...در حال بارگذاری
لطفا چند لحظه صبر نماييد
صفحه اصلي
|
اساسنامه شرکت
|
درباره ما
|
ارتباط باما
|
جستجوي پيشرفته
پنج شنبه 30 آبان 1387
عربی
|
انگلیسی
صفحه اصلی
_
بیوگرافی انتشارات مدرسه الامام علي بن ابيطالب(ع)
_
لیست کتب
نشر
مدرسه الامام علي بن ابيطالب(ع)
مدير مسؤل:
مدرسه الامام علي(ع)
آدرس:
قم، خيابان صفائيه (شهداء) کوي آمار، پلاک 15
نام فارسي کتاب:
سوگندهاي پر بار قرآن
نويسنده:
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
تنظيم کننده_گردآورنده:
عليان نژادي ابوالقاسم
نوبت چاپ:
دوم
سال چاپ :
1386
چاپخانه:
سليمانزاده
قطع:
وزیری
تيراژ:
3000
قيمت:
40000
تعداد صفحات:
568
زبان کتاب:
فارسی
خلاصه کتاب
بحث کتاب کتاب فوق از سلسله درس هاي مرجع عاليقدر جهان تشيع آقاي آيت الله العظمي مکارم شيرازي مي باشد. که ايشان به تفسير موضوعي سوگندها و قسم هاي قرآن مجيد پرداخته اند. در اين کتاب منظور از تفسير موضوعي، آن است که آيات پرانکده و گوناگوني که پيرامون موضوع سوگند و قسم در سراسر قرآن کريم وجود دارد در کنار هم چيده و آنها را با توجه به مضامين يکديگر تفسير کرده تا به نکات تازه اي دست يابيم، در کتاب آسماني قرآن کريم، نود و سه قسم و سوگند ذکر گرديده، که اين قسم ها در حدود چهل سوره قرآن مجيد پراکنده مي باشد.
خداوند در برخي از آيات قرآن به ذات پاک خويش، در مواردي به قرآن مجيد سوگند خورده و در پاره اي از آيات به شخص پيامبر(ص) قسم ياد کرده اند. روز قيامت، جان و روح انسان، فرشتگان و صفوف ملائکه، و در يک جمله، موجودات مقدس. از ديگر اموري هستند که محوريت سوگند خداي متعال قرار گرفته اند. همچنين موجودات باعظمتي نظير ماه، شب و روز، خورشيد شفق، صبحگاهان، سرزمين مقدس مکه و بعضي از مواد غذايي مانند انجير و زيتون نيز مورد اشاره سوگند خداوند بوده اند.
نويسنده محترم در پيش از پرداختن به بحث، موضوع عظمت قرآن مجيد را بيان مي کند.
انسان ها در صورتي مي تواند از نعمت هاي خداي متعال به بهترين وجه استفاده نمايد که نسبت به آن شناخت کافي داشته باشد، پس ما انسان ها اگر قدر و ارزش نعمت هاي نامتناهي خداوند را که به ما ارزاني داشته است ندانيم و به ارزش هاي واقعي آن پي نبريم، در نتيجه، بهره درستي و کاملي از آنها نخواهيم برد.
آري قرآن کريم همچون چشمه جوشان زلالي است که همگان بهره يکساني از آن نمي برند، بلکه هر کس به اندازه ظرفيت و تلاش و کوشش و علم و دانش و آگاهي و دقت و تفکر و انديشه و تقوا و بندگي اش، از آن بهره مند خواهد شد.
بعد از خداي مهربان، بي ترديد پيامبر(ص) مي تواند تعريف و توصيف جامع و درستي از قرآن داشته باشد، بدين جهت است که پيامبر(ص) نسبت به معاد فرمود: «اگر مي خواهي زندگي سعادتمندانه اي داشته باشي و به بالاترين مقامات، يعني مقام شهدا دست يابي، و اگر طالب نجات در روز قيامت هستي و در پي نوري هستي که در مراحل تاريک صحراي محشر تو را نجات دهد و... و مشتاق يافتن مسير هدايت در روزي هستي که همه راه را گم کرده اند، براي دست يافتن به تمام اين امتيازات، به تعليم و فراگيري و بحث و بررسي پيرامون قرآن بپرداز، و اين امور را در قرآن جستجو کن».
جالب اين که پيامبر(ص) نمي فرمايد براي دست يافتن به مقاصدي که در بالا ذکر شد، فقط قرآن تلاوت کن، بلکه بحث و بررسي و زانو زدن در مکتب قرآن را سفارش مي فرمايد. مضامين معارف قرآن را بايد فرا گرفت و آنها را باور کرد و به آن جامه عمل پوشانيد.
