» تاريخ مبارزه بى امان مردم قم با ستمگران
مردم قم با حاكمان ستمگر زمان خود هميشه سر ناسازگارى داشتند، در زمان هاى مناسب در برابر آنان دست به شورش و انقلاب مى زدند و از پرداخت ماليات و حمايت اقتصادى حكومت مركزى خوددارى مى كردند.بعد از شهادت حضرت رضا (عليه السلام) در سال 203 هـ ق و پى بردن مردم قم به جنايت مأمون و دستگاه خلافت، به عنوان اعتراض به اين فاجعه عظيم و اعلان حمايت ازحريم مقدس ولايت و امامت، مردم در برابر حاكمان عباسى دست به تمرد زدند، و از دادن خراج و ماليات سالنه شهد خوددارى كردند.
اين انقلاب همگانى حدود ده سال ادامه داشت و سرانجام با يورش سپاهيان حكومتى به فرماندهى «على بن هشام» به شهر، عده اى از سران شهر همراه «يحيى بن عمران» ـ بزرگ قميان كه اين نهضت عظيم مردمى را سازماندهى مى كردـ كشته شدند و قسمتى از شهر خراب گرديد و مالياهاى گذشته وصول شد. مردم به تدريج به عمران شهر پرداختند و تا سال 216 هـ. ق شهر اوضاع آرامى داشت. در همين سال كه همزمان با خلافت معتصم بود، مردم به دارالحكومه ي قم حمله كردند و عامل حكومت «طلحى»، را از شهر بيرون راندند و علم مخالفت برداشتند. معتصم به تحريك «طلحى» سپاهى را به فرماندهى «وصيف ترك» مأمور اهالى كرد، و او همراه حاكى رانده شدهـ قم به هر حيله اى بود به داخل شهر رخنه نمود و سپاهيانش بهـ قبل و غارت اهالى پرداختند و خانه ها و باغ هاى افراد انقلابى را آتش زدند و شهر را به تلى از خاكستر مبدل نمودند. ولى اين همه، نتيجه اى جز برافروخته شدن خشم عمومى مردم نداشت. لذا پس از مواجه شدن سپاه با اعتراض و مخالفت مردمى، فردى به نام «محمد بن عيسى بادغيسى» ـ فردى خوشخو و صديق بودـ به حكومت قم گماشته شد;
حاكم جديد با درايت خاصى كه داشت رضايت مردم را جلب نمود و بذر مودتى بين آن ها پاشيد كه تا سال 245 هـ ق در اين شهر حادثه خونينى پيش نيامد. سرانجام در زمان خلافت متوكل، كه فردى لاابالى بود و از اهانت به مقدسات دين و بزرگان اسلام هراسى نداشت، مردم عاشق و لايت و امامت قم با ديدن اين جسارت ها و اهانت ها به ساحت مقدس بزرگان دين، آن چنان بر آشفتند كه در فرصت مناسب با تقويت معارضات حكومت عباسى همچون حسين كوكبى ـ كه از اشراف سادات علوى بود ـ دولت علوى كوچكى تشكيل دادند و عمال حكومتى را خلق يد كردند و تا سه سال اين حكومت برقرار بود. سرانجام معتمد عباسى، حاكم «بلاد جبل» را مأمور براندازى حكومت علويون و سركوب نهضت قميون كرد و او با سپاهى فراوان پس از سرنگون كردن حكومت حسين كوكبى، اهالى قم را سركوب و سران آن ها را كشت و عده اى را زندانى كرد و در ظلم و ستم تا آن جا پيش رفت كه آن ها براى در امان ماندن از شر او به امام حسن عسكرى (عليه السلام) پناهنده شدند و حضرت براى رهايي از اين شر عظيم، دعايى به آنان تعليم فرمود كه در نماز شب بخوانند. اين سركوب هاى خونين هيچ تأثيرى در خاموشى شعله هاى انقلاب و قيام عليه ظلم و ستم نداشت ;
لذا مردم قم به مجرد درگيرى معتمد با يعقوب ليث (در سال 263 هـ ق) و ضعف نيروهاى تهاجمى او مجدداً در برابر او به قيام برخاستند. اين انقلاب و شورش گاه و بيگاه وجود داشت تا اين كه در زمان معتضد عباسى، «يحيى بن اسحاق» كه شيعه بود، به عنوان حاكم قم منصوب شد و او كه شخصى ملايم و پر تجربه بود، كوشش كرد تا از بغض و كينه مردم نسبت به خلفا بكاهد و از به وجود آمدن شورش هاى متوالى جلوگيرى نمايد. او در اين راه موفق شد و با آرامش نسبى شهر و با همكارى او، اقدامات اساسى در شهر صورت گرفت كه از آن جمله: خاموش كردن آخرين آتشكده اين سرزمين و بناى مأذنه و مناره عظيمى در كنار مسجد «ابوالصديم اشعرى» بود كه صداى اذان را به هر در قسمت شهر مى رساند.( گنجينه آثار قم، ج 1، ص 153.)
