مدیر مسئول
محمد ابوطالبي
آدرس
خيابان معلم – كوچه شماره 12 – پلاك 68
خلاصه کتاب
... توي بلبشو جنگ، چرخ جلو وانت بار حاج صلواتي روي مين ضد نفر رفت و لاستيك جلوش تركد و صداي آهنگ خجسته باد اين پيروزي بلندگوي ماشين تبليغات قطع شد و ماشين انگار آدمي هاي مست، لت و لو رفت. از روي كوهي از كلاه آهني و پوتين هاي بي شمار رها شده ي سربازان عراقي عبور كرد و مثل آدم هاي سكته زده، يك كولي افتاد. حاج صلواتي كه رنگ بصورت نداشت، يكي، دو نفس عميق كشيد. دهني بلندگوي ماشين را برداشت و هيجان زده گفت: بسم رب الشهداء! توجه! توجه! دوباره نفس عميق كشيد. انگار كه بين بچه ها به دنبال مقصد مي گشت، با صدايي لرزان و خش دار هوار كشيد: آهاي تخريب! آهاي تخريب! جون ننه ات با اين مين خنثي كردنت ... !

طنز خمپاره خواب آلود

کتاب برای فروش فعلا موجود نیست