...در حال بارگذاری
لطفا چند لحظه صبر نماييد
صفحه اصلي
|
اساسنامه شرکت
|
درباره ما
|
ارتباط باما
|
جستجوي پيشرفته
●
خانه ناشران قم
|
بيوگرافي ناشران قم
|
جستجو در کتاب ها
|
دسته بندي موضوعي کتب
|
عضویت در سایت
●
عربی
|
انگلیسی
13-12-11-10-9 محرم
9 محرم الحرام، روز تاسوعا
10 محرم الحرام، عاشورای حسینی
11 محرم الحرام
1- حرکت کاروان اسیران از کربلا
2- برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون
12 محرم الحرام
1- دفن شهدای کربلا
2- ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه
3- شهادت امام سجاد (علیه السلام)
13 محرم الحرام، اسرای اهل بیت (علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد
نهم محرم الحرام، روز تاسوعا
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «تاسوعا روزی بود که سپاهیان یزید امام حسین (علیه السلام) و اصحابش را در کربلا محاصره و بر کشتن آن حضرت اجتماع کردند. پسر مرجانه و عمر بن سعد به دلیل کثرت سپاه که برای آنها جمع شده بود، خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرت را یاری نخواهند کرد». سپس فرمودند: «پدرم فدای آن کسی که او را غریب و تنها گذاشتند، و در تضعیف او کوشیدند!».1
در این روز شمر ملعون برای حضرت ابوالفضل علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد. ایشان ضمن بیاناتی فرمودند: لعنت خدا بر تو و بر امان نامهات باد. ما امان داشته باشیم در حالی که پسر دختر پیامبر خدا در امان نباشد.2
چون عصر تاسوعا شد عمر سعد فرمان حمله به سمت خیمههای ابی عبدالله (علیه السلام) را داد. امام حسین (علیه السلام) برادرش حضرت عباس علیه السلام را فرستاد تا آن شب را از آنان مهلت بگیرد و شب آخر را به مناجات پروردگار مشغول باشند. و به این صورت جنگ به تأخیر افتاد.3
امام سجاد علیه السلام میفرمایند: در شب عاشورا امام حسین (علیه السلام) اصحاب و یاران خود را فرا خواندند و خطاب به ایشان فرمودند: «خدا را ستایش میکنم به بهترین ستایشها و او را سپاس میگویم در خوشی و ناخوشی؛ بار خدایا! تو را سپاسگزارم که ما را به نبوت گرامی داشتی و علم قرآن و فقه دین را به ما کرامت فرمودی و گوشی شنوا، چشمی بینا و دلی آگاه به ما عطا فرمودی. پس ما را در زمرۀ سپاسگزاران قرار بده.
اما بعد، به درستی که من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتی فرمانبردارتر و به صلۀ رحم پایبندتر از اهل بیتم نمیشناسم. خدا شما را به سبب یاری از من جزای خیر دهد. من میدانم که فردا کار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من بیعت از شما برمیدارم و اجازه میدهم تا از سیاهی شب برای پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده کنید. این مردم مرا میخواهند و چون بر من دست یابند با شما کاری ندارند».
پس از این فرمایش امام (علیه السلام)، اهل بیت و اصحاب آن حضرت یکی پس از دیگری برخاستند و با سخنانی که بیانگر ایمان و اعتقادش بر فداکاری و وفاداری خود تا مرز شهادت نسبت به امام (علیه السلام) پافشاری کردند.4
بعد از این تجدید پیمان امام (علیه السلام) به یاران خویش فرمان دادند تا اطراف خیمهها را خندق بکنند و آن را از تیغ و نی پر کنند تا در هنگام حملۀ دشمن، آنها را آتش زنند و راه ارتباط دشمن با خیمهها قطع شود و فقط از یک قسمت که یاران امام مستقر بودند، جنگ صورت پذیرد.5
امام حسین (علیه السلام) حضرت علی اکبر (علیه السلام) را با سی نفر سوار و بیست نفر پیاده فرستادند تا از شطّ فرات آب بیاورند. آنان مشکهای آب را به خیمهها آوردند. امام (علیها السلام) رو به اصحاب خود کرده و فرمودند: «برخیزید و آب بنوشید که این آخرین توشۀ شماست. وضو گرفته، غسل کنید و لباسهای خود را بشویید تا کفن شما باشد!».6
1 . سفینه البحار، ج 2، ص 123، (ماده «تسع»).