در ادامه بحث مؤلف به حکم شرعي سوگند ياد کردن مي پردازد و با اين آيه از قرآن کريم آغاز سخن مي فرمايد که: «خدا را در معرض سوگندهاي خود قرار ندهيد، و براي اين که نيکي کنيد و تقوا پيشه سازيد، و در ميان مردم اصلاح کنيد، سوگند باد ننماييد و خداوند شنوا و داناست». (سوره بقره آيه 224).
آيه فوق مردم را از قسم خوردن، حتي در کارهاي خوب نهي کرده، و به آنها سفارش مي کند قسم را ترک کنند. نويسنده در شأن نزول اين آيه داستان هي را بيان مي کند.
خداوند متعال در ادامه بحث، در آيه 225 سوره بقره به دو نوع قسم اشاره مي کند:
نوع اول، سوگند لغو است بدين معنا که انسان در حالتي غير عادي، که حال خودش را نمي فهمد قسم ياد کند، چنين قسمي اعتباري ندارد و طبق آيه شريفه 225 سوره بقره نبايد به آن اعتنا کرد. اما نوع دوم، قسم معتبر است که در حال عادي و از روي اراده و اختيار به جا آورده مي شود که عمل بر طبق آن لازم و تخلف از آن حرام است، مشروط بر اين که آن چه براي آن قسم خورده شده کار حرامي نباشد.
در ادامه نويسنده به سوگندهاي دروغ در قرآن پرداخته و مي نويسد، دو نمونه از سوگندهاي دروغ که در قرآن آمده به شرح زير است: اول: خداوند متعال در آيه 77 سوره آل عمران آن دسته از يهوديان معاصر پيامبر(ص) که از پذيرش اسلام استنکاف ورزيده، و اصرار بر لجاجت و کارشکني داشتند را اين گونه توصيف مي کند ، کساني که پيمان الهي و سوگندهاي خود (به نام مقدس او) را به بهاي ناچيزي مي فروشند، آنها بهره اي در آخرت نخواهند داشت و خداوند در آخرت با آنها سخن نمي گويد و به آنان در قيامت نمي نگرد و آنها را از گناه پاک نمي سازد و عذاب دردناکي براي آنهاست.
دوم: از جمله کساني که به شهادت قرآن مجيد قسم دروغ ياد مي کنند منافقين هستند، در آيه 2 سوره منافقون آمده است، خداوند متعال منافقين را که در پناه قسم هاي دروغ، خويش را مسلمان جلوه داده و به فريب مسلمين مي پرداختند، شديداً سرزنش کرده و در آيه چهارم سوره منافقون مي فرمايد: خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف مي شوند؟!. اين تعبير در سراسر قرآن فقط دوبار به کار رفته است، يک بار در مورد منافقين دو چهره که با قسم هاي دروغ مردم را از راه خدا منحرف مي کنند، و بار ديگر در سوره توبه در مورد مشرکان از يهود. که همين دو آيه براي ارائه تصويري روشن از قسم دروغ و مجازات هاي شديد آن در قرآن مجيد کفايت مي کند.
سپس نويسنده به بررسي سوگند دروغ در روايات اسلامي پرداخته است.
در روايتي از امام صادق خطاب، يکي از يارانش به نام سدير، قسم دروغ، گناه کبيره و قسم راست کراهت شديد دارد.
«اي سدير، هر کسي به نام خدا قسم دروغ ياد کند، مرتکب گناه بزرگي شده و اگر قسم راست بخورد کار مکروهي به جا آورده است.
در ادامه نويسنده: ذکر مي کند که بنابراين بزرگن اين سفارش کرده اند که مسلمانان حتي الامکان سوگند راست هم نخورند و خود به اين سفارش عمل کرده اند. حتي در مواردي که ترک قسم راست زيان هاي مالي بزرگي به همراه داشته باشد. پس شايسته است انسان قسم راست را نيز ترک کند، هر چند متحمل ضرر و زيان مالي شود، که خداوند آن را جبران خواهد کرد.
همچنین نويسنده به اين موضوع مهم اشاره مي نمايد که چرا سوگند حتي راست آن اين همه کراهت دارد اما خداوند متعال و پيامبر(ص) و حتي اميرالمؤمنين(ع) مکرّر قسم ياد کرده اند، و جواب مي دهد که چنان چه موضوع سوگند، مسائل شخصي نباشد، بلکه براي مسايل تربيتي قسم ياد شود هيچ اشکا لي ندارد و سوگندهايي که در قرآن مجيد و روايات حضرات معصومين(ع) آمده از اين قبيل است.
