگ در تمام سطوح جامعه از مناطق روستايي تا فدراسيون روسيه ميپرداخت. اتحاديههاي فدراسيون روسيه بر فعاليت نهادهاي اجرايي كشور نظارت نموده و مؤسسات حزبي كشور نيز در كلية سطوح، به كنترل فعاليت اتحاديههاي مذكور ميپرداختند. كميته مركزي، دبيرخانه و دفتر سياسي حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي نيز، نظارت بر اين سيستم طبقاتي را برعهده داشتند. علي رغم استيلاي اين نظام محدود و بسته، حيات فرهنگي كشور همچنان متنوع باقي ماند.
به محض اينكه كنترلهاي فوق از ميان برداشته شدند، تمايلات نهفته ظاهر گرديد. در اواخر دهه 1950 و اوايل دهة 1960 اصلاحات khrusehev تحت عنوان "thaw" (آب شدن يخها) اميدهاي فراواني را در جهت نيل به رنسانس معنوي در كشور برانگيخت. در اواسط دهة 1980، (Gorbachev) تغييرات عمده اي را در زمينه فرهنگي كشور پيش كشيد كه به كاهش فشار عقيدتي و ايدئولوژيكي رسانه ها و كنترل اداري مؤسسات آموزشي و فرهنگي كشور منتج گرديد. طبق قانون مصوب 1990 سانسور از مطبوعات و رسانه هاي كشور حذف گرديد. در اوايل سال 1990، كشور به طول كلي كنترل خود را از روي بخش فرهنگ كشور حذف نمود. همزمان با به اوج رسيدن بحران سياسي و اقتصادي، علاقمندي جامعه نسبت به امور فرهنگي به كلي از دست رفته و سقوط نظام كمونيستي اتحاد جماهير شوروي رقم خورد.
در دسامبر سال 1991، فدراسيون روسيه به عنوان كشوري مستقل به رسميت شناخته شده و همزمان با آن نقش حكومتي حزب كمونيست از ميان رفت.
مجلس نمايندگان درست مانند زمان امپراتوري تزار روس "دوما" نام گرفت و كشور ساختار قانوني پيچيده منطقه اي اتحاد جماهير سوسياليست شوروي سابق را براي خود همچنان حفظ نمود. بر اساس قانون اساسي سال 1994، فدراسيون روسيه كشوري است كه از وجه حقوقي، فدرالي و دموكراتيك با دولت جمهوري برخوردار ميباشد. اين كشور داراي رئيس جمهور، دولت و مجلس فدرال (پارلمان) بوده و فدراسيون آن شامل 89 بخش تابعه، متشكل از مناطق و واحدهاي مرزي و اداري، 21 جمهوري، 6 قلمرو، 49 ناحيه، 1 ناحيه خودمختار، 10 بخش و شهرهاي مسكو و سن پترزبورگ ميباشد.
[ نماي كلي نظام فدراسيون روسيه ]
رئيس جمهور فدراسيون روسيه تعيين كننده سَمْت و سوي سياستهاي داخلي و خارجي كشور بوده، اعضاي دولت فدرال را تعيين نموده و قوانين و دستورالعمل هايي را صادر مي نمايد كه از پشتوانه قانوني برخوردار ميباشند. رئيس جمهور اصول و ضروريات سياستهاي كلي نظام را تنظيم نموده سپس آن را به پارلمان ارائه مي نمايد. در ميان اين سياستها، سياستهاي فرهنگي نيز به چشم مي خورد.
[ مجلس فدرال ]
مجلس فدرال روسيه به برنامه ريزي جهت تعيين بودجه فدرال، تعيين و تنظيم بودجه لازم بخش فرهنگ كشور، قانونگذاري اصول سياستهاي كلي كشور از قبيل دموكراسي، اقتصاد بازار، تأمين اجتماعي و تعيين و تنظيم سياستهاي فرهنگي فدرال مبادرت مي نمايد. شوراي فدرال و مجلس دوماي كشور نيز داراي كميسيونهاي تخصصي در امر فرهنگ ميباشند.
وزارت فرهنگ روسيه مجري سياستهاي فدرال در امر حمايت و حفاظت از آثار تاريخي و فرهنگي كشور بوده و بر امور صنايع دستي، هنر، كتابخانه هاي عمومي، موزه ها و ديگر مؤسسات فرهنگي و آموزش حرفه اي فرهنگي - هنري كشور نظارت دارد. وزارت مذكور همچنين سازمانهاي فرهنگي فدرال كشور را از محّل بودجة فدرال تأمين مالي نموده و به ارائه كمكهاي فني به مؤسسات و سازمانهاي فرهنگي منطقه اي مبادرت مي نمايد.
