قرآن ، احادیث و زیارات دین اهل بیت (ع) فرهنگ و هنر سبک زندگی ادبیات علوم کتب خارجی کودک و نوجوان

داستان هاي بي ملاك

نویسنده: آل احمد جلال

خلاصه کتاب

شما هم اگر روز صبح، از خيابان باريكي كه باب همايون را به ناصر خسرو وصل ميكند، مي گذشتيد، حتماً لاشه ي او را مي ديديد. كنار جوي آب، نزديك هشتي گودي كه سه در خانه در آن باز مي شود. افتاده بود. يك دست و يك پايش هنوز توي جوي آب بود. و مردم دور او جمع شده بودند و پرحرفي مي كردند. دو پاسبان با دو ورق كاغذ بزرگ، از راه رسيدند و مردم را كنار زدند. اول گوني پاره اي را كه به جز شلوارش، تنها لباس او بود از روي دوشش برداشتند؛ تكانش دادند و چون چيزي از آن نيافتند، به كناريش نهادند و آن پاسباني كه كاغذ و قلم را به دست گرفته بود. پس از نوشتن جمله هاي فورمول مانند گزارش، چنين افزود:...


این کتاب فعلا موجود نیست . برای سفارش این کتاب با شماره های 09907632009 - 02537743160 تماس بگیرید. منتظر تماس شما هستیم.
ارسال به سراسر ایران
تضمین رضایت
سفارش تلفنی 025-37743160



1. ديد و بازديد عيد
2. گلدان چيني
3. پستچي
4. معركه
5. دو مرده
6. زندگي كه گريخت
7. نزديك مرزون آباد
8. دهن كجي
9. اختلاف حساب
10. نوبر توت فرنگي
11. دفترچه بيمه
12. عكاس با معرفت
13. دزد زده
14. جاپا
15. مسلول