2 . أنساب الاشراف، ج 3، ص 184.
3 . لهوف، ص 106، الارشاد، ج 2، ص 89.
4 . کامل ابن اثیر، ج 4، ص 57، الارشاد، ج 2، ص 91.
5 . الامام الحسین علیه السلام و اصحابه، ص 257، منتهی الآمال، باب پنجم، ص 469.
6 . امالی شیخ طوسی، ص 221.
10 محرم الحرام، عاشورای حسینی
پیشوای شهیدان امام حسین علیه السلام سپیده دم عاشورا با اصحاب وفادارش نماز خواندند. پس از نماز، سپاه خویش را که متشکّل از 32 سواره و 40 پیاده بود، آراستند و آن را به سه دسته تقسیم کردند. سمت راست به فرماندهی «زهیر بن قین»، سمت چپ به فرماندهی «حبیب بن مظاهر» و قسمت میانی سپاه به فرماندهی برادرش ابوالفضل العباس (علیه السلام) که پرچمدار سپاه هم بود.6
امام علیه السلام در خطبهای سپاه دشمن را به سوی حق خواند تا بلکه از جنگ و خونریزی جلوگیری کند؛ ولی عمر سعد با پرتاب تیر جنگ را شروع کرد. یاران امام (علیه السلام) یکی یکی عازم میدان شده و بعد از نبردی شجاعانه به شهادت رسیدند تا اینکه نوبت به قمر منیر بنیهاشم ابوالفضل العباس علیه السلام رسید. ایشان به امر امام (علیه السلام) عمده هدفشان تهیۀ آب برای زنان و کودکان بود که در راه بازگشت ابتدا هر دو دستشان قطع شد و بعد چشمشان مورد هدف تیر قرار گرفت. وقتی امام حسین (علیه السلام) سر بالین برادر رسیدند پیکر او را پاره پاره یافتند و فرمودند: «الآن انکسر ظهری و قلت حیلتی» الآن کمرم شکست و راه چارهام بسته شد.6
وقتی امام (علیه السلام) یکّه و تنها شدند به طرف خیام آمده و با اهل بیت (علیهم السلام) خداحافظی کردند، بعد به میدان مبارزه آمده و بعد از کشتن جمع کثیری از دشمن عمر سعد فرمان حملۀ همه جانبه داد سپاه دشمن امام (علیه السلام) را محاصره کرده و از هر طرف آماج تیرها و نیزههای خود قرار دادند. ناگهان تیری زهرآگین به قلب مبارک حضرت خورد که باعث به زمین افتادن امام علیه السلام شد. حضرت در آخرین لحظات عمر چنین با پروردگار خود مناجات میکردند که: (صبراً علی قضائک یا رب لا اله الاّ سواک یا غیاث المستغیثین).6 در این لحظه شمر به گودی قتلگاه آمده و سر حضرت را از قفا برید.
سپاهیان عمر سعد به سوی خیمهها حملهور شدند و بعد از غارت زیور، لباس و چادر زنان، خیمهها را آتش زدند. در این هنگام کودکان و زنان برای حفظ جان، از خیمهها بیرون آمده و در بیابان سوزان و پر تیغ به هر سویی میگریختند.6
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «چون حسین بن علی (علیه السلام) شهید شد آسمان یک سال نیلگون گشت؛ آسمان و زمین بر حسین علیه السلام یکسان گریست و بر یحیی بن زکریا نیز گریسته بود».6
سیوطی نقل میکند: «چون امام حسین علیه السلام به شهادت رسید تا هفت روز خورشید بر دیوارها زرد رنگ بود و بعضی از ستارگان با بعضی دیگر برخورد کردند. روز عاشورا که آن حضرت شهید شدند، خورشید گرفت و آفاق آسمان تا شش ماه سرخ گونه بود».6
11 محرم الحرام
1- حرکت کاروان اسیران از کربلا
2- برگزاری مجلس ابن زیاد ملعون
1- عمر بن سعد روز یازدهم محرم سال 61 ه. ق. تا ظهر در سرزمین کربلا ماند و بر کشتگان سپاه خود نماز خوانده و آنان را به خاک سپرد، در حالی که پیکر مطهر امام حسین (علیه السلام) و یارانش بدون کفن بر زمین گرم کربلا مانده بودند. چون روز به نیمه رسید عمر بن سعد دستور داد تا اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را بر شترهای بدون جهاز سوار کرده و امام زین العابدین (علیه السلام) را در حالی که بیمار بود نیز با غل و زنجیر بستند.6 به دستور عمر سعد کاروان اسرا را از میان شهدا عبور دادند در این حین صدای شیون و گریه بانوان بلند شد.
