نشر كتاب چند سالي است كه به عصر تازه اي وارد شده است، عصري كه بنيادهاي نشر را دستخوش دگرگونيها و دگرسانيهاي عميق ساخته است. برخي تحولات ، حتي براي كساني كه احتمال وقوع آنها را مي دانند ، غافلگير كننده است، و اين به سبب شتابي است كه رويدادها مي گيرند. به ويژه كشورهايي كه پديدآور تكنولوژيها نيستند و تحولات فني – صنعتي را به طور مستمر دنبال نمي كنند، با تآثيرهاي شديدتر و بحران زاتر رويدادها دست به گريبان مي شوند.
نشر كتاب در ساده ترين صورت آن، تكثيركردن اثري است كه به كمك يكي از شيوه هاي توليد چاپي بر روي كاغذ و توزيع و پخش آن به قصد انتقال؛ انتقال از يك يا چند ذهن به ذهنهاي بسيار ، يا انتقال از يك جامعه به جامعه يا جامعه هاي ديگر، يا از يك فرهنگ و تمدن به فرهنگها و تمدنهاي ديگر ، يا از يك نسل و دوره به نسلها و دوره هاي ديگر ، يا همه اينها با هم .
از زماني كه آدمي نخستين كتاب را تدوين كرد و نسخه آن را ،چه بر لوح گلي يا سنگ يا ابزارهاي ديگر در اختيار ديگران گذارد و ذهنيات خود را به كتابت در آورد، تاريخ نشر كتاب آغاز شد. اختراع كاغذ و سهولتي كه اين ماده در كار نوشتن و مبادله فراهم ساخت سبب شد كه كتاب در نسخه هاي بيشتري تكثير شود. اختراع چاپ ، انقلاب در عرصه نشر كتاب بود. كتاب در چند قرن گذشته ، به كمك كاغذ و چاپ به يكي از مهمترين اركان زندگي در عصر تمدن جديد و به مهمترين ابزار دانش و فرهنگ و به كليد اصلي در هاي ذهن بشر و احساس و انديشه و عاطفه او تبديل شده است . بدون كتاب ، تمدن جديد هرگز نمي توانست اساسي ترين جنبه هاي خود را تحكيم و تقويت بخشيد يا انتقال دهد. كتاب ، يكي از ستونهاي اين تمدن است . اما پس از تحولاتي كه در عرصه ارتباطات و اطلاعات روي داد ، تحولاتي كه نقطه آغاز آن را اختراع تلگراف در سده نوزدهم مي دانند، و سپس رواج يافتن رسانه هاي ارتباطي همگاني ، به ويژه پس از پايان جنگ جهاني دوم و از حدود نيمه سده 20 ، و در سالهاي اخير كاربرد گسترده كامپيوتر و ايجاد شبكه ها و نظامهاي ارتباطي و اطلاع رساني ، موضوع انتقال اطلاعات از راه نشر كتاب با مسائل تازه اي روبرو شد كه طبعاَ در سير تحول كتاب بي سابقه بود. اين ويژگيها البته در همه جامعه ها عيناَ يكسان نيست و بالاخص در كشورهايي كه توليد كننده رسانه ها و ابزارها و تجهيزات اطلاعاتي و ارتباطي هستند متفاوت از كشورهايي است كه مصرف كننده اينها و دنباله رو كشورهاي مولد به شمار مي آيند. با اين وصف ، ويژگيهاي مشترك به حدي است كه اجازه تعميم بحث را در همه كشورها مي دهد.
اين نكته نيز به تاكيد نياز دارد كه تحولات جديد و اخير در عرصه هاي اطلاعات و ارتباطات به معناي تهديد نشر كتاب به نابودي نيست . بازار كتاب البته دستخوش تغيير عميق مي شود ، اما امكان اينكه كتاب از صحنه زندگي بيرون برود يا اقتصاد ، صنعت و بازرگاني نشر تعطيل شود، از سوي صاحب نظران پيش بيني نشده است . مخصوصاَ براي اطمينان خاطر ناشران كتاب ، يكي از تازه ترين آمارهاي در آمد بزرگترين ناشران كتاب را در سالهاي 1996 و 1997 از نشريه معروف گزارش نشر كتاب (1) عيناَ نقل قول مي كنم تاضمن اينكه دهانشان آب مي افتد آسودگي خاطر هم بيابند. ارقام به ميليون دلار است .(لطفاَ رقم را در يك ميليون دلار ضرب كنيد)
تعداد ناشراني كه بيش از دهها ميليون دلار در سال سود برده اند از اينها خيلي بيشتر است.
اين ارقام فقط براي نمونه ذكر شد.
مقايسه آمارهاي نشر و فروش و درآمد حاصل از كتاب در سالهاي گذشته، و به ويژه پس از انقلاب در اطلاعات و ارتباطلات ، نشان مي دهد كه منحني آمار ها سير صعودي را طي مي كند، و بنا براين واقعيت كمّي، مي توان حكم كرد كه اقتصاد نشر كتاب رو به افول يا تنزل نيست و آمار ها به اندازه كافي مي تواند نگراني كساني را كه مي پندارند عصر نشر كتاب از راه چاپ به سر آمده است برطرف سازد و آنها را به ادامه نشر دلگرم كند . اما اين دلگرمي ، به ويژه در كشورهاي جهان سوم ، كه توليد كننده تكنولوژيهاي جديد نيستند ، اگر به اين نتيجه بينجامد كه ناشران همچون گذشته به شيوه هاي متداول در نشر ادامه دهند و باز همان محاسبات ، همان مناسبات و همان تلقي هاي قديمي از كتاب را در كار آورد، آنگاه در آينده اي نه چندان دور با بهرانهايي روبرو خواهند شد كه يقيناَ از پس آنها برنخواهند آمد؛ مانند بسياري از مشاغل و حرفه هايي كه قهراَ ميدان را براي فعاليت هاي ديگري خالي كردند و خود براي هميشه از صحنه بيرون رانده شده اند.