قم كه همواره قيام را با خود به همراه دارد اسم با مسمايي براي اين شهر است كه بنا به نقلي پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر آن نهاده است. تاريخ اين ديار يادآور مجاهدتها و استقامتهاي علماي بزرگي در طول قرنها ميباشد. هر چند اين سرزمين همواره جوششگاه مبارزه و قيام عليه ستمگران بوده است، ولي نهضت اسلامي كه از سالهاي 1341 آغاز و در 22 بهمن 1357 به ثمر رسيد، تنها نهضت تاريخ تمدن بشري است كه مانند نوري تمام دنيا را روشن ساخت و به نتيجه رسيد.
موقعيت قم در تاريخ انقلاب اسلامي بركسي پوشيده نيست و كمتر انساني در دنياست كه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع داشته و از نقش قم در اين انقلاب بياطلاع باشد. چه در طول نهضت انقلاب اسلامي و چه پس از پيروزي آن، قم زادگاه حوادث مهم تاريخي بوده است. ليكن دو حادثه بسيار مهم آن از ويژگي خاصي برخوردار است؛ يكي جرقة انقلاب (قيام 15 خرداد 1342) و ديگري آتش انقلاب (قيام 19 دي 1356) كه هر دو در بستر تاريخ اين شهر زاده و رشد يافت.
با نگاهي به گذشته و اوضاع و احوال ايران در آن زمان به خوبي در خواهيم يافت كه چگونه حكام و پادشاهان بر مردم اين كشور حكمراني نموده و از دسترنج اين ملت براي خود سفرههاي رنگين گسترده و ثروت اين ملت را بر باد ميدادند. امّا از ميان حكام خودسر، خاندان پهلوي از همه بدتر جلوه كرده و تا بدانجا بيشرمي را پيش برده كه چادر و حجاب را از سر زنان اين سرزمين كشيده وجسارت و جرأت را تا تصويب لوايحي براي محو اسلام و قوانين آن رساندند كه از سال 1340 مقدمات طرح اسلام زدايي با حذف «سوگند خوردن به قرآن» براي نمايندگان به مرحله اجرا در آمد.
در اين ميان كه خفقان و ظلم همه جاي ايران را فراگرفته و سرها در گريبان فرو رفته و طاغوت زمان بيباكانه با دستورهاي اسلام در افتاده بود. تنها قم و علماي آن به ميدان آمده و روحانيون آگاه فرياد مظلوميت اسلام را سردادند كه در پيشاپيش اين قيام مرد تاريخساز عصر حضرت امام خميني (ره) با فرياد وا اسلاما به روحانيون و مردم شريف قم روشني ميبخشيد.
در سال 1341 كه شاه ايران با سفر به آمريكا دستورهاي لازم را براي اجراي انقلاب سفيد خويش، گرفت در 19 دي از مردم خواست تا در انتخابات نمايشي شركت كرده و براي اجراي اهداف آمريكايي شاه به لوايح پيشنهادي رأي بدهند. كه در اينجا نيز شهر مقدس قم با هدايت و رهبري امام خميني (ره) اين رأي گيري را تحريم و به مخالفت با آن پرداخت.