حضرت زینب (علیها السلام) با چشمی خون فشان رو به بدن مطهر برادر کردند و فرمودند: «به فدای کسی که سپاهش روز دوشنبه غارت شد ! به فدای آن کس که ریسمان خیامش را قطع کردند،... به فدای کسی که با دلی اندوهناک و با لبی عطشان او را شهید کردند».6
نکتۀ قابل توجه در این فرمایش حضرت زینب (علیها السلام) آن است که شهادت و غارت خیام حضرت روز دوشنبه بیان شده؛ در حالی که تمام موّرخین عاشورا، آن را جمعه یا شنبه نوشتهاند. از این جهت باید گفت سخن دختر امیر مؤمنان علیه السلام اشاره به قضیۀ سقیفۀ بنی ساعده دارد که غاصبان خلافت گرد هم آمدند و سنگ بنای انحراف و گمراهی میلیونها انسان را بنیان نهادند. در حقیقت کربلا ثمرۀ این فتنۀ ننگین بود که در سال 11 ه. ق طراحی شد.
آن که طرح بیعت شورا فکند خود همان جا طرح عاشورا فکند
2- عمر بن سعد بعد از ظهر یازدهم محرم به کوفه آمد و عبیدالله بن زیاد با برگزاری مجلسی، اذن عمومی داد تا مردم در مجلسش شرکت کنند. آنگاه سر مبارک امام حسین (علیه السلام) را مقابل او گذاشتند و او به آن نگاه کرده و می خندیدند مینمود و با چوبی که در دست داشت جسارت میکرد. در این هنگام زید بن ارقم برخاست و در حالی که میگریست فریاد زد: «چوبت را از لب و دندان حسین (علیه السلام) بردار که من با چشم خود دیدم رسول خدا (ص) لبان مبارک خویش را بر همین لب و دهان گذارده بود!».6
12 محرم الحرام
1- دفن شهدای کربلا
2- ورود کاروان اسرای کربلا به کوفه
3- شهادت امام سجاد (علیه السلام)
1- روز دوازدهم محرم عدهای از قبیلۀ بنی اسد برای دفن بدن مطهر امام حسین (علیه السلام) و اصحابشان به کربلا آمدند. اما از آنجا که اکثر بدنها سر نداشتند و نیز بر اثر ضربات شمشیر و نیزه پاره پاره شده و قابل شناسایی نبودند، بنی اسد متحیّر شده بودند. در این هنگام امام سجاد (علیه السلام) به اذن الهی تشریف آوردند و یک یک آنان را معرفی نمودند و خود آن حضرت نیز بدن مطهر پدر بزرگوارش را در حالی که به شدت میگریستند به خاک سپردند. سپس روی قبر مطهر نوشتند: «هذا قبرالحسین بن علی بن ابیطالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً».6
2- در صبح روز دوازدهم کاروان اسرای اهل البیت (علیهم السلام) وارد کوفه شدند. سرهای مقدس شهدا را در پیشاپیش محملها حرکت میدادند تا اینکه این کاروان را در تمام کوچه و بازارهای شهر گرداندند.