براستي چه اتفاقي افتاده است ؟ اگر بخواهيم موضوع را ساده كنيم تا همه علاقه مندان به نشر كتاب بتوانند متوجه آن شوند ، اين اتفاق را به چه صورت بيان كنيم ؟ موضوع از اين قرار است كه قرن هاي قرن كتاب اصلي ترين رسانه انتقال دانش و نگرش بود، و اختراع چاپ ، اين رسانه را به اوج كارآمدي خود رساند، اما پس از مدتي انتشار نشريات ديگري جز كتاب ، مانند مجله ها ، روزنامه ها ، جزوه ها و غيره ، كاربردهاي رسانه كتاب را محدود تر و تحريف شده تر ساخت. از قرن كنوني رشد سريع پيدايش و كاربرد رسانه ها و ابزار هاي اطلاعاتي ، كه اطلاعات از راه آنها مبادله يا اشاعه داده مي شوند ، نه تنها دامنه همه رسانه هاي انتقال را محدودتر ساخت، بلكه در طبيعت آنها نيز تاثير گذارد و موجب شد كه در رابطه خود با پيامفرست ، پيامگير، خود پيام و نيز مناسبات ميان آنها تغيير رخ دهد. و در ماهيت جستجو در اطلاعات كه تغيير صورت بگيرد ، وضع كتاب و ساير مواد چاپي ، و بالطبع و بالتبع وضع نشر به طور كلي نيز تغيير مي كند. بحث اصلي در باره اين تغييرات است.
شتاب در بحث نشر و تاكيد ورزيدن به سرعت در تصميم گيري و در عمل ، به لحاظ آهنگ شتابناك در عرصه ارتباطات و اطلاعات است . براي تحولات اساسي در اين عرصه ، آمار ها و ارقام متفاوتي ذكر مي كنند. تخمين رقم ديويد بيكر را را نقل مي كنم . به تخمين او ، 5 ميليون سال طول كشيد تا زبان گفتاري به زبان نوشتاري (خط) تبديل شد. از اختراع خط ه هزار سال گذشت تا چاپ اختراع شد . و 500 سال پس از اين اختراع ، آدمي توانست تلگراف ، تلفن ، راديو و تلويزيون را اختراع كند. از تلويزيون تا ويدئو فقط 50 سال گذشت و از ويدئو تا كامپيوتر هاي شخصي (Pc) فقط 5 سال .
مدت كوتاهي پس از رواج كامپيوتر هاي شخصي ، موضوع برقرار ساختن ارتباط ميان آنها ، ايجاد شبكه هاي اطلاعاتي و اطلاع رساني ، دستيابي به اطلاعات مورد نياز ، هر جا و در هر گوشه جهان كه هست ، احداث راه ها و بزرگراه هاي اطلاعاتي ، كه از طريق آنها بتوان حجم عظيمي از اطلاعات را به سرعت جابجا كرد ، به بحث روز تبديل شد . به ويژه آنكه صنايع الكترونيك ، ونيز پژو هشهاي كاربردي الكترونيك به سرعت در حال تحول و پيشرفت بود و ابزارهاي لازم و تجهيزات فني مورد احتياج را در دسترسي قرار مي داد.
وقتي گفته مي شد ما به « عصر اطلاعات » وارد شده ايم. مراد تنها اين نيست كه اطلاعات در زمان ما اهميت يا كاربرد بي سابقه اي يافته است . تعداد 10 تكنولوژي اساسي و پايه در عصر ما دستخوش تغيير عميق شده كه شش تاي آنها تكنولوژي اطلاعاتي – ارتباطي است ،مانند تكنولوژي تصوير ديجيتالي ، ابر رسانه ها ، ريز پردازه ها ، بافت هاي نوري و تجهيزات دور برد و توليد برنامه هاي نرم افزاري. بر اثر تحول عميق در اين تكنولوژيها ، وضع اطلاعات ، يعني همان چيزي كه موضوع و ماده اصلي نشر است ، به سرعت تغيير كرد. تكنولوژي توليد ابزارها ، تجهيزات و كالاهاي اطلاعاتي به يكي از تكنولوژيهاي بزرگ دنياي حاضر تبديل شد. اقتصاد اطلاعات در رديف ساير اقصادها قرار گرفت ، و كالاهاي اطلاعاتي روانه بازارها شد و رقيب تازه اي براي كالاهاي مشابه به شمار آمد، و شغلها و حرفه هاي تازه اي پديد آمد كه همه در خدمت اطلاعات ، داد و ستد اطلاعاتي ، توليد و عرضه ، خريد و فروش ، پردازش، رسانش ، تبليغ و ترويج و غيرة اطلاعاتي است . شركت هاي بزرگ جهان ، چه صنعتي و توليدي ، و چه خدماتي و مصرفي ، سازمانها و نهادهاي علمي ، فني ، پژوهشي ، متوجه شدند كه براي حياط و بقا در اين عصر جديد بايد به سرعت ساختارهاي اطلاعاتي خود را دگرگون كنند و به اطلاعات دقيق ، وسيع و كافي ، آمارها و داده هاي مطمئن و تجهيزات مناسب آنها مجهز شوند. همه اينها و پيامدهاي ناشي از اينها سبب شد كه صفت فعاليت نو پديد و گسترده « اطلاعات » را به عصري كه در آن سر ميكنيم نسبت دهند. البته در اين نامگذاري ، كاملاَ موثر بوده است . هر چه هست ، نشر كتاب با عصر اطلاعات و مسائل خاصي اين عصر رو به رو است و براي بقا و رشد خود راه هاي تازه اي را مي جويد .
