قرآن ، احادیث و زیارات دین اهل بیت (ع) فرهنگ و هنر سبک زندگی ادبیات علوم کتب خارجی کودک و نوجوان

كليات مثنوي معنوي

نویسنده: مولانا جلال الدين محمد بلخي

خلاصه کتاب

خواندن هنري است ارزشمند، درست خواندن، به كمال رساندن اين هنر است. ارزش اين هنر زماني بارزتر مي شود كه موضوع متن، متني هنري باشد، يعني شعر، طرز نگارش شعر، ما را به اوج لذت هنري رهنمون مي گردد. هر چه شعر را آسان تر و درست تر بتوان خواند، حس شاعرانگي و مقصود واقعي شاعر آن شعر به ما عميق تر، با كيفيت تر و سريع تر منتقل مي شود. آن چه جوانان ما را از صرف وقت و اهتمام در مطالعه ي اشعار و ديوان هاي بزرگ و نوابغ بي همتاي آسمان شعر و حكمت اين مرز و بوم باز مي دارد، درست نخواندن و در نتيجه، خوب نفهميدن متون شعري است، بعد بارز حس انگيزي و شيريني زيبا شناختي شعر فارسي، در ريتم و آهنگ خيره كننده آن است. درك لذت موسيقي بي مثالي كه در شعر فارسي و به ويژه شاعراني چون مولانا جلال الدين نهفته است. تنها از طريق، خوب خواندن و راحت خواندن، امكان پذير مي گردد. بر اين مبنا در اين كتاب كوشيده شده تا حد امكان با ويرايش و سهل سازي، طرز خواندن اشعار به اين مهم اهتمام شود كه با بهتر نوشتن بعضي كلمات و گذاشتن علايم فني و ويرايش و گاه اعراب واژه ها به انجام رسيده است.


ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت
سفارش تلفنی 025-37743160



مقدمه ي ناشر
دفتر اوّل
مقدمه
نقد حال
حكايت عاشق شدن پادشاهي بر كنيزكي و
ظاهر شدن عجز حكيمان از معالجه ي كنيزك بر پادشاه و
از خداوند وليّ التّوفيق در خواستن توفيق رعايت ادب در همه حال ها و
ملاقات پادشاه با آن طبيب الهي كه در خوابش بشارت داده بودند به ملاقات او
بردن پادشاه آن طبيب را بر سر بيمار تا حال او را ببيند
خلوت طلبيدن آن ولي از پادشاه با كنيزك جهت دريافتن رنج كنيزك
دريافتن آن ولي رنج را و عرض كردن رنج او را پيش پادشاه
فرستادن شاه رسولان را به سمرقند به آوردن زرگر
بيان آنكه كشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهي
حكايت مردم بقّال و طوطي و روغن ريختن طوطي در دكان
داستان آن پادشاه جهود كه نصرانيان را مي كشت از بهر تعصّب
آموختن وزير مكر پادشاه را
تلبيس وزير با نصارا
قبول كردن نصارا مكر وزير را
متابعت كردن نصارا وزير را
قصه ديدن خليفه ليلي را
بيان حسد وزير
فهم كردن حاذقان نصارا، مكر وزير را
پيغام شاه پنهان مر وزير را
بيان دوازده سبط از نصارا
تخليط وزير در احكام انجيل
بيان آنكه اين اختلاف در صورت روش است نه در حقيقت راه
بيان خسارت وزير در اين مكر
مكر ديگر انگيختن وزير در اضلال قوم
دفع گفتن وزير مريدان را
مكرّر كردن مريدان كه خلوت را بشكن
جواب گفتن وزير كه خلوت را نمي شكنم
اعتراض مريدان بر خلوت وزير
نوميد كردن وزير مريدان را از رفض خلوت
وليعهد ساختن وزير هر يك امير را جدا جدا
كشتن وزير خويشتن را در خلوت
طلب كردن امّت عيسي (عليه السلام) از امرا كه وليعهد از شما كدام است
منازعات امرا در وليعهدي
تعظيم نعت مصطفي (صلي الله عليه و آله) كه مذكور بود در انجيل
حكايت پادشاه جهود ديگر كه در هلاك دين عيسي سعي مي نمود
آتش كردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوي آتش كه
به سخن آمدن طفل در ميان آتش و تحريض كردن
كژ ماندن دهان آن مرد كه نام محمّد (صلي الله عليه و آله) را به تمسخر خواند
عتاب كردن آتش را آن پادشاه جهود
قصّه ي باد كه در عهد هود (عليه السلام) قوم عاد را هلاك كرد
طنز و انكار كردن پادشاه جهود و قبول ناكردن نصيحت خاصّان خويش
بيان توكّل و ترك جهد گفتن نخجيران به شير
جواب گفتن شير نخجيران را و فايده ي جهد گفتن
ترجيح نهادن نخجيران توكّل را بر جهد و اكتساب
ترجيح نهادن شير جهد و اكتساب را بر توكّل و تسليم
ترجيح نهادن نخجيران توكّل را بر اجتهاد
باز ترجيح نهادن شير جهد را بر توكل
باز ترجيح نهادن نخجيران توكّل را بر جهد
نگريستن عزرائيل بر مردي و گريختن آن مرد در سراي سليمان و
باز ترجيح نهادن شير جهد را بر توكّل و فوايد جهد را بيان كردن
مقرر شدن ترجيح جهد بر توكّل
انكار كردن نخجيران بر خرگوش در تأخير رفتن بر شير
جواب خرگوش نخجيران را
اعتراض نخجيران بر سخن خرگوش
جواب خرگوش نخجيران را
ذكر دانش خرگوش و بيان فضيلت و منافع دانش
باز طلبيدن نخجيران از خرگوش سرّ انديشه ي او را
منع كردن خرگوش راز را از ايشان
قصّه ي مكر خرگوش
يافت تأويل ركيك مگس
توليدن شير از دير آمدن خرگوش
هم در بيان مكر خرگوش
آمدن خرگوش نزد شير و خشم شير بر وي
عذر گفتن خرگوش
جواب گفتن شير خرگوش را و روان شدن با او
قصّه ي هدهد و سليمان در بيان آنكه چون قضا آيد، چشم هاي روشن
طعنه ي زاغ در دعوي هدهد
جواب گفتن هدهد طعنه ي زاغ را
قصّه ي آدم (عليه السلام) و بستن قضا نظر او را از مراعات صريح نهي و ترك تأويل
پاي واپس كشيدن خرگوش از شير چون نزديكي چاه رسيد
پرسيدن شير از سبب پا واپس كشيدن خرگوش
نظر كردن شير در چاه و ديدن عكس خود را و آن خرگوش را در آب
مژده بردن خرگوش سوي نخجيران كه شير در چاه افتاد
جمع شدن نخجيران گرد خرگوش و ثنا گفتن او
تفسير رجعنا من جهاد الاصغر الي جهاد الاكبر
آمدن رسول روم تا عمر و
يافتن رسول روم، عمر را
سلام كردن رسول روم عمر را
سؤال كردن رسول روم از عمر
اضافت كردن آدم آن زلّت را به خويشتن كه «ربّنا ظلّمنا» و
تفسير آيه ي : و هو معكم اينما كنتم
سؤال كردن رسول از عمر از سبب ابتلاي ارواح با اين آب و گل اجساد
در سرّ آنكه: «من اراد ان يجلس مع الله فليجلس مع اهل التصوّف»
قصّه ي بازرگان كه طوطي او را پيغام داد به طوطيان هندوستان هنگام رفتن به تجارت
صفت اجنحه ي طيور عقول الهي
ديدن خواجه طوطيان هندوستان را در دشت و پيغام رسانيدن از آن طوطي
تفسير قول فريد الدّين العطّار ميان خاك خون مي خور كه صاحب دل
تعظيم ساحران موسي (عليه السلام) را كه، چه مي فرمايي؟ اوّل تو مي اندازي عصا را، يا ما؟
باز گفتن بازرگان با طوطي آنچه ديد از طوطيان هندوستان