بنابراين قسم هاي شخصي حتي اگر راست باشد مکروه بود، اما قسم هايي که به منظور تربيت افراد جامعه ياد مي شود هيچ کراهتي ندارد و قسم هاي خداوند و ائمه(ع) از نوع دوم است.
بعد از اين مبحث نويسنده به سئوال مهم ديگري نيز جواب مي دهد و آن اين که وقتي خداوند به غير خود قسم ياد مي کند آيا ما هم مي توانيم به غير خدا سوگند بخوريم؟ در جواب به چند روايت اشاره مي نمايند که در آنها ما را صريحاً از اين کار نهي مي کند، مثلاً امام جواد(ع) در جواب سئوال علي بن مهزيار در اين مورد مي فرمايد: «خداوند متعال به هر يک از مخلوقاتش که مايل باشد قسم ياد مي کند اما براي مخلوقات پروردگار جز سوگند به ذات پاک خداوند جايز نيست.
سپس نويسنده به ماهيت و محتواي سوگند اشاره مي کند و مي نويسد، سوگند ياد کننده در حقيقت مي خواهد بين (مقسم له) و (مقسم به) هماهنگي و نزديکي ايجاد کند و اهميت (مقسم له) را هم سطح ارزشي (مقسم به) معرفي کند. سوگند در واقع يک نوع برابري و هماهنگي و مربوط ساختن دو مطلب (مقسم به و مقسم له) با هم است، بنابراين، همواره به امور مقدس يا چيزهايي که در نظر قسم خورنده مهم است قسم ياد مي کند، و هرگز به امور بي ارزش و بي اهميت قسم ياد نمي شود. و در يک جمله، قسم ايجاد يک رابطه ذهني بين امر مقدس يا مهم و کاري است که براي آن قسم مي خوريم. در ادامه بحث نويسنده براي اين سئوال که چرا خداوند قسم ياد مي کند؟ مگر خداوند نياز بر قسم خوردن دارد، دو فلسفه مهم بيان مي کند.
اول اينکه، تمامي مسايل در يک سطح نيست، برخي مهم و برخي مهمتر است. همان گونه که همه واجبات در يک حد و اندازه نيستند و درجات متفاوتي دارند. بنابراين يکي از فلسفه هاي سوگندهاي پروردگار، بيان درجه اهميت چيزي است که براي آن قسم خورده است.
دومين فلسفه قسم هاي خداوند، بيان اهميت و ارزش موجوداتي است که به آنها سوگند ياد کرده است. قسم هاي قرآن از اين زاويه کليه علوم و دانش هاست، چرا که سبب بسيج انديشه انسان هاي متفکر و انديشمند حول موضوعاتي مي شود که خداوند به آنها قسم خورده است و از اين رهگذر رازهاي مهم، مطالب تازه، و دانش هاي جديد براي انسان کشف مي شود.
خداوند متعال زماني به جاي انسان. خورشيد و ماه قسم خورد که دانش بشر نسبت به شگفتي هاي آن ابتدايي بود و با اين سوگندها انسان را وادار به تفکر و انديشه پيرامون اين موجودات با عظمت کرد، تا دريچه جديدي از شگفتي ها به روي او باز شود.
نويسنده به روش کتاب پرداخته و ذکر مي کند که در اين کتاب از سوره هايي که بيشترين قسم ها را در خود جاي داده شروع مي کنيم ، چرا که تکرار و تعدد قسم ها نشانه اهميت چيزي است که به آن سوگند ياد شده، و بايد آن چه اهميت بيشتري دارد را در بحث مقدم بداريم، کتاب فوق در شش فصل آورده شده است، در فصل اول قسم هاي يازده گانه، که آيات اوليه سوره شمس است و يک مورد است. در فصل دوم به قسم هاي پنج گانه پرداخته شده که چهار مورد است، در ادامه در فصل سوم به قسم هاي چهارگانه پرداخته شده که چهار مورد مي باشد، در فصل چهارم به قسم هاي سه گانه که ششم مورد و در فصل پنجم به قسم هاي دوگانه که پنج مورد و در آخر در فصل ششم به قسم هاي يگانه پرداخته شده که شانزده مورد است.