در نشري كه اصطلاحاَ به آن « سنتي » مي گويند، پديد آورندگان معمولا با كوشش هاي فردي خود آثارشان را پديد مي آورند، دستنوشته ها را به ناشر مي سپردند ، ناشر با سرمايه و تخصص خود دستنوشته را به اثر چاپي تبديل مي كرد، به بازار كتاب مي فرستاد و كتابخوانان آنها را مي خريدند يا از كتابخانه ها و ديگران امانت مي گرفتند و مي خواندند و به اين ترتيب گردونه نشر كتاب به حركت خود ادامه مي داد. عصر اطلاعات در اين چرخه تغيير پديد آورده است. نه جويش اطلاعات به سان گذشته است ، نه جويندگان اطلاعات از راه هاي گذشته جستجو مي كنند و نه توليد. مصرف و گردش اطلاعات بسياق سابق است . مفهوم « نشر جديد » يا «نشر مدرن » ، يا « نشر پست مدرن » ، و امثال آنها در برابر « نشر سنتي » ، رهاورد و زاده عصر اطلاعات است . در « نشر جديد » رابطه ، مناسبات و چگونگي رهيافتها و برخوردها ميان سه ركن تشكيل دهنده نشر، يعني پديد آورنده – ناشر – خواننده دستخوش تغييري شده كه مدام بر دامنه و ژرفاي آن افزوده ميشود. اين سه ركن ، هر كدام به گونه اي شيوه هاي كار خود را در مقتضيات عصر اطلاعات و به ضرورت تغيير داده اند . پديد آورنده گان ، مراحل شناسايي ، بازيابي ، گردآوري ، كاوشگري ، بازآرايي ، دگرسازي ، بازآفريني و دگرنمايي اطلاعات را به گونه ديگري مي توانند انجام دهند. خوانندگان كه دسترسي آنها به مجراهاي مختلف اطلاعاتي متنوع تر ، متفاوت تر و به طور كلي به مراتب بيشتر شده است، اكنون با شقه هاي انتخابي روبرو هستند كه يكي از آنها كتاب است. و در اين ميان ناشران براي برقرار ساختن رشته جديد پيوند ميان پديد آورندة جديد و خواننده جديد به تدابير و امكاناتي نيازمند هستند كه كليد آن به دست عصر اطلاعات است. پيوند ميان اين سه ركن ، كه عامل ايجاد چرخة نشر است ، تا زماني مي تواند برقرار باشد كه اين سه به هم نيازمند و وابسته و پيوسته باشند. هرگاه كه نياز به عنصري از بين برود ، تركيب چرخه نشر تفاوت مي كند. شايد بتوان اين مفهوم را با نمودار بهتر نشان داد.
بر اساس آمار ها ، اكنون حدود 40.000 ناشر در آمريكا به نوعي فعاليت نشر مشغول هستند و سالانه حدود 50000 عنوان در اين كشور منتشر ميشود كه از مجراي بيش از 20000 كتاب فروشي در اختيار خريداران قرار ميگيرد.(2) بر اساس آماره ها حدود 10 درصد پديد آورندگان با استفاده از تكنولوژيهاي اطلاعاتي و به ويژه DTP (كه معادل رايج ولي نادرست آن در زبان فارسي « نشر روميزي » است) آثار خود را منتشر مي كنند. اين درصد رو به افزايش است ؛ يعني بخشي از پديد آورندگان عملاَ وارد قلمرو ناشر و نشر شدند و وظايف سابق او را ، و چه بسا از جهاتي نيز بهتر از او ، خود انجام مي دهند. آنچه پديدآورندگان را به اين كار توانا ساخته است چيزي جز تكنولوژي اطلاعاتي نيست. كامپيوتر ، استفاده از شبكه ها و نظامهاي اطلاع رساني نرم افزارهاي مناسب براي نگارش ، ويرايش ، نسخه پردازي و نسخه آمايي ، تصوير گيري ، تنظيم و طراحي جدول و نمودار ، تكثير و نظاير آنها از جمله چيزهايي است كه پديدآوندگان به سرعت آموخته اند و به كمك آنها آثار خود را معماري و مهندسي مي كنند و نتيجه را به صورت كتاب آماده در اختيار خوانندگان مي گذارند. در ضمن در آمريكا كارگذاراني هستند كه فعاليت تخصصي آنها توضيع كتاب هايي است كه خود پديد آورندگان آماده كرده اند. « خود ناشري » به ويژه از سوي شركت هايي كه توليد كنندة تجهيزات اطلاعاتي انفرادي و نرم افزارهاي كتاب سازي و كتاب پردازي هستند ، به طرز وسيعي تبليغ و آموزش داده مي شود. خود ناشري ، خاص آمريكا و ژاپن و اروپا نيست ، بلكه در كشورهاي ديگر هم كم و بيش رواج آن در افزايش است .
