مدیر مسئول
صادق زيني لشكاجاني
آدرس
قم، 20 متري شهيد كريمي، بيست متري زاد، ك 40 ، پ 726
خلاصه کتاب
شخصي بهلول را در قبرستان ديد، از او پرسيد: چه مي كني؟ بهلول گفت: همنشيني مي كنم با جماعتي كه مرا اذيت نمي كنند و اگر از ياد آخرت غفلت كنم مرا يادآوري و تذكر مي دهند و اگر از آنها دور شوم غيبت مرا نمي كنند. بهلول يكي از ياران پاك و مخلص امام صادق عليه السلام بود كه به امر امام عليه السلام خود را به ديوانگي زد تا هم جان به سلامت برده باشد و هم بتواند حرف هاي عاقلانه ي خود را به سادگي به دشمنان دين گفته باشد. نوشتار حاضر قصه هايي كوتاه و شيرين از بهلول عاقل مي باشد.
فهرست
بهلول در نزد خليفه
الاغ عمرش را به خليفه داد
ارزش هارون الرشيد از نظر بهلول
شكار هارون الرشيد
گول زدن داروغه
بالا رفتن بهلول از درخت
علم نجوم
قرض كردن الاغ
طمع شيّاد به سكّه طلاي بهلول
بزرگترين جانور
خليفه ديوانه
لباس‌شويي
پيدا كردن پول دزديده شده
فرزندان به جاي الاغ
طعام خليفه
اموال بهلول
عاقبت ثروتمندان و فقيران از نظر بهلول
بهلول و طبيب
حكايت
امانت خواهي
خليفه شدن بهلول
ماست خوردن غلام هارون
فلسفه كفشهاي بهلول
دوستي بهلول
ديدار شيطان
بهلول و قبرستان
ديوانه و بهلول
داروغه شهر
موجود احمق
تعبير خواب خليفه
وجود مبارك خليفه
مصيبت عظيم
ديوانه كُشتن هارون الرشيد
اين شهر چند عاقل دارد
پاسخ به اذيت بچه‌ها
حاضر جواب بهلول
نان بسيار گران شده و بهلول دعا نمي‌كند
جواب بهلول به زن بدكاره
شعري از بهلول
شعري ديگر از بهلول
بهلول بر تخت شاهي مي‌نشيند
قصه سنگ زدن
بي‌وفايي دنيا
بهلول پند مي‌شنود و پند مي‌دهد
تاوان آزاد بودن بهلول
بهلول روزي را فقط از خدا مي‌خواهد
بهلول محتاج دعاي بچه‌ها مي‌شود
فقيرترين فرد از ديد بهلول
ارزش سلطنت هارون
آخرت هارون الرشيد چگونه است
بهلول ديوانه است يا عاقل
شمارش ديوانگان
نُقل و بادام
شراكت
بيماري مادر
ميراث پدري
خانه بهلول
زن بغايت قبيح بهلول
چگونه خواهي زيست؟
شاعر و ياوه سرا
آب زمزم
عذاب اهل مجلس از خدانندگي مطرب
وقت طعام خوردن
مستجاب شدن دعا
بي‌ادبي شخصي در حضور بهلول
وجود شريف شما
مدح خليفه گفتن
بهلول و جاهل
سؤال كردن از بهلول
بسمت جامه‌هاي خود
دعوي شخصي در نزد بهلول
عيادت كردن بهلول
ماه گداخته و باريك شده
طعام خوردن بهلول با خليفه در يك طبق
دو بلا در يك زمان
سركه هفت ساله
دزديدن كفش بهلول
بنالد تا گلويش پاره شود
زن بدخو و زشت روي بهلول
هضم طعام
نصف ديگرش را به كه بفروشم؟
اره‌اي كه هنوز دندان در نياورده
همين امروز عمرش را داد به شما
مشورت با بهلول
خنداندن توانگر
حرف زدن و نجوا كردن با خود
خوب كار نكردن فكر خليفه
راز طول عمر آدمي
پياده مي‌آمدم
مشاجره بهلول با زنش
آدم مهم ...!
طلبكار و احمق!
پارچه به سر بستن
ماليدن سِريش به كلاه
جلوگيري از دعواي دو نفره
عقلم مي‌رسد، زورم نمي‌رسد!
رفتن به عيادت مريض
لاف زني
سرگرم كردن
دنيا را چگونه مي‌بيني؟
استراحت كردن
بلند كردن
بلند كردن سايه از روي زمين
تشييع جنازه قاضي شهر
دست و پا زدن بهلول
پنجاه دينار طلب من
يك موي تو به صد تا الاغ من مي‌ارزد
دوست داشتني‌ترين حيوان عالم
دزدي الاغ
مگر تو آدم نيستي
سرگردان
آدم احمق
كوتاه شدن زبان
آينده دنيا
شكستن پاي بهلول
عصا به چه كار آيد؟
خرما بخور
مهمان
كاه و گل به جاي گچ
احوال پرسي از بهلول
خبر رساندن بهلول
بهاي الاغ
همنشيني با همنوعان
سكته ناقص
من پياده خواهم رفت ...!
رو سفيد‌ترين مردم نزد خداوند
روحيه‌ام مرده است
من مي خر‌م
با يك گل بهار نمي‌شود
جلب نوعدوستي بزرگان
شَرَف يابي
نيكوترين دعا
مرد شياد و لاف زن
او را چگونه مي‌توان يافت؟
كلاه
بهشت جاي عاقلان و فرزانگان باشد
سبك بودن انديشه
توانگر فرومايه
نان مي‌دهند و جان مي‌ستانند ...
جنون
تخم نكردن مرغ
مرگ چيست؟
همديگر را مي‌درند ...!
حرفهاي خوب
صاحب اصلي
آدم ابله
نزديكترين راه
نشانه كامل شدن عقل
وظيفه چشم آدمي
سعادت در چيست؟
طول عمر
وصف و بزرگواري
شايستة لطف تو باشم ...!
فرق بين تولد و مرگ
انسان چيست؟
حكمت گردش شب و روز
نردباني دو طرفه
مشترك
ظاهر خوش و باطن ناخوش
زن پير
بدنبال حواس
تلخ‌ترين چيز
خواب
دكان سلماني
احسنت به مرغ
دوستي به نسيه

قصه هايي شيرين از بهلول

کتاب برای فروش فعلا موجود نیست