راوی میگوید: دیدم مردم کوفه به کودکان گرسنه نان و خرما میدادند، حضرت ام کلثوم (علیها السلام) با دیدن این رفتار فرمودند: «ای مردم کوفه! صدقه بر خاندان ما حرام است». نان و خرما را از دست کودکان گرفته و پس میدادند. در این هنگام صدای گریه و شیون کوفیان بلند شد. حضرت فرمودند: «ای مردم کوفه! مردانتان ما را میکشند و زنانتان برای ما گریه میکنند؟! میان ما و شما، خدا در روز قیامت داوری میکند». در این هنگام حضرت زینب (علیها السلام)، امام سجاد (علیه السلام)، فاطمه صغری (علیها السلام) و ام کلثوم (علیها السلام) هر کدام خطبههای جداگانه فضائل اهل بیت (علیهم السلام) و مظلومیت امام حسین (علیه السلام) و اصحابشان؛ و نبز بیوفایی و بیعتشکنی مردم کوفه را یادآور شدند و به افشاگری حکومت یزید پرداختند.6
3- بنا به روایتی شهادت امام سجاد (علیه السلام) در روز دوازدهم محرم سال 94 ه. ق. در 57 سالگی واقع شد.
ایشان با توجه به خفقان موجود، بسیاری از مسایل اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی،... را در قالب دعا برای شیعیان بیان میفرمودند که در مجموعه ای به نام صحیفه سجادیه گردآوری شده است. مدت امامت آن حضرت 34 سال بود که سرانجام به دست ولید بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسیدند. پیکر پاک ایشان در قبرستان بقیع و در کنار عموی بزرگوارشان امام حسن مجتبی (علیه السلام) به خاک سپرده شد.6
13 محرم الحرام، اسرای اهل بیت (علیهم السلام) در مجلس ابن زیاد
در روز سیزدهم محرم سال 61 ه. ق. بعد از آنکه سرهای مقدس شهدای کربلا را به همراه اسرای اهل بیت علیهم السلام در شهر کوفه گرداندند، اهل بیت امام حسین علیه السلام را وارد دارالامارۀ ابن زیاد کردند. آن ملعون دستور داد تا سر مقدس ابا عبدالله الحسین علیه السلام را پیش رویش قرار دهند؛ آنگاه زنان و کودکان آن حضرت را همراه امام سجاد علیه السلام در حالی که با طناب بسته بودند، وارد مجلس او نمودند و در برابر آن ملعون ایستاده نگاه داشتند.
نقل شده است که حضرت زینب علیها السلام به صورت ناشناس وارد مجلس شده و در گوشهای از قصر در کنار زنان نشستند. ابن زیاد سئوال کرد: این زن کیست که با گروهی از زنان نشست؟ حضرت پاسخ ندادند تا اینکه در بار سوم یکی از کنیزان گفت: این بانو دختر فاطمه علیها السلام دختر رسول خداست.
ابن زیاد روی به جانب حضرت زینب علیها السلام کرد و گفت: خدای را سپاس که شما را رسوا کرد و کشت! و گفتههای شما نادرست از کار درآمد. حضرت زینت علیها السلام فرمودند: «خدای را سپاس که ما را با پیامبری حضرت محمد (ص) گرامی داشت و از پلیدیها پاک گردانید. فاسق، رسوا میشود و نابکار دروغ میگوید و چنین فردی ما نیستیم بلکه دیگری است».
ابن زیاد ملعون گفت: کار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه دیدی؟! حضرت زینب (علیها السلام) فرمودند: «چیزی جز نیکی و زیبایی از جانب خداوند ندیدم. آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را بر ایشان مقدّر فرموده بود. به سوی جایگاه ابدی خویش شتافتند و در آن آرمیدند».
عبیدالله با مشاهده جسارت حضرت زینب (علیها السلام) تصمیم به قتل حضرت گرفت ولی عمر بن حریث گفت: او زن است و زن را بر سخنش ملامت نمیکنند. هم چنین در برابر جوابهای کوبندۀ حضرت سجاد علیه السلام ارادۀ قتل آن حضرت را نمود که با وساطت حضرت زینب (علیها السلام) از قصد پلیدش منصرف شد.6
پس از برگزاری این مجلس شوم، عبیدالله دستور داد تا اهل بیت امام حسین (علیه السلام) را در زندان کوفه نگه دارند و قاصدان خبر قتل امام حسین (علیه السلام) را در همه جا منتشر کنند.6 هم چنین عبیدالله بن زیاد نامهای به یزید نوشته و او را از شهادت امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت آن حضرت؛ و اسارت زنان و فرزندانش آگاه ساخت.6
Design by: Ketabeqom.com | © 2006 Ketabeqom کلیه حقوق سایت متعلق به شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان استان قم می باشد.