پديده خود ناشري ، به هر حال پديده تازه اي است كه ناشران با آن روبه رو شده اند. مهارتهاي فني نگارش ، پردازش و چاپ و نشر كتاب به عنوان يكي از ارمغان هاي عصر اطلاعات در اختيار شماري كثير و گاه نيز بسيار توانا و مسلط به كار ، قرار گرفته است . اين پديده در هر شكلي تهديدي اقتصادي براي بخشي از نشر حرفه اي است . به ويژه آنكه كارگذاراني كه منافع اقتصادي آنها در اين است كه خودشان حلقه رابط ميان پديد آورنده و خواننده باشند . رقيبان گاه سرسخت و نيرومندي براي ناشران هستند . البته در اين ماجرا منافع اقتصادي بسياري هم از راه « بساز و بفروشي » كتاب و ترفند هاي سرهم بندي نصيب عده اي شده است و اطلاعات بسياري از راه شبكه ها منافع ديگر به سرقت رفته و به هيآت ديگري در آمده است ، اما با وصف اين ، و در مجموع ، پديده خود ناشري به عنوان فعاليتي خلاق ، مولد و نو آور در رشد و پيشرفت است .
وجود شبكه هاي اطلاع رساني به پديد آورندگان امكان داده است كه با هم و با بسياري از نهادهايي كه حقوق آنها را تامين مي كند ، يا از حقوق آنها پشتيباني مي كند ، يا اطلاعات حقوقي و اقتصادي در اختيار آنها مي گذارد ، در ارتباط باشند.
بنا بر اين ، ناشران نه تنها با پديد آورندگان تازه اي رو به رو شده اند كه چم و خم مسائل حرفه اي نشر را خوب مي دانند، بلكه با گروهي مواجه اند كه با جنبه هاي حقوقي و اقتصادي آثار خود نيز تسلط كافي يافته اند. در واقع تخلف از قرارداد نشر ، ديگر چيزي نيست كه از نظر پنها ن بماند. نظامهاي قانوني هم جايي براي تخلف باقي نمي گذارد. پديده تقلب در تيراژ كتاب ، پنهان كردن تعداد واقعي تيراژ و فروش واقعي كتاب از پديد آورنده و مراعات نكردن، يا به حد لازم و كافي مراعات نكردن حقوق پديد آورنده ، فقط خاص آن دسته از كشورهايي است كه نظام هاي قانوني بر نشر حاكم نشده است و بازار محدود و اقتصاد بيمار كتاب ، سرمايه و رابطه ناشر را بر حقوق پديد آورنده مسلط ساخته است. در نظام آزاد گردش اطلاعات ، ناشر ناگزير است در مسير هاي قانوني نشر و بدون تخلف حركت كند. ناشران بزرگ بخشي مخصوص مسائل حقوقي دارند كه رابطه مالي – حقوقي ميان دستگاه نشر و پديد آورندگان را از يك سو ، و دولت و دستگاه ها و نهادهاي ديگر را از سوي ديگر تنظيم مي كند. كساني هم هستند كه به عنوان مشاور حقوقي نشر يا مشاور نشر به پديد آورندگان خدمات لازم را ارائه مي كنند. بنا بر اين همه حركات و اقدامات ناشر مي تواند زير ذره بين هاي تخصصي قرار بگيرد. به طور كلي دگرگوني در چگونگي آفرينش ، پيدايش و آمايش كتاب ، رابطه ميان پديدآورندگان و ناشران را پيچيده تر ساخته و ناشران را وادار ساخته است به روابطشان با پديد آورندگان افزايش محسوس ببخشند.
خوانندگان كه مخاطب اصلي ناشران و هدف هاي نهايي نشر هستند ، در فضاي جديد عصر اطلاعات و ارتباطات تلقي ديگري از كتاب دارند، و اين تلقي تا حدود بسيار زيادي دستخوش تغيير سريع است . تكنولوژي هاي توليد اطلاعات و اطلاع رساني به سرعت مي تواند بر بازار كتاب تاثير بگذارد. در واقع همان گونه كه از نشر جديد ، ناشر جديد و پديد آورنده جديد صحبت مي كنيم ، مي توانيم از خواننده جديد هم سخن به ميان آوريم . شايد بتوان گفت كه ظهور خوانندگان جديد از زماني آغاز شد كه در جامعه اي آزاد توانستند از ميان رسانه هاي مختلف دست به انتخاب آزادانه و آگاهانه بزنند . و زمان اين ظهور را مي توان د هه 1950 دانست كه راديو و تلويزيون رواج گرفت و انتشار نشريات متنوع اقزايش يافت . در دهه هاي 1960 و 1970 رسانه هاي ديداري – شنيداري ، مانند صفحه ، نوار ، فيلم ، مجموعه هاي مصور ، مجموعه هاي اسلايد و نظاير آنها امكانات انتخاب علاقه مندان را افزايش داد و تحول بزرگ از دهه 1980 با رواج گرفتن و ارزان شدن نسبي كامپيوتر هاي شخصي آغاز شد، و همين كامپيوتر هاي ساده بود كه باريكراه ها را براي ايجاد بزرگراه هاي اطلاعاتي و انتقال اطلاعات در مقياسهاي عظيم باز كرد و در چگونگي برداشت از اطلاعات و كاويدن و يافتن و كاربرد آن تاثير گذاشت و دامنه تاثيرش اكنون و امروز بدان جا كشيده است كه بايد با آنها مواجه مي شود ، نخست به سراغ كتاب مي رود؟