در فصل اول ( قسم هاي يازدگانه ) که شامل سوره شمس است، خداوند در اين سوره يازده قسم ياد کرده که چهارتاي آن دو تا دو تا و سه مورد آن قسم يگانه و تنهاست. شامل قسم به خورشيد و تا بندگيش، قسم به آسمان و آن کس که اين بناي رفيع با عظمت را بنا کرده است، قسم به زمين و خدايي که آن را گسترانيده است، قسم به روح انسان و آن کس که آن را آفريده است و همچنين، قسم به ماه هنگامي که به دنبال خورشيد بيرون مي آيد، قسم به روز هنگامي که پرتو آن صفحه زمين را روشن مي کند. و قسم به شب هنگامي که تاريکي و ظلمتش تمام روي زمين را فرا مي گيرد.
سپس نويسنده اشاره مي کند : قسم هاي يازدگانه به موجودات با عظمت، مقدمه اي بود براي بيان مطلبي بسيار مهم ، اين که اگر انسان تزکيه نفس کند و رزائل اخلاقي را از وجودش شتشو دهد، رستگار خواهد شد و در يک جمله، رستگاري در گرو تهذيب نفس است، خداوند متعال براي بيان رابطه قسم به خورشيد و ماه و... . تزکيه نفس به بشر میگويد: اي انسان، همه چيز را براي سعادت تو فراهم کردم، خورشيد و ماه و زمين و... را مسخر تو قرار دادم تا تو به تهذيب نفس و پاکسازي دل از هوا و هوس ها بپردازي و بدين وسيله خود را رستگار و سعادتمند نمايي. بنابراين ميان قسم هاي يازده گانه و تهذيب نفس ارتباط تنگاتنگي وجود دارد.
نویسنده محترم در فصل بعد به سوگندهاي پنجگانه اشاره دارد ، در ابتدا سوگندهاي سوره طور را بيان مي کند و مي گويد که سوگندهاي پنج گانه به کار رفته در اين سوره همه سر بسته و مبهم است گويا خداوند متعال اراده کرده مخاطبان قرآن بيشتر تفکر و انديشه نموده و از اين نعمت بديل الهي استفاده بيشتري ببرند.
سوگند به کوه طور، به کتابي که نوشته شده در صفحه اي گسترده و سوگند به بيت المعمور و سقف برافراشته و درياي مملو و برافروخته که عذاب پروردگارت واقع مي شود و چيزي از آن مانع نخواهد بود.
در ادامه به سوگندهاي سوره مرسلات اشاره مي کند، در اين سوره خداوند به پنج چيز مهم سوگند خورده و موضوع اين سوگندها نيز داراي ابهام و پيچيدگي است. نويسنده سپس به سوره نازعات توجه می کنند، سوگندهاي اين سوره نيز سر بسته و اسرار آميز هستند و در آخر به سوگندهاي سوره فجر مي پردازد.
در تمامي اين سوره ها مقسم به (چيزي که خداوند براي آن قسم ياد کرده) يک چيز است و آن واقعيت عذاب و کيفرهاي الهيست. البته سوره فجر سخن از مجازات هاي پروردگار در اين جهان و ديگر سوره ها پيرامون حقانيت و واقعيت عذاب ها و مجازاتهاي الهي در جهان آخرت سخن مي گويد.
از مجموع قسم هاي فوق پيام هايي به دست مي آيد که مي توان به برخي از آن ها اشاره کرد.
پيام نخست اين قسم ها قدرت مطلقه و سيطره کامله حضرت حق بر تمام جهان هستي و همه امور از جمله زنده کردن مردگان است. به عبارت ديگر، يادآوري قدرت خداوند بر همه چيز از جمله معاد است. همچنين داراي پيام تربيتي هستند مثل قسم هاي سوره فجر، چرا که تربيت آن هم تربيت انسان، مخصوصاً اگر هدف تربيت جامعه انساني باشد، اهميت فوق العاده اي دارد.