تاريخ، روحيه حماسي و انقلابي مردم اين سرزمين را روزي به ثبت رسانيد كه محمد رضا شاه پهلوي در سال 1341 به منظور جلب اعتماد علماء حوزه و فريب مردم به اين شهر سفر كرد و پس از آن كه در 4 بهمن سال 41 در ميدان آستانه از اتومبيل خود پياده شد تمامي آرزوهايش را بر باد رفته ديد؛ زيرا صحنهاي را به نظاره نشست كه انتظارش را نداشت. نه تنها از مردم استقبال كننده، كسي را نديد بلكه كارمندان اداري و دولتي و روحانيون نيز به چشم نميخوردند و سكوتي شگفت بر شهر حكمفرما شده بود.
گويا شاه به شهري پر از دشمن قدم نهاده است. از شدت خشم و اضطراب از رفتن به حرم منصرف گشته و از همانجا بازگشت.
در دوّم فروردين سال 1342 كه مصادف با سالگرد شهادت امام جعفر صادق ـ عليه السّلام ـ بود حادثهاي ديگر در تاريخ انقلاب شهر قم ورق خورد، مردم و روحانيان عاشق و دلباخته حرم اهل بيت ـ عليهم السّلام ـ در مدرسه فيضيه مشغول عزاداري بودند كه با حادثهاي غمبار روبرو شدند. عمال دژخيمان با هجومي وحشيانه و كشتاري بيرحمانه علما و فضلا را به خاك و خون كشيدند كه اين جريان باعث خشم ملت بر عليه شاه و حكومت مستبد او شد. و با اين كار سنگري ديگر از سنگرهاي رژيم توسط مردم و علماي قم فتح گرديد.
» قيام 15 خرداد
در حالي كه بيش از دو روز از عاشوراي سال 1342 نگذشته بود كه در 15 خرداد همين سال رژيم، امام خميني(ره) را شبانه دستگير ميكند. مردم قم همين كه از موضوع اطلاع پيدا كردند با قلبهاي آكنده از غم و اندوه به اطراف منزل امام (ره)هجوم آوردند و با سردادن شعار «يا مرگ يا خميني» خشم و نفرت خود را بر عليه رژيم ابراز كردند كه به راهپيمايي عمومي مبدل شده و مردم در حرم حضرت معصومه ـ سلام الله عليها ـ تجمع ميكنند و خواستار آزادي امام (ره)ميشوند كه ناگهان صداي گلولههاي نظاميان و رگبار مسلسل آنان موج جمعيت را ميشكند ومردان و زنان بيشماري را در خون خود ميغلتاند. كه امام(ره) با اعلام عزاي عمومي،نقطة آغاز و بذر آبياري شده انقلاب شكوهمند اسلامي را با خونهاي برزمين ريخته 15 خرداد اعلام ميدارد كه سالها بعد به ثمر نشست.
قيام 19 دي قم (سال 1356)
پس از شهادت فرزند برومند امام خميني(ره) حاج آقا مصطفي، در سال 1356، خشم ملت از رژيم ستمشاهي افزون گرديد و حكومت در تاريخ 7/10/1356 اقدام به پخش مقالهاي توهين آميز عليه امام (ره)در روزنامه اطلاعات نمود كه در پي اين عمل مردم و طلاب قم خشمگين شده و در 19 دي تظاهرات شديدي را بر ضد رژيم پهلوي به راه مياندازند. كه با اقدام مسلحانه رژيم برخورد كرده و تعدادي از مردم به شهادت ميرسند. امّا با اين قيام مردم قم آتش انقلاب اسلامي برافروخته گشت و برق آسا به ديگر شهرها سرايت نمود و سرانجام منجر به شكست ظالمان و طاغوتيان و پيروزي مظلومان و مسلمانان گرديد.
پس از پيروزي انقلاب نيز مردم قم همواره در بستر حوادث مهم تاريخي قرار گرفتند و پيشاپيش مسايل و حوادث و امتحانهاي بزرگ انقلاب مانند هميشه با سربلندي مسير انقلاب را طي كردند. تا اين كه طي جنگ تحميلي اين ايثار را به اوج خود رساندند و هم اكنون نيز چون گذشته در كنار كليه حوادث مذهبي و سياسي حضور داشته و همواره رهنمون ديگر شهرها و كشورهاي آزاده جهان بوده و هستند.
منبع : سايت حرم مطهر حضرت معصومه سلام الله عليها