آمارها مي گويند در امريكا مي توان از بيش از 500 كانال تلويزيوني و حدود 000/10 ايستگاه راديويي استفاده كرد و به حدود 000/50 پايگاه داده هاي اطلاعاتي دست يافت.(3) در هر كشوري كه بتوان كامپيوتر شخصي خود را به وسيله ارزان قيمتي كه تلفن و كامپيوتر را به هم وصل مي كند(مدم) مجهز ساخت، مي توان به شمار عظيمي از بانكها و شبكه هاي اطلاع رساني در گوشه و كنار جهان دسترسي يافت . در بسياري از كشورها بخشهايي از كتابخانه هاي عمومي به جويندگاني اختصاص داده شده است كه مي خواهند به طور رايگان از اطلاعات رايگان موجود در بانكهاي اطلاعاتي جهان استفاده كنند. جاذبه هاي كامپيوتر و بازي با كامپيوترو شبكه بازي و شبكه گردي و سير و سفرهاي شبانه در گوشه و كنارهاي شبكه ها به كنار ، در واقع يافتن اطلاعات ، يا به عبارت ديگر اطلاعي را ، كه مي توان از راه شبكه هاي كامپيوتري گرفت ، اكنون نكته اي است كه مسير آينده دست كم نشر انواع خاصي از كتاب بدان وابسته شده است. مثالي عرض كنم . چند روز پيش كه در شبكه اينترنت درباره نشر به جستجو مشغول بودم ، برحسب تصادف به ناشري برخوردم كه آثار صوفيانه منتشر مي كند. از سر كنجكاوي درنگ كردم و از نام ناشر به سراغ تصوف و عرفان رفتم و به اين فقره از اطلاع برخوردم كه صوفيان و عارفان بزرگ جهان از آغاز تا امروز چه كساني هستند. نتوانستم جلوي كنجكاويم را بگيرم و فرمان چاپ را به كامپيوتر دادم و صورت فشرده اي گرفتم در 15 صفحه كه از فيثاغورس تا محققان سرشناس جديد تصوف را به اختصار، ولي به نحو دقيق معرفي مي كند. خوب ، براي دست يافتن به اين مطلب در كتابي كه طبعاَ در اختيار نداشتم و بايد حتماَ به يكي از كتابخانه هاي تخصصي سر مي زدم، چه بايد مي كردم؟ به فرض اگر به موضوع تصوف و عرفان علاقه مند هستم ،آيا كتابهاي اين حوزه را بخرم و جمع كنم يا هر طور شده به نقد و اقساط كامپيوتر تهيه كنم و خودم را نه تنها به اطلاعات مربوط به تصوف و عرفان ، بلكه به اطلاعات ديگر نيز برسانم؟ همين يرسش ساده خواننده ، تصميم درباره سرنوشت نشر كتاب است ، زيرا پرسشي راهبردي (استراتژيك) است. در عصر اطلاعات و ارتباطات ، جايگاه كتاب در جستجوها تغيير يافته و به يكي از رسانه هاي اطلاعاتي در كنار رسانه هاي ديگر تبديل شده و در واقع كتاب از جايگاه قدسي اش فرو كشيده شده است و تكنولوژي در حال تحول اطلاعات و ارتباطات ، محملهاي تازه اي براي انتقال اطلاعات در اختيار مي گذارد كه گاه به مراتب كارآمدتر از كتاب است و اينها همه امكان انتخاب جويندگان اطلاعات و دامنه آزادي عمل آنها را افزايش مي دهد.
آن دسته از خوانندگاني كه پژوهشگرند، با آمار و ارقام و داده هاي آماري سر و كار دارند ، يا به حجم عظيمي از اطلاعات نيازمندند ، يا مطالعات تطبيقي مي كنند و بسياري چيزها را بايد با هم بسنجند ، كتاب را پاسخگوي نيازهاي پژوهشي خود نمي دانند. آنچه بنا به طبيعت خود كتاب ، لاجرم تابع محدوديت زماني و مكاني است ، محدوديت رسانه ها ديگر اطاعاتي نيست و اين نيز كاربرد كتاب را براي برخي هدفها محدودتر مي سازد.
خوانندگان خردسال ، نوجوان و جوان را نبايد از نظر دور داشت . اينها رقم عمده اي از سرجمع خوانندگاني را تشكيل مي دهند و بخش قابل توجهي از اقتصاد نشر بر پايه نياز اطلاعاتي اين دسته خواننده مي گردد. جاذبه هايي كه كامپيوتر براي آنها دارد ، فضاهاي زنده ، بازيهاي سرگرم كننده ، فيلمهاي جذاب بازيهاي هوشي ، برنامه هاي آموزنده علمي و فني ، دوره هاي آموزشي مواد درسي و كمك درسي ، گفتگو ها پرسش و پاسخها و امكان اتصال به برنامه هاي تلويزيوني ، راديويي و جز آنها ، كه از امكانات رسانه جديد است ، در رسانه هاي ديگر و طبعاَ در كتاب نيست .
سالمندان ، آسيبمندان و بسياري ديگر كه كتاب را بايد بشنوند ، يا ترجيح مي دهند كه به جاي خواندن ، از شنيدن لذت ببرند ، مصرف كنندگان كتابهاي گويا هستند. اقتصاد كتاب گويا رو به رشد است ؛ به ويژه پس از رواج گرفتن و ارزان شده نسبي لوح فشرده (سي دي) كه حجم عظيمي از اطلاعات را در فضاي بسيار محدودي جاي مي دهد ، بازار كتابهاي گويا رونق تازه اي گرفت . بسياري از كتابها با صداي خود نويسنده يا با صداي گويندگاني كه عده اي علاقه مندند مطالب را با صداي آنها بشنوند ، به بازار آمده است . چند روز پيش از كتابخانه كتابي امانت گرفتم درباره جريانهاي جديد فكري – فلسفي بر سي دي و با صداي نويسنده آن كه از استادان نامدار فلسفه است و متن كتاب خودش را به صورت سخنراني زنده در 8 جلسه و در 16 ساعت ايراد كرده است . با اين كتاب حدود دو هفته ، آخرهاي شب كه مي توان در بستر آرميد و چشم خسته را بست و در خلوت شب به صدايي آهنگين و خوشنواز و به سخناني شنيدني گوش سپرد ، زندگي كردم و از آن نكته ها آموختم و بسيار لذت بردم . بسياري از دوستداران كتاب اكنون از اين لذت بهره مندند.
