مدیر مسئول
علي اكبر كاظمي
آدرس
خيابان معلم ، معلم 12 ، انتهاي كوچه سمت چپ ، كوچه فرجام ، پلاك 22
خلاصه کتاب
شما هم اگر روز صبح، از خيابان باريكي كه باب همايون را به ناصر خسرو وصل ميكند، مي گذشتيد، حتماً لاشه ي او را مي ديديد. كنار جوي آب، نزديك هشتي گودي كه سه در خانه در آن باز مي شود. افتاده بود. يك دست و يك پايش هنوز توي جوي آب بود. و مردم دور او جمع شده بودند و پرحرفي مي كردند. دو پاسبان با دو ورق كاغذ بزرگ، از راه رسيدند و مردم را كنار زدند. اول گوني پاره اي را كه به جز شلوارش، تنها لباس او بود از روي دوشش برداشتند؛ تكانش دادند و چون چيزي از آن نيافتند، به كناريش نهادند و آن پاسباني كه كاغذ و قلم را به دست گرفته بود. پس از نوشتن جمله هاي فورمول مانند گزارش، چنين افزود:...
فهرست

1. ديد و بازديد عيد
2. گلدان چيني
3. پستچي
4. معركه
5. دو مرده
6. زندگي كه گريخت
7. نزديك مرزون آباد
8. دهن كجي
9. اختلاف حساب
10. نوبر توت فرنگي
11. دفترچه بيمه
12. عكاس با معرفت
13. دزد زده
14. جاپا
15. مسلول

داستان هاي بي ملاك

  • نویسنده : آل احمد جلال
  • سال چاپ : 1389
  • قطع کتاب : رقعی
  • چاپخانه ياسين
  • تیراژ 2000 نسخه
  • تعداد صفحه : 214صفحه
  • شابک 978-600-5833-10-2
  • زبان کتاب : فارسی
  • موضوع کتاب داستان و رمان
کتاب برای فروش فعلا موجود نیست