در فصل بعد نويسنده پيرامون سوگندهاي چهارگانه بحث مي کند، سوره ذاريات، سوره انشقاق، سوره بروج و سوره بلد از سوره هايي هستند که اين گونه قسم ها در آن ها آورده شده است. در سوره انشقاق بر خلاف سوره هاي قبلي، قسم هاي آن در ضمن آيات شانزدهم تا نوزدهم مطرح شده اند. قسم هاي اين سوره بر خلاف سوره قبل روشن و شفاف است، اما روشن بودن آن مانع دقت و تأمل پيرامون سوگندهاي مذکور نيست، اين قسم ها مربوط به برخي از مسايل مهم زندگي است که بر اثر عادت کردن به آن تصور مي شود اهميت چنداني ندارد، در حالي که چنين تصوري باطل و بي اساس است، سوره انشقاق پيرامون هفت موضوع سخن مي گويد: در ابتدا از نشانه ها و علائم قيامت شروع مي کند، متلاشي شدن کرات آسماني و گسترده شدن زمين و آن چه در آستانه قيامت رخ مي دهد،در مرحله بعد زنده شدن مردگان سپس متذکر اين نکته مي شود که انسان از نقطه عدم شروع به حرکت کرده و به سوي خداوند سير مي کند و در اين مسير با مشکلات زيادي روبروست ولي در آخر خداوند را با ديد بصيرت خويش (نه چشم سر) خواهد ديد و ملاقات خواهد کرد.
در مرحله بعد، سرنوشت انسان ها را پس از حشر و ملاقات آثار عظمت پروردگار بيان مي کند و موضوع ديگر مورد بحث در اين سوره قسم هاي پنج گانه است و در آخرين مرحله که موضوع تهديد مخالفان و کفار است، يک استثنا مطرح مي کند و تمام درها را به روي کفار نمي بنددد و راهي براي بازگشت و نجات قرار مي دهد، چرا که او رحمان و رحيم است و اين کار مقتضاي رحمانيت و رحيميت اوست.
نويسنده در ادامه به تفسير قسم هاي فوق در سوره بروج و سوره تين مي پردازد. در تفسير سوگندهاي سوره تين سه نظريه را بيان مي کند، اول اين که قسم هاي چهارگانه (و التين و الزيتون، و طور سنين و هذا البلد الأمين) اشاره به چهار منطقه از مناطقي است که خاستگاه وحي الهي بوده است. اما در نظريه دوم سوگند چهارگانه به چهار پيامبر بزرگ اشاره دارد. حضرت آدم، نوح، موسي و محمد(ص). در نظريه سوم منظور از تين همان ميوه معروف يعني انجير و مراد از زيتون همان دانه هاي روغني پرخاصيت است و طور و بلد امين هم همان کره طور و شهر مکه است، به عبارت ديگر طبق اين تفسير خداوند متعال به دو ماده غذايي جسم و دو ماده غذايي روح بشر قسم ياد کرده است.
در فصل بعد نويسنده به سوگندهاي سه گانه مي پردازد و بيان مي دارد که قسم هاي فوق در شش سوره از سوره هاي قرآن آمده است، سوره هاي بلد، صافات، مدثر، تکوير، ليل و العاديات.
در سوره بلد خداوند ابتدا به شهر مکه سوگند ياد مي کند، سپس به پدر و فرزند (يا حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل و يا تمام پدران و فرزندان منظور است) خداوند به نوع انسان قسم ياد مي کند چرا که خداوند پس از آفريبنش انسان به خود آفرين گفت، نزديک ترين موجود به انسان خود اوست، چرا انسان در اسرار وجودي خويش فکر نمي کند؟ در هر مرحله اي از زندگي انسان، درسهاي مهمي پنهان است که با تفکر و انديشه قابل فراگيري است.
خداوند به هدفي از اين سوگندهاي سه گانه داشته اند، فلسفه رنج ها و بلاها و مشکلات چيست که نوع بشر با آن گلاويز است؟ بيدار کردن انسان از خواب غفلت، تقويت روح و جسم انسان، مشکلات خود ساخته، نتيجه گناهان، بازگشت به سوي خدا و در آخر بالايا براي آزمايش و همچنين مي توان گفت که برخي از مشکلات در ظاهر مشکل و بلاد در حقيقت نعمت و رحمت است که به واسطه کوتاهي فکر آن را نعمت ندانسته بلکه نقست مي شماريم.
در ادامه اين فصل نويسنده به سوگندهاي سوره صافات مي پردازد.
نويسنده در اينجا براي سوگندهاي سه گانه در اين سوره تفاسير سه گانه اي را ذکر کرده است، بر طبق تفسير اول که غالب مفسران هم بدان معتقدند، خداوند متعال به سه گروه مختلف از فرشتگان سوگند خورده ، گروه اول فرشتگاني که صف کشيده و آماده انجام فرامين الهي هستند البته خداوند فرشتگان را وسيله اي براي انجام کارها قرار داده تا عظمت خود را به ما بفهماند. گروه دوم، فرشتگان بازدارنده، به عبارت ديگر فرشتگاني که محافظ و مراقب انسان ها محسوب مي شوند و در آخر گروه سوم فرشتگاني که حاملان وحي الهي هستند. اما در تفاسير بعدي، به ترتيب معتقدين به نظريه دوم سوگندهاي سه گانه را به رزمندگان اسلام و گروهي ديگر از مفسران در نظريه سوم به علما و دانشمندان تفسير نموده اند.