كاربردهاي ديگري كه رسانه هاي شنيداري يافته است ، از جمله در حوزة زبان آموزي ، مهارتهاي شنيدن ،آموزش سخنوري ، تصحيح گويشي ، درست آموختن زبان معيار ، چكيده و گزينه خواني ، زقابت با كتاب كاغذي را تشديد كرده است . در سالهاي اخير شمار نسبتاَ زيادي از شركتهايي كه تخصص آنها خلاصه كردن و فشرده كردن كتابها و گزارشها و تبديل متن به نوار و لوح فشرده است ،فعال شده اند. بسياري از كساني كه محدوديت وقت دارند ، با اين شركت ها قرارداد مي بندند و از آنها مي خواهند كه منابع مورد نظرشان را چكيده و ضبط كنند و برايشان بفرستند . عده اي از چكيده نويسان خوش قلم حرفه اي هم با اين شركتها همكاري مي كنند. نواري از كتابخانه امانت گرفتم كه چكيده چند عنوان از آخرين كتابهاي جديد مربوط به مديريت به مدت يك ساعت و با لحن دلنشيني بر آن ضبط شده است. اين كتابها به گونه اي بسيار منظم و مقوله بندي شده و با اقتصاد كلام و نثر سالم و خوب عرضه مي شود ، در واقع حب مناسب پرمشغله ها و كم وقتهاست . اين فعاليت نيز در گسترش است ، به ويژه آنكه شركتهاي بزرگ از مصرف كنندگان انبوه توليدات اطلاعاتي ديداري – شنيداري اند.
اينها از جمله امكاناتي است كه خوانندگان ، و البته در كشورها و جامعه هاي مختلف به درجات مختلف ، در اختيار دارند ؛ امكاناتي كه در رقابت با بازار كتاب جاي خود را در زندگي بشر امروز به دست آورده است. و سر انجام مي رسيم به ركن ديگر چرخه نشر كتاب كه ركن مولد و مهمترين عنصر آن است : ناشر.
ناشران ، چه از نظر مادي و چه از حيث معنوي ، جايگاه هاي يكساني ندارند. ناشران جهان توليد كننده ، صنعت و اقتصاد حرفه خود را پا به پاي تحولات تكنولوژيك دگرگون مي كنند و هوشمندتر ينشان به عنوان موفق ترين نمايندگان صنف خود باقي مي مانند. ناشران جهان مصرف كننده كه نقشي ، يا نقش مهمي در اين تحولات ندارند ، مدام در معرض پيامدهاي ناخواسته اي هستند كه محصولات جديد تكنولوژيك در بازار توليد و مصرف تغيير به بار مي آورد، و سرعت تغييرات به حدي است كه مجال انطباق دادن خود با وضع جديد را از آنها مي گيرد. در نيم قرن گذشته ، امواج پياپي رسانه هاي جديد ، هر كدام به سهم خود براي ناشران غافلگير كننده بوده است ، و امواج ديگري كه در آينده خواهد رسيد ، با توجه به آهنگ شتابناك آنها ، غافلگير كننده تر است . بن بستهاي اقتصادي نشر كتاب در جهان محروم مصرف كنند ، البته بسيار تآسف آور است. وضع بد اقتصادي برهمه چيز و از جمله بركتاب تآثير منفي مي گذارد . شاخص هزينه ها رو به افزايش است و اقتصاد كم روق كتاب نمي تواند اين هزينه ها را با در آمدها سر به سر كند. در همه كشورها هزينه حمل و نقل مواد چاپي در افزايش است ، اما هزينه انتقال اطلاعات از راه هاي الكترونيك در كاهش است ، و اين نيز تهديد ديگري است كه متوجه نشر كتاب است .
دشواري نشر كتاب در جهان محروم ، فقط به جنبه هاي فني و اقتصادي محدود نيست ، عملهاي سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي نيز معمولا تآثيرهاي كاهنده خود را بر وضع كتاب باقي مي گذارد. ناشراني كه خدمت فرهنگي مي كنند و در عوض زيان اقتصادي و ستم سياسي مي بينند ، زير فشارهاي روحي و رواني قرار مي گيرند و هيچ قانون و مقرراتي سايه حمايت بر سر آنها نمي گسترد ، توان و جسارتي براي طرحهاي دورانديشانه و برداشتن گامهاي بلند نخواهند داشت . دور فرساينده و كاهنده ، حاصلش چيزي جز حذف فعاليتهاي آسيب پذير و ظريف فرهنگي نيست ، و در نهايت خسران ناشران – عنصر هاي مولدي كه اكثر حكومت هاي جهان محروم از آنها حمايت نمي كنند ، سهل است ، انواع موانع و مشكلات را هم سر راهشان قرار مي دهند – خسارت مستقيم به فرهنگ است.
اين چشم انداز ناخوشايند طبعاَ براي همه ناشران كشورهاي جهان محروم نگران كننده است ، اما اگر ناشران بخواهند از گردونه توليد فرهنگي بيرون نيافتند ، يا فعاليت توليدي خود را به فروش كتاب و ساير مواد چاپي فرو نكاهند ، يا به دام چاله انفعال محض و دنباله روي از سير رويدادها در نغلتند ، توجه به جنبه هاي ديگري از واقعيت جهان امروز ضرورت دارد.
