مدیر مسئول
مطيع سعيد
آدرس
خ. صفاييه، كوي 28 (بيگدلي)، بين ك. 9 و 11، پ. 177 نشاني 2: شهرك كامكار، 16 متري اول، 8 متري اول، پلاك 8/1
خلاصه کتاب
سال 1317 هجري شمسي به همراه پسران عمو از فهرج بم به بمپور آمديم. به ما گفتند فهرج به شما سخت مي گذره، بيايد اينجا اوضاع بهتره. ما آمديم و لطف خداوند بزرگ هم شامل حال ما شد و فرزندان نيكي به ما عطا كرد. اينجا نفوذ خوبي پيدا كرديم. الان هفتاد هشتاد سال از عمر ما مي گذرد و تمام زندگي خود در اين شهر سپري نموديم و به فضل خدا هيچكس از همسايگان و آشنايان از خانواده و فاميل ما نارحتي ندارد، چرا كه طوري زندگي كرديم كه آزارمان به كسي نمي رسيد. اينها سخنان چراغ محمود زاده، عمو و پدر زن ولي فتح است كه بزرگ خاندان مرادي در بمپور هم به شمار مي آيد ... كتاب حاضر زندگي نامه و خاطراتي از شهيد ولي فتح مرادي به قلم مهين ريگي است كه بخشي از ابتداي اين كتاب را خوانديد.
فهرست

مقدمه
زندگي در بمپور
جواني و شور و اشتياق انقلاب
اعزام به جبهه
ولي فتح غرق در خون
عيادت رهبر
تشكيل خانواده
حضور در سپاه و بسيج
يار ديرين
كوچ به ايرانشهر و سراوان
شكستن قلك
از دست دادن مادر
بيماري ناشناخته
همه بسيجي هستيم
روستاي احمد آباد
خدمت در ايرانشهر
هميشه لبخند بر لب داشت
سردگال
خدايا شهدات را نصيبم كن!
آخرين سفر
انگشتر پدر
تصاوير

صبور دور انديش

  • نویسنده : ريگي مهين
  • فصل چاپ : زمستان
  • سال چاپ : 1391
  • قطع کتاب : رقعی
  • تیراژ 3000 نسخه
  • تعداد صفحه : 80صفحه
  • زبان کتاب : فارسی
کتاب برای فروش فعلا موجود نیست