اين قبيل حمايتها در جهت توسعه و محافظت از فرهنگ و هنر كشور در برنامه هاي فدرال پيشبيني گرديده است. وزارت فرهنگ كشور همچنين در برنامه هاي فدرال ويژة بخش فرهنگي و اجتماعي شركت مي نمايد. وزير فرهنگ، رياست شوراي هماهنگي فدرال در امور فرهنگ، هنر و سينماي كشور را بر عهده دارد. شوراي فوق نيز خود متشكل از رؤساي ادارات فرهنگي ـ منطقه اي و يك نماينده از شوراي وزيران ميباشد. به اعضاي فوق بايد كميته دولتي سينما و آرشيو فدرال را نيز اضافه نمود. جزئياتي از توانمنديها و ظرفيتهاي موجود فرهنگي فدراسيون روسيه در سطح فدرال به شرح ذيل ميباشد:
ضمانت رعايت حقوق بشر، اعطاي آزاديهاي مشروح در قانون و تعيين و تنظيم سياست فرهنگي خارجي مشخص، اتخاذ قوانين فدرال و برنامه هاي فرهنگي ، اختصاص بودجه به بخش فرهنگ از محّل بودجه فدرال، مديريت ميراث فرهنگي ملي و مؤسسات فرهنگي فدرال ، تعيين استانداردهاي لازم در آموزشهاي حرفه اي ، تنظيم واردات و صادرات اشياء فرهنگي و تاريخي ، از جمله اختيارات قانوني منطقه اي فدرال روسيه نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود.
[ اصول كلي سياست فرهنگي ]
الگوي سياست فرهنگ ملي روسيه با استناد به ملاكها و معيارهاي گوناگوني تعيين ميگردد. از جملة اين معيارها مي توان به طرح الگوي تئوريكي با اساس درك انساني از فرهنگ و احترام به ارزشهاي انساني و نقش سياسي فرهنگ به مثابه ملغمهاي سنتي از هنر و ميراث فرهنگي كشور اشاره نمود. از جمله اهداف دوره گذار كشور مي توان به 2 سري از اهداف به شرح ذيل اشاره نمود:
اصول كلي درازمدت و چشماندازهاي عملي كوتاه مدت
از اهداف بلندمدت سال 2000 كشور در برنامه ريزي فدرال تحت عنوان فرهنگ روسيه ياد مي شود. هدف اين برنامه توسعه پتانسيل فرهنگي روسيه و بهره گيري مؤثر و مفيد و حفاظت از ميراث فرهنگي فدراسيون روسيه ميباشد. از جملة اهداف طرح درازمدت دورة گذار مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- نگاهداري و حفاظت از ميراث فرهنگي كشور به منظور توسعه حيات فرهنگي كشور
2- ايجاد فضاي فرهنگي يكسان جهت دسترسي يكسان اقشار مختلف جامعه به كالاهاي فرهنگي و تهيه و تدارك قوانين و مقررات ضروري جهت گفتگوي فرهنگي ميان اقوام مختلف كشور
3- جهتدهي گروهها و اشخاص به سمت ارزشهاي مدرن فرهنگي كشور
از جملة وظايف طرح دراز مدت دورة گذار روسيه نيز مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- حمايت و پشتيباني دولت از مشاركت فرهنگي و فعاليتهاي حرفه اي و خلاق
2- حفاظت و صيانت از ميراث فرهنگي كشور و استفاده به جا و مؤثر از آن
3- توسعه و تقويت زيرساختهاي فرهنگي كشور به منظور دسترسي به كالاهاي فرهنگي، منابع اطلاعاتي موزه هاي كشور، كتابخانه ها و آرشيوها و اتصال به دهكده اطلاعاتي جهاني
4- توسعه صنعت فيلم كشور از طريق سازماندهي مجدد بخش دولتي و افزايش توليد فيلم و نمايشهاي سمعي و بصري
5- توسعه نقش فرهنگ در جامعه در جهت تقويت مؤسسات مختلف فرهنگي، افزايش آگاهيهاي اجتماعي و حفاظت از گروهاي آسيب پذير اجتماع
6- متمركز نمودن بودجه بر اولويتهاي فرهنگي كشور
طرح مذكور با ديگر فعاليتهاي دولت در زمينه هاي علوم، آموزش، جوانان و سياستهاي قومي، برنامه هاي زيست محيطي و توسعه مناسبات مشترك فدرالي هماهنگ ميباشد. اجراي طرحهاي اقتصادي كوتاه مدت در بخش فرهنگ كشور نتايج قابل توجهي را در بر نخواهد داشت زيرا كه برنامه هاي فرهنگي در كل داراي تأثيرات دراز مدت ميباشد. لازم به ذكر است كه افزايش آگاهي مردم طي فرايند مدرنيزاسيون، دلبستگي به آرمانهاي دمكراتيك، تقويت مؤسسات فرهنگي در يك جامعه مدني باز و صيانت از سوابق تاريخي مردم و سنتهاي ملي آنان پايههاي رشد اقتصادي كشور روسيه را تشكيل ميدهند.