يك واقعيت اين است كه همان گونه كه پديد آوران و خوانندگان عصر اطلاعات و ارتباطات دستخوش تغيير شده اند ، ناشران نيز ناگزيرند خود را ، فعاليت هايشان را ، هدفها ، سياست ها ،برنامه ها و كاربردها را تغيير بدهند . اين تغييرات به دانش ، آگاهي ، آموزش و تآمل و تجربه و نوآوري و راهيابي نياز دارد. باذهنيت ايستا و با پيروي از قاعده هاي كهن نمي توان هيج تحولي در وضع كنوني نشر كتاب پديد آورد. اين واقعيت را هم بايد پذيرفت كه اقتصاد نشر كتاب در شمار آن دسته از فعاليت هاي اقتصادي – صنعتي – بازرگاني است كه هم سرمايه بر است هم كاربر . در عالم نشر معيار موفقيت به ميزان سودآوري محدود نمي شود . سرمايه گذاراني كه ففط به سود آوري مي انديشند ، در حوزه اقتصاد نشر فعاليت نمي كنند. موفقترين ناشران آنهايي هستند كه توانسته اند ميان سود معقول از اقتصاد كتاب و معيارهاي پذيرفته شده نشر موفق ، نسبت هاي بلند مدت و پايه دار بر قرار سازند . نشر كتاب ، صنعتي معرفتي (Knowledge Industry) و صنعتي فرهنگي (Cultural Industry) است. اين دو صنعت كه در خدمت دانش ، فرهنگ ، معرفت ، فراغت و لذتهاي روحي – معنوي جامعه بشري است ، از مقتضيات علمي – فني و مسائل عصر اطلاعات ، ارتباطات و الكترونيك به شدت تاثير پذيرفته اند. در حقيقت وسعت دامنه احاطه ناشران به جنبه هاي مختلف اين تاثير و تاثر ، ميزان موفقيت آنها را تغيين كرده است.
نشر دنياي جديد را برخي از صاحبنظران در اين عبارت خلاصه مي كنند(4). كه تك رسانه (Mono-Medium) به چند رسانه (Multi-Media) تبديل شده است.
تكنولوژي عصر اطلاعات و ارتباطات با امكاناتي كه براي انتقال صوت و تصوير فراهم ساخته ، خواننده قديم را كه مخاطب اصلي نشر كتاب بود ، به خواننده – شنونده – بيننده تبديل كرده است . محصول آن نشر فقط متن چاپي بود ، و محصول اين نشر پديده هاي چند رسانه اي است كه بنا به طبيعت موضوع و مقتضيات متن ، تغيير شكل مي يابد. كتابهايي كه با نوار ، لوح فشرده ، صفحك (ديسكت) يا تجهيزات ديگر ديداري – شنيداري همراه است ، از ساده ترين محصولات چند رسانه اي در عصر اطلاعات است ، ناشراني كه امكانات متنوع اين پديده ها را در نظر نگيرند يا توانايي توليد كردن آنها را نداشته باشند ، طبعاَ دسته اي از خوانندگان خود را از دست مي دهند .
رهاوردهاي اطلاعاتي و ارتباطي در ساختار تكوين كتاب و معماري و مهندسي آن تغييرات بنيادين راه داده است. توليد برخي از انواع كتاب اكنون بكلي متفاوت از ده – بيست سال گذشته است . دفتر كار بسياري از ناشران به كانون فعال گردآوري ، سازماندهي و مقوله بندي اطلاعات تبديل شده است . ناشران توانايي ارزيابي اطلاعات ، جا به جايي ، هدايت و بازآرايي اطلاعات را يافته اند. حجم عظيمي از اطلاعات كه رسانه هاي اطلاعاتي و ارتباطي در اختيار مي گذارد ، به ناشران مبتكر اين امكان را بخشيده است كه به ياري ويراستاران مسلط به نشر دنياي امروز ، به صورت معمار و مهندس ، بر تكوين برخي از منابع نظارت كنند . در اين گونه منابع ، پديد آورندگان بخصوص ، به گونه اي كه در نشر سنتي مي شناختيم ،حضور ندارند.
انديشه و طرح كتاب از آن ناشر است . اطلاعات را ناشر فراهم مي آورد و مي پردازد ، يا به سفارش او آماده مي شود . ويراستاران ناشر بخشهاي مختلف كتاب را بازآرايي مي كنند و قسمتهاي توليد فني و هنري نشر ، تدابير بصري را از راه پردازشهاي اطلاعاتي فراهم مي سازند.نرم افزارهاي متنوع طراحي ، نقاشي ، رسامي و جز آنها دايره تنوع هنري كار نشر را بي اندازه گسترش داده است . بسياري از كتابهاي پرطرفدار و پرخواننده و پرسود درسي در زمينه هاي علمي ، فني ،پزشكي و متنهاي درسي دانشگاهي و دبيرستاني ‘، و منابع خود آموز ، به اين شيوه آماده سازي و منتشر مي شود . نام برخي از نويسندگان در اين گونه كتابها در واقع نشانه آن است كه صحت و دقت مطالب از جانب آنها تاييد شده است ، و گرنه بيشتر مولفان كتابهاي درسي و دانشگاهي كه به اين سان در منابع مي بينيم نه صاحب قلم و در نويسندگي چيره دست اند و نه اين همه هنرمند و مبتكر در جنبه هاي تصويري . نوع جديد معماري و مهندسي كتاب به كمك رهاوردهاي عصر اطلاعات و ارتباطات ، موج جديدي در نشر كتاب جهان تكنولوژيك است . سودهاي اقتصادي حاصل از نشر اين گونه منابع براي ناشران بسيار كلان است . در دهه 1990 ، بسياري از ناشران فقط از راه انتشار كتابهاي درسي و دانشگاهي ، و البته با بهره گرفتن از شيوه هاي جديد ، سالانه بيش از 100 تا 200 ميليون دلار درآمد داشته اند . (5) و نكته ديگر شايسته اشاره اينكه بخش عمده اي از همين در آمدها مجدداَ در حوزه فرهنگي نشر سرمايه گذاري شده است و چرخه نشر كتاب غني تر و فعالتر شده است.