در ادامه به سوره مدثر مي پردازد، سوره مدثر نيز از جمله سوره هايي است که داراي سوگندهاي سه گانه بوده که در آيات 32 تا 37 بدان اشاره شده است. سوگندهاي اين سوره مبارکه قسم به ماه، قسم به شب، و قسم به روشنايي صبح است، خداوند متعال در اين سه قسم در حقيقت بر نظام نور و ظلمت تکيه کرده است، ماه نمادي از نور است، همان گونه که سپيده صبح نيز نويد بخش نور مي باشد. هر شب نمادي از ظلمت و تاريکي است. چرا که اگر ظلمت نباشد، نور قابل استفاده نخواهد بود. که در ادامه به اين نتيجه رسيديم که هر کدام از نور و ظلمت خود نعمتي از نعمات باري تعالي هستند و چنان چه نباشد بشر قادر به ادامه زندگي نخواد بود.
در ادامه مباحث نويسنده به سوگندهاي سوره هاي تکوير دليل مي پردازد و در آخر نيز سوگندهاي سه گانه در سوره والعاديات را متذکر مي گردد. اما در ادامه مباحث به بحث مربوط به سوگندهاي دوگانه اشاره مي کند که اين سوگندها در سوره هاي قلم (قسم به قلم، قسم به مايسطرون) حاقه (سوگند به آن چه مي بينيد و آن چه نمي بينيد) قيامت (قسم به روز قيامت، قسم به وجدان بيدار) طلاق (سوگند به اسمان و کوبنده شب (ستارگان درخشان)) و در آخر ضحي (سوگند به روز و سوگند به شب) در آخرين فصل نويسنده محترم به سوگندهاي يگانه مي پردازد، سوگندهاي يگانه قرآن بيشترين عدد را به خود اختصاص داده و خداوند در اين فصل به نُه موضوع قسم خورده است، در سوره نحل در دو مورد به خودش با نام «الله» قسم ياد کرده ، در پنج مورد سوگند به «ربّ» ياد کرده. در يک مورد نيز به جان پيامبر(ص) قسم خورده و به همين منوال در مورد کتاب مبين (که همان قرآن است) عصر، نجم، مواقع النجوم، آسمان هر کدام يک مورد قسم ياد کرده است.
و در آخر کلام سه مورد قسم به قرآن کريم ياد کرده ، که مجموع شانزده سوگند يگانه وجود دارد.
بنابراين نويسنده در فصل ششم و آخر کتاب به سوگندهاي يگانه پرداخته اند که در سوره هاي نحل (دو مورد الله)، نساء (سوگند به رب)، حجر (سوگند به پروردگارت)، مريم (سوگند به پروردگارت)، ذاريات (سوگند به پروردگار آسمان و زمين)، معارج (سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها)، حجر (سوگند به جان تو (پيامبر))، همچنين در سوره هاي يس، ص، ق و دخان (سوگند به قرآن کريم)، عصر (سوگند به عصر)، نجم و واقعه (سوگند به ستاره) و در آخر ذاريات (قسم به آسمان) را شامل مي شود.
تلخیص: مرتضی اشرافی
تازه هاي کتاب
نام کتاب:
آثار گناه در زندگي و...
گناه و تخلف از قوانین الهی، عامل بدبختی و سیه روزی و منشاء آفات و مصیبت های ...
1
2
3
4
عناوين اصلي
خانه ناشران قم
بيوگرافي ناشران قم
خانه نويسندگان
آثار مترجمين
آثار ويراستاران و مصححين
آثار محققين و تدوين گران
آثار تنظیم کنندگان
چاپخانه ها
جستجو در کتاب ها
دسته بندي موضوعي کتب
عضویت در سایت
اخبار فرهنگي
مقالات فرهنگي
شهر مقدس قم
صنعت چاپ
کتابخانه های شیعی
پرسش های حوزه چاپ و نشر
ورود اعضا :
نام کاربری:
کد کاربری:
کد مورد نظر صحيح نمي باشد.
Design by: Ketabeqom.com | © 2006 Ketabeqom کلیه حقوق سایت متعلق به شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان استان قم می باشد.