» تعريف ملي از واژه فرهنگ
تعريف و توصيف ملي از فرهنگ بر پايه احترام والاي ملي به نقش اجتماعي است كه فرهنگ ملي در حيات اين كشور ايفا مي نمايد. فرهنگ در اين كشور تنها به مثابه يكي از پايههاي آگاهي اجتماعي نبوده بلكه در برگيرنده كلية نظامهاي ارزشي است كه هويت ملي را شكل داده و يكپارچگي كشور روسيه را سبب گرديده است. در يك كشور دمكراتيك سكولار (غير مذهبي) هدف اصلي فرهنگ علاوه بر حفاظت و صيانت از جهتگيري معنوي و اخلاقي مردم؛ ايجاد يك ايدئولوژي ملياست.
» اهداف سياست فرهنگي و اصول شوراي اروپا
اهداف كلي سياست فرهنگي روسيه با تأكيد ويژه بر ارزشها و سنتهاي فرهنگي ملي با اولويت بنديهاي شوراي اروپا هماهنگ ميباشد.
» توسعه فرهنگي
[اولويتهاي سياست فرهنگي]
در جريان انتقال نظام سياسي روسيه، هدف اصلي سياست فرهنگ فدرال حفاظت و صيانت از ميراث فرهنگي و شبكه موسسات فرهنگي ملّي و دولتي فدراسيون روسيه ميباشد. در ژوئن سال 1993، دولت فدراسيون روسيه به اجراي اهداف مذكور پرداخته و بر همين اساس دولت فدرال جهت توسعه و حفاظت از فرهنگ و هنرهاي كشور پايه ريزي گرديد. در سال 1997، طرح جديد رياست جمهوري به جريان افتاد. از جملة وظايف مهمي كه طي سالهاي 97-1995 فراروي توسعه فرهنگي روسيه قرار داشت مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:
1- ايجاد شرايط مناسب جهت دسترسي هر چه بيشتر تمامي گروه هاي اجتماعي به آثار فرهنگي و هنري ملي و بين المللي در جهت رشد معنوي و فرهنگي و خلاقيت افراد
2- حفاظت از ميراث فرهنگي و تاريخي كشور به عنوان عامل وفاق ميان گروهها و اقشار مختلف جامعه
3- توسعه و رشد اصول فدراليسم در جهت اجراي هر چه دقيقتر سياستهاي فرهنگي در سطوح دولتهاي محلي و منطقه اي
اين اهداف بخصوص اهداف توسعه طلبانه به خاطر وجود بحران فزاينده اقتصادي و سياسي كاملاً به اجرا در نيامدهاند. در سياستگذاري فرهنگي روسيه مبحث جاري پيرامون تناقض ميان جايگاه والاي اجتماعي بخش فرهنگ و تخصيص بودجه ناچيز به آن ميباشد. بجز منابع مالي ويژه سال (99-1998) كه به امر بزرگداشت دويستمين سالگرد شاعر بزرگ روسيه - پوشكين اختصاص يافت، بودجه بخش فرهنگ كشور در فاصله سالهاي (98-1996) چندين بار كاهش يافت. اين موضوع باعث رقابت شديد بر سر تأمين بودجه به عنوان مهمترين اولويت مؤسسات فرهنگي كشور گرديد.طرح 2005 - 2001 فرهنگ روسيه در جهت اجراي اصلاحات اساسي در مديريت فرهنگي كشور طراحي گرديده و با نگاهي خوشبينانه بهتشريح وضعيت فعلي بخش فرهنگ كشور ميپردازد. پيشرفتهايي در جهت اولويتبندي سياستهاي فرهنگي كشور صورت گرفته است كه از جملة اين اولويتها مي توان به تمركز زدايي در امر قدرت، توسعه رسانه هاي جمعي به ويژه تلويزيون كه خارج از قلمرو وزارت فرهنگ كشور فعاليت مي نمايد و خصوصي سازي و تجاري نمودن فرهنگ كشور اشاره نمود.
[تمركز زدايي در مقابل مركز گرايي]
برخلاف امكانات محدود سياسي و اقتصادي كشور، مقامات فدرال در جهت تمركززدايي از حوزه فرهنگ گام برميدارند. نكته اساسي در اين باره تصويب قانون استقلال فرهنگي كشور ميباشد كه توسط وزارت كشور و به صورت سياست منطقه اي تهيه و تنظيم گرديده است. ماده قانون مذكور توسط شوراي فدرال فرهنگ و هنرهاي زيبا در نوامبر سال 1996 به اجرا درآمد. در اين ميان به برقراري روابط ميان وزارت فرهنگ و انجمنهاي قدرتمند بين منطقه اي نظير منطقه آرال، روسيه مركزي، منطقه شمال غرب، منطقه قفقاز شمالي، منطقه سيبري و شرق دور تأكيد شده است. وزارت فرهنگ تعداد 6 موافقت نامه با انجمنهاي بين منطقه اي و 18 موافقت نامه با اتباع فدراسيون روسيه منعقد نموده است.