تجهيزات ارتباطي در روابط و ساختار اداري ناشران تغيير به بار آورده است و اين تغيير نه تنها از هزينه ها و بار تعهدات مالي ناشران كاسته و تمركز و تجمع نيروهاي انساني را به حداقل ضروري كاهش داده است ، در سرعت بخشيدن و افزايش دقت در جريان توليد كتاب تاثير جدي گذارده است . اكنون ناشران مي توانند باهمه عناصر مولد كتاب در جا در تماس باشند. آثار را به طريق الكترونيكي از پديد آوران بگيرند ،براي مشاوران و ويراستاران و كتاب پردازان در شهرها ، ولايتها يا كشورهاي ديگر بفرستند ، متنهاي آماده شده را از همين طريق براي چاپ ارسال دارند ، و خلاصه آنكه از دفتر كار خود فقط براي تبادل متن و راي و نظر استفاده كنند و اصطحلاك را ، كه از مسائل حساس و وقتگير مديريت است ، به حد اقل برسانند . حذف محيطها و فضاهاي اداري از مركز مديريت نشر و جايگزين شدن آن با مناسبات و روابط اطلاعاتي از راه رسانه هاي مناسب ، از شاخصهاي نشر روزگار اخير است.
دستيابي به بانكها و شبكه هاي اطلاع رساني ، دامنه آگاهيها و دانسته هاي ناشران را وسعت بخشيده است . امكان تشكيل بانكهاي اطلاعاتي ، آنها را توانا ساخته است كه اطلاعات مربوط به پديد آورندگان ، مترجمان ، ويراستاران و ساير عناصر مولد كتاب را سازماندهي و روزآمد كنند ، در جريان آخرين آمار و ارقام مسائل اقتصادي نشر قرار بگيرند ، و به داده هاي كتاب شناختي كه ضروري ترين و نخستين اطلاع درباره بازشناسي منابع است ، روزانه دست يابند. اين دسترسي اطلاعاتي ،ضريب خطاي ناشران را در انتخاب و تركيب عناصر مولد كتاب به حد اقل كاهش داده است.
تحولات در اطلاعات و ارتباطات ، در يك تقسيم بندي كلي ، ناشران را در دو دسته عمده جاي داده است : آگاه ، كنشگر ، روزآمد ،آينده نگر و آينده گرا و دسته ناآشنا ، بي خبر ، كنش پذير ، واپس نگر ، و گذشته گرا . هرچه از قدرت توليدي نشر از راه دستيابي به اطلاعات كاسته و بر انفعال در برابر اطلاعات افزوده شود ،نقش ناشر به سمت قهقرا بيشتر سوق مي كند . در واقع پيچيده تر شدن عوامل جبراَ ايجاب كرده است كه ناشران خود را به رهاوردهاي اطلاعاتي اين عصر مجهز سازند. ناشران موفق و پيشرو نه تنها واقعيت هاي زمان خود را خوب شناخته اند و تشكيلات خود را با مقتضيات عصر اطلاعات و ارتباطات وفق داده اند ، بلكه با سرمايه گذاري در خور توجه در زمينه پژوهشهاي نشر ، بهتر شناختن سليقه ها و ذائقه هاي دستخوش تغيير خوانندگان ، بازاريابي بازار گشايي ،و بازار آفريني ، اقتصاد كتاب را از مهلكه هاي بحران عمومي نجات داده اند . نقشي كه اين دسته از ناشران در ايجاد و توسعه برنامه هاي آموزش نشر در دانشگاهها و برنامه هاي پژوهش نشر پژوهشگاهها به عهده گرفته اند ، ازنقش مراكز علمي و دولتي هيچ كمتر نيست. نحوه برخورد اينها با وضع كنوني اطلاعات و اطلاع رساني در جهان و در مقياس جهاني ، و كساني كه مي توانند خريداران بالفعل و بالقوه كالاي اقتصادي آنها باشند ، سياست و برنامه جديد انتشاراتي آنها را تعيين كرده است .
مقوله شعر و ادب ،به ويژه رمان و داستان كوتاه ، تاكنون رسانه اي بهتر از كتاب نيافته است . بازار پرخواهان و خواننده اينها از آن ناشران كتاب است ، به شرط آنكه بتوانند با عرضه كتابهاي جذاب ،براي مخاطبان پرمشغله و كم وقت و كم حوصله دنياي امروز ، كه در عين حال به رسانه هاي مختلف دسترسي دارند ،انگيزه خريدن ،خواندن و نگاه داشتن اين گونه آثار را فراهم آورند.
و جان كلام آنكه عصر اطلاعات و ارتباطات در عين آنكه راه را از جهاتي بر نشر كتاب بسته است ، راههاي تازه و ديگري به روي آن گشوده است . نشر كتاب در اين دگرگوني ناگزير به تغيير است ، و چنين تغييري زماني مي تواند نيك انجام باشد كه ناشران ، مولدان اصلي كتاب ، به ذهنيت مهارت ، دانش فني و تجهيزات لازم اين عصر مجهز شوند. و به آموزش اين جنبه ها سرآغاز تحول در نشر كتاب تواند بود.