مدیر مسئول
علي اكبر كاظمي
آدرس
خيابان معلم ، معلم 12 ، انتهاي كوچه سمت چپ ، كوچه فرجام ، پلاك 22
خلاصه کتاب
اين كتاب مجموعه ي تقريرات مولاناست كه در مجالس خود بيان فرموده و پسر او بهاءالدين، معروف به سلطان ولد، يادداشت كرده و بدين صورت درآمده است. غالباً فصول كتاب جواب سوال مطالبي است كه به اقتضاي حال شروع شده و بدين جهت ارتباطي به سوابق خود ندارد و قسمتي هم خطاب است به معين الدين سليمان پروانه. موضوع فصول و مجالس و نتيجه ي آن ها علي العموم مسائل اخلاق و طريقت و نكات تصوف و عرفان و شرح تبيان قرآن و احاديث نبوي و كلمات مشايخ است كه با همان روش مخصوص مولانا، يعني به وسيله ي ضرب المثل و نقل حكايات توضيح يافته است.
فهرست

مقدمه ناشر
زندگي نامه مولانا
خلقان، صورت اين سخن را گرفته اند
يكي مي گفت كه مولانا سخن نمي فرمايد
گفت كه شب و روز، دل و جانم به خدمت است
يكي گفت كه اين جا چيزي فراموش كرده ام
گفت كه اين چه لطف است
اين سخن براي آن كس است
پسر اتابك آمد
سؤال كرد كه از نماز فاضل تر چه باشد؟
گفتيم آرزو شد او را
پروانه گفت كه مولانا بهاء الدين
اين چه مي گويند كه : القلوب تتشاهد
مشتاقيم، الّا چون مي دانيم
قال النّبيّ عليه السّلام
شيخ ابراهيم گفت كه سيف الدين فرّخ
در آدمي، عشقي و دردي
فرمود كه هر كه محبوب است
نايب گفت كه پيش از اين، كافران بت را مي پرستيدند
اين مقري قرآن را درست مي خواند
مي فرمود كه تاج الدّين قبايي را گفتند
فرمود كه شب و روز جنگ مي كني
شريف پاي سوخته گويد
الأصل ان يحفظ ابن چاوش حفظ الغيب
فرمود كه جانب توقات مي بايد رفتن
هر كس اين عمارت را به نيّتي مي كند
شخصي درآمد
فرمود لطف هاي شما و سعي هاي شما
از فقير آن به كه سؤال نكنند
اوراد طالبان و سالكان آن باشد
قال الجرّاح المسيحي
سري هست كه به كلاه زرّين
پيوسته شحنه طالب دزدان باشد
صفت يقين شيخ كامل است
و قال تجنّبنا و لا تقربنّا
ديدمش در صورت حيوان وحشي
مرا عجب مي آيد
صورت فرع عشق آمد
فرمود از دعوي اين كنيزك كه كردند
مصطفي صلي الله عليه و آله و سلّم با صحابه نشسته بود
حسام الدّين ارزنجاني
سؤال كرد جوهر خادم السلطان
ما هم چون كاسه ايم بر سر آب
اين كساني كه تحصيل ها كردند
سيف البخاري راح إلي
هر كسي چون عزم جايي و سفري مي كند
نام آن جوان چيست؟
شيخ ابراهيم، عزيز درويشي است
الله تعالي مريد للخير و الشّر
الشكر صيد و قيد النّعم
شخصي امامت مي كرد و خواند
گفت ما جمله احوال آدمي را
همه چيز را تا نجويي، نيابي
سؤال كردند از تفسير اين بيت
پرسيدند معني اين بيت
فرمود اوّل كه شعر مي گفتيم
گفت قاضي عزّالدّين سلام مي رساند
فرمود كه خاطرت خوش است
اكمل الدّين گفت: مولانا را عاشقم
عارفي گفت رفتم در گلخني تا دلم بگشايد
گفت كه آن منجّم مي گويد
ما فضّل أبوبكر بكثرة صلوة
تواتر شنيدن گوش فعل رؤيت مي كند
بعضي گفته اند محبّت موجب خدمت اوست
دوستان را در دل رنج ها باشد
هر علمي كه آن به تحصيل و كسب در دنيا
اهل دوزخ در دوزخ خوش تر باشند
سراج الدّين گفت كه مسئله اي گفتم
خلق آدم علي صورته
سئل عيسي عليه السلام
ميان بنده و حق حجاب همين دو است
فرمود اين كه مي گويند
دلدارم گفت كان فلان زنده به چيست
اقتضاي كمال، ميل غير است
الآدمي كالقصعة او كالاناء
پرسيد كه فايده اعمال اين جا چرا نمي شود؟
در تفسير سوره انّا فتحنا
حواشي و تعليقات (به قلم بديع الزمان فروزان فر)

فيه ما فيه

  • نویسنده : بلخي رومي مولانا جلال الدين محمد
  • سال چاپ : 1390
  • قطع کتاب : وزیری
  • چاپخانه علوي
  • تیراژ 2000 نسخه
  • تعداد صفحه : 464صفحه
  • شابک 978-600-5833-12-6
  • زبان کتاب : فارسی
  • موضوع کتاب داستان و رمان
کتاب برای فروش فعلا موجود نیست