ادبیات فارسی ادیان و مذاهب اصول دین و اعتقادات اهل بیت (ع) سبک زندگی قرآن کودک و نوجوان علوم و فنون حوزه علمیه احادیث | ادعیه | زیارت


خلاصه کتاب

نزديك غروب در حالت نيمه بيهوشي داشتم با خدا مناجات مي كردم و گاهي امام هفتم عليه السلام را صدا مي زدم. حال معنوي خوبي داشتم در آن فضاي نيمه تاريك اردوگاه ناگهان دو نور را در كنار خود ديدم: دو آقاي نوراني بودند كه به من اشاره مي كردند و مي گفتند تو خوب سالم هستي و همين كه به طرف امير بهمني متوجه شدند من از حال نيمه بيهوشي بيرون آمدم. فهميدم كه حالم خوب شده است. رو به رويم را نگاه كردم اما امير بهمني ديگر رو به روي من نبود و با تختش او را برده بردند. من ديگر او را نديدم: ولي شنيدم او همان موقع شهيد شده است. همه آزادگان خاطره هاي متعددي از امدادهاي غيبي در طول اسارت دارند كه كمتر بازگو كرده اند. آقاي عبدالحميد رحمانيان آزاده سرافراز دفاع مقدس، به جمع آوري و تنظيم برخي از اين امدادهاي معنوي و زيبا پرداخته و نام آنرا درهاي هميشه باز گذارده است. آن چه پيش روي شماست تنها چند گواه از آن همه كرامت و الطاف فرزندان معصوم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم، كه چون درهايي هستند كه هيچ گاه بسته نمي شوند.


این کتاب فعلا موجود نیست . برای سفارش این کتاب با شماره های 09907632009 - 02537743160 تماس بگیرید. منتظر تماس شما هستیم.
ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت
سفارش تلفنی 025-37743160

موارد بیشتر arrow down icon